قرون وسطی

/qorunevostA/

مترادف ها

mediaeval (صفت)
قرون وسطی، قرون وسطایی

medieval (صفت)
قرون وسطی، قرون وسطایی، مربوط به قرون وسطی

پیشنهاد کاربران

مرگ بر این دوران میانه که آدم قرون وسطی می اندازه آلوده ، ریش و سیبیل داعش ، 6 تیغ هیکلی مثل کن روت هندلر
قرون وسطی ( دیکتاتوری مذهب یا کلیسا ) :
همواره سختگیری سیاسی - ـ اجتماعی یک بینشی که حکومت شده باشد، باعث پیدایش ضد آن می شود. همان گونه که سختگیری های دینی یونانیان در دهه های پایانی تمدن خود، باعث تضعیف کشور و افتادن آن به دست رومی ها و فراهم شدن زمینه برای ظهور آئین مسیح گردید، سختگیر های آخرین امپراتور بت پرست روم، شکنجه و به صلیب کشیدن برخی ایمانداران مسیحی و نیز گرفتن مالیات های سنگین از مردم برای تأمین هزینه های جنگ ها برای گسترش امپراتوری و تحقیر شهروندان سرزمین های تسخیر شده و بی توجهی به زندگی آنان، باعث گسترش فقر و نارضایتی گسترده از بت پرستی و امپراتور آن شد. در چنین وضعیتی، عطش روحی مردان و زنانی به ستوه آمده از آزار، فقر، فرسوده از کشمکش، و بی قرار از ترس مرگ، مبنای شکل گیری کار کلیسا بود. کلیسا در روح میلیون ها مردم، ایمان و امیدی پدید آورد که به مرگ معنا می بخشید و ترس از آن را بر می داشت. ایمان، گرانبهاترین دارایی کسانی شد که برای حفظ آن حاضر بودند بمیرند یا بکشند؛ و بر آن پایه امید بود که کلیسا بنا شد.
...
[مشاهده متن کامل]

