لچ


    bare
    face
    naked
    visage

پیشنهاد کاربران

منبع. عکس فرهنگ ریشه شناختی زبان فارسی دکتر محمد حسن دوست
واژه ی لچ از ریشه ی واژه ی لوچ سانسکریت هست.
واژه لچ. [ ل ُ ] ( ص ) مخفف لوچ. برهنه و آن را لوج نیز گویند. ( جهانگیری ) . لوت. عریان. ( برهان ) . || نام قومی که بزرگان ایشان سینه عریان میداشتند. ( غیاث ) ( آنندراج ) . || ( اِ ) در فارسی قدیم به معنی لب و این از اهل زبان بتحقیق پیوسته. ( آنندراج )
...
[مشاهده متن کامل]

منبع. لغت نامه دهخدا
ببینیم در زبان سانسکریت آیا زبان های دیگر هستند لینک پایین قرار می دهم
زبان های ترکی�در چند مرحله بر�زبان فارسی�تأثیر گذاشته است. نخستین تأثیر زبان ترکی بر پارسی، در زمان حضور سربازان تُرک در ارتش�سامانیان�روی داد. پس از آن، در زمان فرمان روایی�غزنویان، �سلجوقیان�و پس از�حملهٔ مغول، تعداد بیشتری�وام واژهٔ�ترکی به زبان فارسی راه یافت؛ اما بیشترین راه یابی واژه های ترکی به زبان فارسی در زمان فرمانروایی�صفویان، که ترکمانان�قزلباش�در تأسیس آن نقش اساسی داشتند، و�قاجاریان�بر ایران بود.
• منابع ها. تاریخ ادبیات ایران، ذبیح الله صفا، خلاصه ج. اول و دوم، انتشارات ققنوس، ۱۳۷۴
• تاریخ ادبیات ایران، ذبیح الله صفا، خلاصه ج. سوم، انتشارات بدیهه، ۱۳۷۴
• حسن بیگ روملو، �احسن التواریخ� ( ۲ جلد ) ، به تصحیح�عبدالحسین نوایی، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، ۱۳۴۹. ( مصحح در پایان جلد اول شرح مفصل و سودمندی از فهرست لغات�ترکی�و�مغولی�رایج در متون فارسی از سده هفتم به بعد را نوشته است )
• فرهنگ فارسی، محمد معین، انتشارات امیر کبیر، تهران، ۱۳۷۵
• غلط ننویسیم، ابوالحسن نجفی، مرکز نشر دانشگاهی، تهران، ۱۳۸۶
• فرهنگ کوچک زبان پهلوی، دیوید نیل مکنزی، ترجمه مهشید فخرایی، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، تهران، ۱۳۷۹

لچلچلچلچ
منابع• https://fa.m.wikipedia.org/wiki/زبان_سانسکریت
loch: درگویش گوغر یعنی فلج که معمولا بصورت لک ولچ به کار می رود
لِچ Lch
این واژه در گویش کردی کلهری در استان کرمانشاه به معنی لب است، لب در گویش کلهری به شکل های زیر تلفظ میشه:
لَپ Lap
لَوس Laws
لِچ Lch
لِو Lew
اما بیشتر از لِچ استفاده می کنیم.
لَچ [اسم]
پارچه ای چهارگوش، معمولاً کوچک و قابل تا شدن، که برای مصارف گوناگون از جمله روسری، دستمال سر یا پوشاک استفاده می شود.
توضیح: لَچ شکل اصلی واژه است و با تا شدن به صورت لچک درمی آید؛ لچک به پارچه یا روسری کوچکی گفته می شود که از لچ ( پارچه چهارگوش ) به صورت مثلثی یا فرم های دیگر تا شده باشد.
...
[مشاهده متن کامل]

کاربرد: در پوشاک سنتی و روزمره برای اشاره به پارچه ای چهارگوش و قابل انعطاف که قابلیت تغییر شکل و تا شدن دارد.

لچ=lech
درزبان لکی به معنای لب و لوچه میباشد .
"لِچ" به معنی کاملا خیس و چسبنده
گویش مردم شاهرود.
لِچِ آب،
بارشِ باران بقدری شدید بود که شدم لِچِ آب.
لَچ lach در زبان طبری یا مازنی به معنای کثیف هستش.
وقتی میگیم لَچِر یعنی : شخصی که آدم کثیفی هستش.
چهره، رخ
در سیستان و بلوچستان : لِچّ : چسبناک ، تر و چسبنده ، لچنده و لچیدن یعنی چسبیدن .
لچ به معنی لب بالا میباشد . لو ولچ یعنی جمع لبها بالا و پایین . دو یعنی دهن . زیم منه دونش لو لچش باد کرد . زدم توی دهنش لب بالا پاینش باد کرد
لچ در زبان جنوب استان فارس مخصوصا در شهر لارستان به معنی مارمولک هست
( لهجه اراکی ) لُچّ یعنی لب و دهن
مثلا قدیمی ترا میگن "چرا لُچاتُ ( لُچّات رو ) اونجوری میکنی؟"
ما وقتی اخم میکردیم و حالت قهر میگرفتیم مادربزرگ و پدربزرگا به ما این جمله رو میگفتن که یعنی چرا دهنتو اون شکلی میکنی و اخم میکنی؟
مشاهده ادامه پیشنهادها (١٠ از ١٢)