مذاکره: هَمگویی
مذاکره به چیم گفتگو نیست و با گفتگوی ساده ناهمگونی ( تفاوت ) دارد. شما زمانی که با دوست یا خانواده خود گفتگو می کنید، مذاکره می کنید؟ نه! خواهشمند است برای دانش بیشتر به نوشته من درباره مذاکره کردن نگاه کنید.
فرَشن در زبان پهلوی به چیم پرسش است و نه مذاکره!
مذاکره: هم اندیشی، هَمچاریشنیه، هَمچاریشن
مذاکره ؛
فلسفه ی مفهوم مذاکره این سخن را برای ما دارد که باید بر مبنای ذکاوت باشد ذکاوتی که منتهی به تزکیه و سخاوت و سخت شدن و ثقیل شدن و استحکام شود.
در مفهوم مذاکره پستی و بلندی های کار را تشخیص دادن تحت عنوان زیک زاک وجود دارد.
... [مشاهده متن کامل]
حکمت نگارگری حرف ذ به این صورت در ساختمان کلمه ی مذاکره مفهوم پیرامون دار بودن این مسیله را به ما نشان می دهد.
تعریف موازی یادآوری و تذکر برای کلمه ی مذاکره اشاره به وجود موضوعات خاص در خلال مذاکره جهت پرداختن به آن را برای ما ایجاد می کند.
در ادامه ی سخن مفهوم مذاکره ، مفهوم فوض بردن و به فیض رسیدن و مستفیض شدن و استفاده بردن از فیزیک هستی وجود دارد.
روند ایجاد ساختمان کلیدواژه ی مذاکره در آبراه سیال مفاهیم و حروف و علم کلام یک روند بسیار علمی و روشن می باشد که منتهی به ایجاد امنیت و آرامش و صلح و ثبات و آسودگی و آسایش می شود.
که در غیر اینصورت فلسفه وجودی این مفهوم به عمل نیامده است.
حکمت وجود حرف ر در ساختمان کلمه ی مذاکره باعث ایجاد دائمی بودن و جریان دار بودن و مستمر بودن مبحث مذاکره در ابعاد مختلف و در سطوح مختلف می باشد.
این سخن سخاوتمندانه از کلام مذاکره که منطبق بر عالم واقع و هستی می باشد این مسیله را برای ما روشن می کند که عالم هستی دارای جریان و انرژی و حرارت و حرکت و تغییر می باشد.
حکمت استفاده از حرف ک به جای حرف خ یا ق در ساختمان کلمه ی مذاکره مفهوم محافظت را به ما نشان می دهد.
" یادش . یاد ":مذاکره.
برابرپارسیِ واژه یِ " Unterredung " ( آلمانی ) واژه یِ " هَمپُرسَکیه : hampursakih " ( پارسیِ میانه ) است که برابر با " همپُرسگی" ( زبان پارسیِ نو ) است. ( در این باره به زیرواژه یِ " گی" در همین تارنما بروید و پیامِ من را بخوانید. )
... [مشاهده متن کامل]
" Unterredung " به چمِ " گفتگو، مباحثه، بحث، مذاکره " است.
در این باره از واژه " همپُرسیدن/همپُرس - " واژگانِ زیبایِ دیگری نیز می توان یافت.
. . . . .
پَسگشت : رویبرگ 278 از نبیگ " بخشِ سوم - پارسیِ میانه" ( کارل زالمان )
مذاکره ؛ ذکر ، تذکر ، ذکور ، مذکر ، ذکاوت ، تذکیه
اگر مسیر ایجاد این کلمه را دنبال کنیم بدینصورت قابل تبیین خواهد بود ؛
همزمان چهار مفهوم سختی و ساختن و سخاوت و شاخص با تعاریفی از قبیل ؛ سخت شدن و ساخته شدن و سخاوت داشتن و شاخص شدن و ثقیل بودن و ساق کشیدن و ساقی شدن و سقایت در کلیدواژه ی مذاکره قابل مشاهده است.
... [مشاهده متن کامل]
ذک ذاک ذیک
زک زاک زیک
زگ زاگ زیگ
زغ زاغ زیغ
سخ ساخ سیخ
( ذغال ثقیل سختی ذکور ساقه شاخه شاخص زاگرس )
( زاگرس زاگرست زاگ راست ، راستی و رُستن و سخت شدن ، سخت رست ، ساخت رشد )
گفتشان:مذاکره.
گفتشانها:مذاکرات.
موعود. [ م َ ] ( ع ص ) وعده کرده شده. ( غیاث ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ) . وعده کرده شده و وعده داده و از پیش خبر داده شده. || تقدیرشده. ( ناظم الاطباء ) : پس آن که مردنی است می میراند و دیگر را می گذارد تا وقت موعود دررسد. ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 207 ) . عبادت کرد تا زمانی که اجل موعودش رسید. ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 308 ) . چون. . . شرط کردم. . . خطبه بنویسم. . . خطبه موعود این است. . . ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 89 ) .
... [مشاهده متن کامل]
- ارض موعود ؛ زمین وعده داده شده.
- || کنایه است از بیت المقدس. فلسطین. کنعان. ( از یادداشت مؤلف ) . و رجوع به فلسطین شود.
- روز موعود ؛ کنایه است از روز قیامت :
قیمت خود به ملاهی و مناهی مشکن
گرت ایمان درست است به روز موعود.
سعدی.
- مهدی موعود ؛ لقبی از القاب حضرت حجت بن الحسن عسکری ( ع ) . ( از یادداشت مؤلف ) . و رجوع به مهدی شود.
- اجل موعود ؛ مرگ مقدر و مرگ حتمی. ( ناظم الاطباء ) .
|| این کلمه را بعضی ها به معنی دعوت شده یعنی به جای �مدعو� به کار می برند. ( از نشریه دانشکده ادبیات تبریز ) .
موعود. [ م َ ] ( ع مص ) وعده کردن. ( آنندراج ) . مصدر به معنی وعده. ( ناظم الاطباء ) . نوید دادن. ( منتهی الارب ) . و رجوع به وعد شود.
منبع. لغت نامه دهخدا
منبع. عکس فرهنگ ریشه واژگان فارسی دکتر علی نورایی
مذاکره: همتای پارسی این واژه ی عربی، اینهاست:
گفتگو ( دری )
فراشن farāŝan ( پهلوی: fraŝn )
رایزنی، کنکاش، پالوده، گردآیی، نیوشش، همرایی، آوانگاری، همپویی، همگرش، همرسی
به جای "مذاکره" از واژه زیبا پارسی "گفتگو" بِکار ببریم.
بِدرود!
یادگیری ، به خاطر سپردن
قابل مذاکره
مشاهده ادامه پیشنهادها (١٠ از ١٦)