قهوه

/qahve/

    coffee

فارسی به انگلیسی

قهوه اسپرسو
espresso

قهوه ای
coffee-brown, coffe-brown

قهوه ای تیره
nut-brown

قهوه ای چرکین
mousey, mousy

قهوه ای روشن
coffee, tan

قهوه ای شدگی
suntan

قهوه ای شدن
brown

قهوه ای مایل به خاکستری در رنگ
dun

قهوه ای مایل به زرد
fawn, russet, tan, umber

قهوه ای مایل به سرخ
sorrel

قهوه ای مایل به سرخ تیره
sepia

قهوه ای مایل به سرخ در رنگ
hazel

قهوه ای مایل به قرمز
henna, russet, rust, umber

قهوه ای مایل به قرمز در رنگ اسب
bay

قهوه ای کردن
brown

قهوه ایرلندی
irish coffee

قهوه بی شیر
black coffee

قهوه جاوه
java

قهوه جوش
coffeepot, coffee-pot

قهوه جوش بزرگ
urn

مترادف ها

coffee (اسم)
قهوه، درخت قهوه

پیشنهاد کاربران

منبع. عکس فرهنگ ریشه شناختی زبان فارسی دکتر محمد حسن دوست
منبع. عکس فرهنگ فارسی یافرهنگ عمید
به جای واژه ی بیگانه قهوه می شود از واژه کهوه فارسی استفاده کرد.
کهوه. [ ک َهَْ وَ / وِ ] ( اِ ) اسم فارسی قهوه است. ( آنندراج ) ( انجمن آرا ) ( فهرست مخزن الادویه ) .
...
[مشاهده متن کامل]

منبع. لغت نامه دهخدا
واژه ی کهوه از ریشه ی دو واژه ی که ، وه فارسی هست.
لینک کتاب فرهنگ واژه های اوستا
قرار می می دهم چون واژه درش دوستان می تواند بررسی کنید و ببینید
زبان های ترکی�در چند مرحله بر�زبان فارسی�تأثیر گذاشته است. نخستین تأثیر زبان ترکی بر پارسی، در زمان حضور سربازان تُرک در ارتش�سامانیان�روی داد. پس از آن، در زمان فرمان روایی�غزنویان، �سلجوقیان�و پس از�حملهٔ مغول، تعداد بیشتری�وام واژهٔ�ترکی به زبان فارسی راه یافت؛ اما بیشترین راه یابی واژه های ترکی به زبان فارسی در زمان فرمانروایی�صفویان، که ترکمانان�قزلباش�در تأسیس آن نقش اساسی داشتند، و�قاجاریان�بر ایران بود.
• منابع ها. تاریخ ادبیات ایران، ذبیح الله صفا، خلاصه ج. اول و دوم، انتشارات ققنوس، ۱۳۷۴
• تاریخ ادبیات ایران، ذبیح الله صفا، خلاصه ج. سوم، انتشارات بدیهه، ۱۳۷۴
• حسن بیگ روملو، �احسن التواریخ� ( ۲ جلد ) ، به تصحیح�عبدالحسین نوایی، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، ۱۳۴۹. ( مصحح در پایان جلد اول شرح مفصل و سودمندی از فهرست لغات�ترکی�و�مغولی�رایج در متون فارسی از سده هفتم به بعد را نوشته است )
• فرهنگ فارسی، محمد معین، انتشارات امیر کبیر، تهران، ۱۳۷۵
• غلط ننویسیم، ابوالحسن نجفی، مرکز نشر دانشگاهی، تهران، ۱۳۸۶
• فرهنگ کوچک زبان پهلوی، دیوید نیل مکنزی، ترجمه مهشید فخرایی، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، تهران، ۱۳۷۹

قهوهقهوهقهوهقهوهقهوهقهوه
منابع• https://archive.org/details/1_20221023_20221023_1515
قهوه ریشه در آفریقای کنونی دارد و احتمالا نخستین کسانی که در جهان آن را فرآوردند، مردم یمن و سودان کنونی باشند.
قهوه در عربی به معنی شراب به کار می رفته. ( در خیلی گذشته. ) و از آن به زبان های سراسر جهان رفته.
...
[مشاهده متن کامل]

