نمونه ای از کاربرد کلمه در جمله:
آن غریبه ساده لباس پوشیده بود و در معیتِ تنها یک همراه سفر می کرد. وقتی در مسافرخانه ها توقف می کردند، فرد همراه که به نظر می رسید چیزی مثل دستیار یا خدمتکار باشد، کارهای مربوط را انجام می داد.
آن غریبه ساده لباس پوشیده بود و در معیتِ تنها یک همراه سفر می کرد. وقتی در مسافرخانه ها توقف می کردند، فرد همراه که به نظر می رسید چیزی مثل دستیار یا خدمتکار باشد، کارهای مربوط را انجام می داد.
معیت عام: مقصود از همراهی و معیت خدای سبحان، اشراف وجودی و احاطه علمی او به همه آفریدگان خود از جمله انسان هاست. ( هُوَ مَعَکُمْ أَیْنَ مَا کُنْتُمْ )
معیت خاص: عنایات ویژه پروردگار به افراد و گروههای خاص از انسان هاست ( لَا تَحْزَنْ إِنَّ اللَّهَ مَعَنَا )
... [مشاهده متن کامل]
در معیت خاص شرط برخورداری از عنایات، پیش از هر چیز، ایمان به خدا و پس از آن، تقوا، صبر و احسان به دیگران است.
معیت خاص: عنایات ویژه پروردگار به افراد و گروههای خاص از انسان هاست ( لَا تَحْزَنْ إِنَّ اللَّهَ مَعَنَا )
... [مشاهده متن کامل]
در معیت خاص شرط برخورداری از عنایات، پیش از هر چیز، ایمان به خدا و پس از آن، تقوا، صبر و احسان به دیگران است.
همراه بودن. کنار بودن
مَعیَّت یعنی همراه، به همراهی، در کنارِ
مثال:در معیت دادگاه های نظامی استان، دادسرای نظامی تشکیل میشود
مثال:در معیت دادگاه های نظامی استان، دادسرای نظامی تشکیل میشود
همنشینی جوار همراهی
به معیتِ : به همراهِ ، در کنارِ
در جوار _ همسایگی
معیت:همراه_در کنار
در پهلوی " اپاکی " یعنی همراهی و در معیت.