" شهراوردی و تیر اندازی ": السبق و الرمایه.
" شهراورد. شهراوردی. شهراوردش. شهراوردک. شهراوردشی. شهراوردشایی. شهراوردشها. همواردی. هموردش. هماوردشایی. هماوردشناک. هماوردشناکی. هماوردشها. هماوردشوار. هماوردشور. هماوردش ورز. هماوردشگر. هماوردشگرا.
... [مشاهده متن کامل] هماوردشگرایین. هماوردشگرایی. هماوردشگرلییگری. هماوردشکر. هماوردشگار. هماوردشکار. هماوردشیار. هماوردشبار. هماوردشتار. هماوردشسار. هماوردشوار. هماوردشزار. هماوردش آر. رویا روی. رویارو. رویارویی. روباروجو. روباروخو. روباروخویی. روباروپو. روباروسو. رویاروگو. رویاروکو. رویاروگرا. رویاروگر. رویاروکر. رویاروگار. رویاروکار. رویارووار. رویاروواریگریمندانه هایشان. پیکار. پیکارگری. پیکارروی. پیکارش. پیکارشینه. پیکارشناک. پیکارشباک. پیکارشچتک. پیکارشداگ. پیکارشساک. پیکارشواک. پیکارمندیگریواریمندانه های آنها ":مسابقه.
لری بختیاری
ژوربیشی: مسابقه
ژوربیشیَل: مسابقات
مسابقه : ناورد
مسابقات: ناوردگان
ناورد ریخت کهن نبرد که رفته رفته از ناورد به نَوَرد و به نَبَرد واگشته است. ریخت دیگری از آن هم آورد هست که کوتاه شده همین ناوَرد هست. مانند شهرآورد: نبردشهرد، دربی یا در واژه همآورد که معنی رقیب و همزور میدهد.
پیش برد. پیش بردی .
هر کس پیشی بگیرد می برد. ان که سرانجام پیش افتاد برنده است. به. .
مسابقه : کورس
در لری و لکی ( ملکه ملکی ) یعنی مسابقه یا رقابت.
"ناوَرد"
واژه ی ناورد به جای مسابقه و رقابت.
به گرز و سنان اسب تازی گرفت/ به ناورد صد گونه بازی گرفت.
اسدی توسی.
سخن در صلاح است و تدبیر و خوی/نه در اسب و ناورد و چوگان و گوی.
سعدی.
هماوری
مسابقه برابر بازی و همتازی است.
مُسابِقه: چالش، بازی، همتازی، همآورد، آورد، زورآزمایی، پیکار، پیشی، پیشجویی؛ آزمون، آزمایش
این همه واژه برای مسابقه داریم تو پارسی چرا الکی میگین نداریم پس رو در رو_ همتازی_ هم آزمایی_هم سنجی پیکار چیه؟تازه چندتا دیگه اش هم نگفتم
پِیشَکانی: مسابقه.
این در افغانستان رواج دارد.
در اصل ( پیشگانی است. مانند دوستگانی )
[ پیش گان ی = هم پیش ی. ]
پِیشگانی: همپیشی.
پیشگان: همپیش.
جمله:
بیا که پِیشَکانی کنیم: بیا که مسابقه بدهیم.
... [مشاهده متن کامل]
بیا که پیشکانی کنیم که کی پیش می شود: بیا که مسابقه بدهیم که کی پیش می شود.
ر ودر و شدن، جنگیدن
مسابقه: بازی
مسابقه دادن: بازی کردن
پیشی جویی= مسابقه
کورس. . . . .
Match
آورد، پیکار
مسابقه ( Match ) : [اصطلاح بدمینتون]رویاروی بین دو طرف که هر یک شامل یک یا دو بازیکن باشد.
تاخت آزمایی
Competition
race
مشاهده ادامه پیشنهادها (١٠ از ٢٣)