مردم ایران پیش از ورود چای از چین و هند به ایران قهوه خور بودند. در شهر یزد نوعی قهوه با گلاب و هل و شکر فراوان در محرم تهیه میشود که به قهوه یزدی شناخته میشود.
ولی به هرحال ریشه در یمن و شرق آفریقا دارد.
پاسخ به بهنام رضایی
شما تفاوت عربی فصحی ( کتابی ) و دارجیه ( عامیانه ) را نمی دانید. نمی دانید که بسیاااااری از واژگان عربی فصیح یا فصحی در دارجه برابرهای دیگری دارند، برای همین اگر عربی دبیرستانتان را که تقریبا تا سطح B2 را در بر می گیرد را مسلط باشید، بازم در اهواز، عراق، سوریه و بیشتر از همه مصر و الجزایر و. . . عملا نمی توانید با مردم ارتباط موثر بگیرید.
بعد به خود اجازه ریشه یابی واژگان اصیل عربی و فارسی و حتی آلمانی و انگلیسی را می دهید درحالی که هیچکدام را نمی دانید.

منبع. عکس فرهنگ ریشه شناختی زبان فارسی دکتر محمد حسن دوست
قهوهقهوهقهوهقهوه
چالدار
قهوه ؛ نمی دانم چه کسی کلمات را اینچنین حساب شده و دقیق بر روی چیزها نامگذاری کرده است. ولی هر که هست مطمین هستم به مخزن علم الهی دسترسی دارد.
از اونجایی که قهوه یک ماده ی انرژی زا و یک نوشیدنی هوشیار کننده است کلمه ی قهوه نیز بر همین مبنا برای این نوشیدنی انتخاب و نامگذاری شده است. مانند کلمه ی ضعفران یا زعفران به معنی ضعف رانی و خیلی کلمات اینچنینی.
...
[مشاهده متن کامل]

مدل ساختمان کلمه ی قهوه مانند ساختمان کلمه ی کهور می باشد که از کریه و کراهت با ترجمه ی موازی زشت بودن دارای معنا و مفهوم می باشد.
کلمه ی قهوه به لحاظ معنا و مفهوم با کلمه ی قُوّه و قُوَّت و تقویت رابطه ی معنایی دارد.
افزونه ی حرف ( ه ) در میان کلمه ی قهوه با ذات لطیف و حرارت گونه ای که دارد مانند کلمه ی شَرَنگ که از شَنگ منشعب شده است و با اصطلاح شوخ و شرنگ مرتبط می باشد.

MAHOMETAN GRUEL. Coffee: because formerly used
chiefly by the Turks.
قهوه: همتای پارسی این واژه ی عربی، این است:
کالپان kālpān ( سنسکریت: kālapāniya )
لازم به ذکر لست که قهوه در عربی بن گفته میشود
کافه یا کافه ای.
کافی یا کافه ای
بَن ، بَنَک
دانه انرژیزا یا کافئین قهوای یا دان تلخ
قهوه Coffee
نام علمی Coffea arabica
کلمه قهوه در oxford;
Kahve ترکی عثمانی = cafeeفرانسوی
که ریشه آن قوه عربیست
منبع؛ لغت نامه انگلیسی آکسفورد
میتونید اتیمولوژی رو بخونید
قهوه کلمه است عربی در کل
این واژه از �قهوه� پارسی درون انگلیسی شده و چون در این زبان �ق� نیست پس بدین گونه قهوه، کهوه یا کهفه گفته میشده و سپس به کافه تغییر یافته
واژه ی " قهوه " از زبان سامی ( عربی وعبری ) علاوه بر زبان فارسی وارد زبان های اروپایی نیز شده است . و با تغییر لهجه و معنی در زبان های غربی در ریخت " کافه " دوباره به زبان فارسی بازگشته است . و امروزه با همان شکل تغییر یافته در زبان فارسی نیز کاربرد دارد .
قهوه ، می تواند معرب " تلخه " پارسی باشد. در هر حال ، تلخه واژه مناسبی به نظر میرسد.
یک واژه فرانسوی که به معنی قهوه میباشد.
قهوه=coffee
بن، کهوه، بَنَک
قهوه فرانسه
تلخینه
بن
Cappuccino is a kind of Italian coffee
این واژه عربی است و پارسی آن این است:
پانیا ( سنسکریت: پانیَ )
مشاهده ادامه پیشنهادها (١٠ از ٢٥)