بین، میانه
در پارسی میانه: مَیان
میان واژه ای فارسی و برگرفته از واژه �myān� در فارسی میانه می باشد .
این واژه در فارسی باستان به شکل �madiya� ( در کتیبه های هخامنشی معنای �وسط� داشته ) آمده است .
همچنین با واژه های �maidiia� اوستایی - �madhya� سانسکریت - �məyān� پشتو - �medius� لاتین - �medio�ایتالیایی - �milieu� فرانسوی - �medio� اسپانیایی - �meio� پرتغالی - �middle� انگلیسی - �mitte� آلمانی - �middel� هلندی - �midt� نروژی، دانمارکی، سوئدی - �mesos� یونانی هم ریشه می باشد .
... [مشاهده متن کامل] میان و میانه و احتمالا ماد با میدل انگلیسی مثیوس یونانی مدیوس لاتین و مدیوم و. . . در زبان های هندواروپایی هم ریشه است
این واژه به ریخت میدان به زبان عربی نیز راه یافته گویا
منبع. عکس فرهنگ ریشه های هندواروپایی زبان فارسی
واژه میان
معادل ابجد 101
تعداد حروف 4
تلفظ miyān
نقش دستوری اسم
ترکیب ( اسم ) [پهلوی: miyan]
مختصات ( اِ. )
آواشناسی miyAn
الگوی تکیه WS
... [مشاهده متن کامل]
شمارگان هجا 2
منبع لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی عمید
فرهنگ فارسی معین
فرهنگ فارسی هوشیار
واژگان مترادف و متضاد
به جای واژه های "متوسط، مِدیوم" بگوییم "میانه"، به جای واژه های "حداکثر، های" بگوییم "بیشینه" و به جای "حداقل، لُو" بگوییم "کَمینه"
این واژگانی که به گوشتان خورده است بهتر از برابر های انگلیسی و عربی شان نیستند؟
... [مشاهده متن کامل]
همچنین میتوان به جای "حداقل" در گفتگو ها گفت "کَمِ کَم، کمِ کمِش" و به جای "حداکثر" بگوییم "زیادِ زیاد، زیاد زیادِش". برای نمونه:
نادرست:حداقل این کار را که میگویم بکنید.
درست تر:کَمِ کَمِش این کار را که میگویم بکنید.
جای دوری نمی رود که از این واژگان بیگانه بکار نبریم!اگر به جای "میانه" بگویید "مِدیوم" کسی به شما نمیگوید که خیلی خَفَن هستید!
بدرود!
میان در لغت به معنای بین و وسط می باشد ولی از انجا که خیلی از اسامی کهن ایران بر گرفته از عوارض طبیعی هستند؛ هرگاه این اسم بر شهر یا روستا یا مکان نهاده شود به ( معنای سرزمین نسبتا همواری است که بین دو دره ی بزرگ واقع شده باشد )
لابه لای
بین ، فاصله ی بین دو چیز یا دو نفر
واژگان ( میان، میانه یا میانگین، میانجی، میانجی گری ( میانجیگی ) ) واژگان پارسی هستند و در زبان پهلوی به گونه یِ ( مَیان، مَیانَگ، مَیانجیگ، مَیانجیگیه ) واگویی می شده اند.
چنانکه در رویه یِ 55 و 171 از نبیگِ ( فرهنگنامه کوچک پهلوی ) نوشته یِ ( دیوید مک کنزی ) آمده است:
از میدان هست
الاثناء ، غضون
لا، بین، مرکز، میانه، وسط، کمر، تو، داخل، مابین
مرکز
کمر
بُحبوحه
تو
ضمن
مشاهده ادامه پیشنهادها (١٠ از ١٩)