کلیسا نخست محفل ساده ای از ایمان آورندگان بود. هر کلیسا یک یا چند کشیش برای رهبری خود برگزیده بود؛ همچنین یک یا چند تن قاری، دستیار کشیش، معین شماس، و شماس برای یاری به کشیش. پس از آنکه به شماره ی عبادت کنندگان افزوده شد و امور دینی مفصل تر گشت، جماعات دینداران یک تن کشیش یا فرد غیر روحانی را برگزیدند تا بر کارها نظارت کند و آنها را هماهنگ سازد. این شخص را اپیسکوپوس ( ناظر، یا اسقف ) نامیدند. چون بر تعداد اسقفان افزوده شد، کار آنان نیز به سرپرستی و هماهنگی نیاز یافت؛ به این جهت در قرن چهارم، کسانی به عنوان اسقف اعظم، مطران، یا نخست کشیش برگزیده شدند تا بر اسقفان و کلیساهای ناحیه نظارت کنند.
در بینش کلیسا، شرک از نظر محتوای اخلاقی به منزله ی اشتغال به لذات نفسانی بود؛ ولی از لحاظ مذهبی، به شکل مراسم و آداب کهن گذشته ی بت پرستان که مورد چشم پوشی یا پذیرش همراه با دگرگونسازی کلیسای متسامح، به وجود خود ادامه داد. این گونه که ستایش مهرآگین و صمیمانه ی قدیسان مسیحی، جای پرستش الهه�ها را گرفت. پیکرهای بت�های معروف اروپائیان جای خود را به تندیس های نوین مریم و عیسی دادند؛ جشن های بزرگ رومی که برای بت ها برگزار می شد، به عید ولادت عیسی، مراسم نوئل و جشن پنجاهه تبدیل شد. یکی از اعیاد قدیمی مردگان، جای خود را به روز ارواح داد، و عید قیام مسیح، جانشین جشن رستاخیز آتیس شد. محراب های مشرکان به قهرمانان مسیحی تخصیص یافت؛ بخور معطر، چراغانی، نثار گل، دسته های مذهبی، و لباس ها و سرودهای روحانی پیشین که پیروان ادیان کهن را خشنود می ساخت، تطهیر شد و به صورت مراسم کلیسایی درآمد؛ و کشتن
بی رحمانه ی انسان ها در آمفی تئاتر بزرگ روم، به قربانی روحانی �آیین قداس� تبدیل شد.
مردم از روی آگاهی و به دلخواه به کلیسا پناهنده نشدند؛ بلکه برای بیرون آمدن از فقر و نامنی، بی اینکه شناخت کافی از مسیحیت و کلیسائیان داشته باشند، آنها را در دل خود جای دادند و به آئین مسیح با همه ی وجود ایمان آوردند.
با قدرت سیاسی یافتن مذهب مسیحیت در قرن چهارم میلادی، روحانیون برای اینکه مردم را از نظر فرهنگی عقب نگهدارند تا بتوانند بدون نگرانی بر آنان حکومت کنند، به سراغ تورات رفتند تا با استفاده از بندهای 1 تا 19 کتاب پیدایش در تورات که در باره ی گناه آدم و پیامدهای آن است، راهی برای فرمانروایی دراز مدت خود بر مردم بیابند. بندهای 1 تا 19 می گوید:
1 - مار از همه ی جانورانی که خدای جاویدان آفرید، زیرک تر بود. روزی نزد زن آمد و گفت: آیا درست است که خدا شما را از خوردن میوه ی همه ی درختان باغ بازداشته است؟
2 - زن پاسخ داد: ما از میوه ی همه ی درختان می خوریم؛
3 - ولی در باره ی میوه ی درختی که در میان باغ است، خداوند دستور داد: از میوه ی آن نخورید؛ و به آن دست نزنید؛ وگرنه می میرید.
4 - مارگفت: مطمئن باش نخواهید مُرد؛
5 - بلکه خدا خوب می داند زمانی که از میوه ی آن درخت بخورید، چشمان تان باز می شود و مانند خدایان می توانید خوب را از بد بشناسید.
6ـ - آن درخت در چشم زن زیبا آمد و با خود اندیشید: میوه ی این درخت دلپذیر، می تواند خوشمزه باشد و به من دانایی ببخشد. پس، از میوه ی درخت چید و خورد و به شوهرش هم داد و او نیز خورد.
7 - آنگاه چشمان هر دو باز شد و از برهنگی خود آگاه شدند؛ پس با برگ های درخت انجیر، پوششی برای خود درست کردند.
8 - آنان صدای خدای جاویدان را که در باغ گردش می کرد، همراه با وزش باد روزانه شنیدند. آدم و زنش خود را از برابر خدای جاویدان در لابلای درختان پنهان کردند.
9 - خدای جاویدان آدم را صدا کرد و گفت: تو کجایی؟
10 - آدم پاسخ داد: صدای تو را در باغ شنیدم و ترسیدم؛ چون برهنه بودم؛ پس خود را پنهان کردم.
