ماوی. [ وی ی ] ( ع اِ ) ج ِ ماویَّه. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ) . رجوع به ماویة شود.
ماوی. [ وی ی ] ( ع ص نسبی ) منسوب به ماء. مائی. ( از منتهی الارب ) . نسبت است به ماء. مائی. ماهی . ( از اقرب الموارد ) . و رجوع به ماء شود.
... [مشاهده متن کامل]
ماوی. ( اِخ ) دهی از دهستان بهمئی سردسیر است که در بخش کهکیلویه شهرستان بهبهان واقع است و 250 تن سکنه دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 6 ) .
مأوی. [ م َءْ وا / م َءْ وی ] ( ع اِ ) پناه جای و جایی که شب و روز باشش درآن کنند. ( منتهی الارب ) . پناه جای و جایی که شب و روز در آن زیست کنند. ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ) . پناهگاه. جایگاه مأمن. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ) . جای برگشتن یعنی خانه خود. ( غیاث )
منبع. لغت نامه دهخدا
ماوی. [ وی ی ] ( ع ص نسبی ) منسوب به ماء. مائی. ( از منتهی الارب ) . نسبت است به ماء. مائی. ماهی . ( از اقرب الموارد ) . و رجوع به ماء شود.
... [مشاهده متن کامل]
ماوی. ( اِخ ) دهی از دهستان بهمئی سردسیر است که در بخش کهکیلویه شهرستان بهبهان واقع است و 250 تن سکنه دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 6 ) .
مأوی. [ م َءْ وا / م َءْ وی ] ( ع اِ ) پناه جای و جایی که شب و روز باشش درآن کنند. ( منتهی الارب ) . پناه جای و جایی که شب و روز در آن زیست کنند. ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ) . پناهگاه. جایگاه مأمن. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ) . جای برگشتن یعنی خانه خود. ( غیاث )
منبع. لغت نامه دهخدا
ماوی: آبی
Mavi is turkish
ماوی یعنی پشت وپناه، حامی
ماوی ترکی شده ماء ( عربی ) ى ( پسوند فارسی ) بوده و به معنای همانند آب و همرنگ آب می باشد .
سلام ، ، فامیل من مماوی هستش طایفه بزرگی هستیم ولی هیچ جا معنی برا فامیلم پیدا نکردم ، بعضی ها میگن ماوی بودین که موقه ای که شناسنامه دادن فامیلیتون اشتباه تایپ شده و مونده ، کسی معنی فامیلم رو میدونه
ببخشید ماوی اسم دختره یا پسر
ماوی عربی است نه ترکیب عربی با فارسی . مَاوِیّ
منابع :K�l�kian, Diran ( 1911 ) , “ماوی”, in Dictionnaire turc - fran�ais, Constantinople: Mihran, page 1097
Nişanyan, Sevan ( 2002– ) , “mavi”, in Nişanyan S�zl�k
Categories: Ottoman

منابع :K�l�kian, Diran ( 1911 ) , “ماوی”, in Dictionnaire turc - fran�ais, Constantinople: Mihran, page 1097
Nişanyan, Sevan ( 2002– ) , “mavi”, in Nişanyan S�zl�k

راغب گفته کلمه ( ماوی ) مصدر میمی از فعل ( اوی - یاوی - اویا و ماوی ) است ، وقتی میگویی : ( اوی الی کذا ) معنایش این است که فلانی خود را منضم به فلان کس یا فلان چیز کرد، مضارعش یا وی و مصدرش اوی و باب افعالش ( آوی - یووی - ایوأ ) است ، یعنی فلانی را منضم به خود کرد. ( ترجمه المیزان )
یاشیل یعنی سبز
واژه ماوی به معنای آبی، ریشه ترکی ندارد بلکه ریشه ای عربی - پارسی دارد: ماء - ی=آبی یعنی رنگ وابسته به آب.
این گمانه و شایِش نیز هست که ماوی برگرفته از واژه هند ُ اروپایی ناوی باشد، یکی از چمهای ( معانی ) ناو، آب است که در واژگان " ناودان" و " نم و نا" دیده می شود که می تواند ناوی را آبی معنا دهد همانگونه که در انگلیسی نیز، یکی از چمهای ناوی ( navy ) ، آبی سیر یا لاجوردی است.
... [مشاهده متن کامل]
واژه ماوی، نامیست که مردم آناتولی برای رنگ آبی برگزیده اند وگرنه درترکی این معنا، سوار واژه گوی می شود هرچندکه این واژه ی چندپهلو در زمانی که دایره واژگان ترکی کوچک بوده، دامنه رنگهای سرد ( از سبز تا بنفش ) را در برداشته.
این گمانه و شایِش نیز هست که ماوی برگرفته از واژه هند ُ اروپایی ناوی باشد، یکی از چمهای ( معانی ) ناو، آب است که در واژگان " ناودان" و " نم و نا" دیده می شود که می تواند ناوی را آبی معنا دهد همانگونه که در انگلیسی نیز، یکی از چمهای ناوی ( navy ) ، آبی سیر یا لاجوردی است.
... [مشاهده متن کامل]
واژه ماوی، نامیست که مردم آناتولی برای رنگ آبی برگزیده اند وگرنه درترکی این معنا، سوار واژه گوی می شود هرچندکه این واژه ی چندپهلو در زمانی که دایره واژگان ترکی کوچک بوده، دامنه رنگهای سرد ( از سبز تا بنفش ) را در برداشته.
ماوی اسمی ترکی که به معنای رنگ آبی است
ماوی کلمه ای ترکی است به معنای آبی
یرت
پناهگاه، جای امن، خانه خود آدم
مشاهده ادامه پیشنهادها (١٠ از ١٤)