11 - خداوند فرمود: چه کسی به توگفت برهنه ای؟ آیا از میوه ی آن درختی خوردی که گفته بودم از آن نخوری؟
12 - آدم پاسخ داد: این زن که یار من ساختی، از آن میوه به من داد و من هم خوردم.
13 - خدای جاویدان از زن پرسید: این چه کاری بود کردی؟ زن گفت: مار فریبم داد؛ و من هم از آن خوردم.
14 - خدای جاویدان به مار گفت: چون چنین کاری کردی، از همه ی جانوران درنده و اهلی زمین بدسرنوشت تر خواهی بود. تا زنده ای، روی شکم خواهی خزید و خاک خواهی خورد.
15 - میان تو و زن و نیز میان نژاد تو و فرزندان زن، دشمنی می گذارم. فرزندان زن سر تو را خواهند کوبید و تو پاشنه ی آنان را خواهی گزید.
16 - خداوند به زن فرمود: درد زایمان تو را بسیارافزایش می دهم؛ و تو با درد فرزندان خواهی زایید. مشتاق شوهرت خواهی بود و او سَرور تو می باشد.
17 - خداوند به آدم فرمود: چون گفته ی زنت را پذیرفتی و از میوه ی آن درختی خوردی که گفته بودم نخوری، برای این گناه تو، زمین نفرین خواهد شد؛ و در زندگی با رنج از آن بهره خواهی برد.
18 - از زمین خار و خاشاک برایت خواهد رویید وگیاهان بیابان را خواهی خورد.
19 - تا پایان زندگی با عرق پیشانی ات نان خواهی خورد؛ و سرانجام به همان خاکی بازخواهی گشت که از آن آفریده شده ای؛ چون از خاک پدید آمدی و به خاک هم برخواهی گشت.
روحانیون مسیحی این 19 بند را بهترین ابزار برای به بند کشیدن مردم یافتند و آنها را چنین تفسیر کردند: آن میوه ای که آدم و حوا در بهشت خوردند و باعث اخراج آنها از آن جا شد، دانش بوده و آن درخت نیز درخت دانش؛ از این رو، آن گناهی که آدم و حوا کردند، یعنی آن میوه ی ممنوعه را خوردند، بر گردن تمام نوادگان آنها تا روز قیامت نیز هست؛ لذا خداوند برای رفع این مشکل، ناچار شد به زمین بیاید و حالت جسمانی به خود گیرد. پس به صورت عیسی مسیح نمایان شد و روی صلیب کشته شد تا تاوان آن گناهی را که آدم و حوا کرده بودند، بپردازد و نوادگان انسان را از آن گناه پاک سازد.
از این رو، هر کس می خواهد آن گناه نخستینش که نیاکان او یعنی آدم و حوا کرده اند و دیگر گناهانی که خودش انجام داده بخشیده شود، باید از نزدیک شدن به دانش خودداری ورزد و با ایمان آوردن به مسیح، روح خود را پاک سازد. در نبود عیسی مسیح، ایماندار باید به حواریون متوسل شود و در نبود حواریون به کشیشان. برپا کردن دادگاه های تفتیش عقاید در قرون وسطی به خاطر همین بود که اگر کسی به دنبال دانش می رفت، یا باید توبه می کرد یا در آتش سوزانده می شد.
همان گونه که پیش تر گفته شد، کلیسا در قرون وسطی، نگاهی صد در صد آن جهانی به زندگی این جهانی داشت و همه ی لذت ها را به سرای دیگر حواله می داد و لذات این جهانی را شرک می شمرد. هیچ کس حق اعتراض یا انتقاد از کلیسائیان و یا نقد متون دینی را نداشت. کشیشان از نظر علمی خود را برتر از مردم می دانستند لذا انتقاد پذیر نبودند؛ از این رو عیوب دینی و سیاسی - اجتماعی آنان روی هم انباشته می شد. این وضعیت باعث شد تا رفته رفته ایمان مردم رو به ضعف نهد و بر شمار کسانی که از کلیسا و مذهب مسیح فاصله می گرفتند، افزوده شود.
کلیسائیان برای جلوگیری بیش تر از تضعیف ایمان مردم و جدایی آنها از کلیسا، به جای اصلاح رفتارها و آئین خود، متوسل به بحران خارجی شدند. دشمنی بیرونی تراشیدند. نام آنها را کافر نهادند و علت دشمنی با آنها را اشغال زادگاه عیسی مسیح اعلام کردند. کلیسائیان با اعلام جنگ مقدس برای رهایی زادگاه عیسی مسیح از دست مسلمانان، شمار بسیاری از مردان اروپا را زیر فرمان نظامی آوردند. ساز و برگ نظامی فراوانی فراهم کردند، شعارهای آتشین سردادند و جنگ های صلیبی آغاز شد.

medieval به معنی قرون وسطی، قرون وسطایی، مربوط به قرون وسطی
middle ages
dark ages
قرون وسطی یا سده های میانه، نام یکی از چهار دوره ای است که برای تقسیم بندی تاریخ اروپا استفاده می شود. این چهار دوره عبارت بودند از دوران کلاسیک باستان، قرون وسطی، عصر نوزائی ( رنسانس ) و دوران جدید یا مدرن که از ۱۶۰۰ میلادی شروع می شود. معمولاً قرون وسطی را از پایان امپراتوری روم در قرن پنجم میلادی تا سقوط قسطنطنیه توسط دولت عثمانی و پایان امپراتوری رم شرقی ( یا بیزانس ) در ۱۴۵۳در نظر می گیرند.
...
[مشاهده متن کامل]

اهمیت قرون وسطی در تاریخ اروپا
قرون وسطی در تاریخ اروپای غربی یکی از مهم ترین مراحل تاریخی است که از ۴۰۰ میلادی تا ۱۴۰۰ میلادی را در بر می گیرد. در بعضی از موارد از قرون تیره یا Dark age یاد می شود که از ویژگی های آن تاریک اندیشی، اختناق و حاکمیت اولیاء و اصحاب دین در مناصب مختلف است. در این دوران دین به عنوان یک مکتب کلی بر تمام جامعه سیطره انداخته و هیچ حرکتی خارج از این مساله قابل تبیین نیست. دین نوعی اقتدار همه گیر دارد و حوزه سیاست، اقتصاد، جامعه و فرهنگ و افراد را تحت نظارت و کنترل دقیق خود دارد.
تقسیم بندی برهه های زمانی در قرون وسطی [ویرایش]
به طور معمول در تاریخ مغرب زمین قرون وسطی را به سه دوره اساسی تقسیم می کنند.
۱. قرون وسطی اولیه یا ماتقدم ( سه قرن اول از ۳۵۰ م تا قرن ششم یعنی ۵۵۰ میلادی )
۲. قرون وسطی ثانویه یا میانه ( از قرن ۶ - ۷ م تا ۱۲ و ۱۳ میلادی )
۳. قرون وسطی متاخر یا عالی ( از قرن ۱۴ تا ۱۶ )
قرون وسطی اولیه
در قرون وسطی اولیه که بعد از فروپاشی امپراتوری روم و یونان و یا تغییر کیش این نظام ها به مسیحیت آرام آرام شاهد تحول در ساختار اجتماعی و اقتصادی هستیم. عمده ترین تحول در زیر بنای اقتصادی این جوامع صورت می گیرد؛ یعنی نظام تولیدی مبتنی بر برده داری جای خود را به نظام تولید مبتنی بر ارباب و رعیتی یا فئودالیته می سپارد. در نظام فئودالیته همانند نظام برده داری دو طبقه اجتماعی اصلی در ارتباط با مناسبات تولید نقش تعیین کننده دارند.
۱. طبقه فئودال یا زمین داران، صاحبان املاک و اراضی، کشتزارها، مزارع، چمنزارها، مرغزارها، شکارگاه ها و حتی بیابان ها و کوه ها که در قالب قلعه ها، ده ها و قصبه های اربابی به عنوان اراضی تحت مالکیت این اشخاص محسوب می شوند.
۲. طبقه عظیم و گسترده دهقانان و کشاورزان و همراه با طبقات میانی و واسط دیگر.
در این دوران یک نوع تمایز بین نظام فئودالیته به عنوان نظام سیاسی با نظام کلیسا به عنوان نظام فکری - فرهنگی به چشم می خورد. کلیسا و دولت در موازات هم حرکت می کنند. گه گاه تضادها و همکاری هایی بین آنها دیده می شود. نظام فئودالیته برای تداوم خود نیازمند نوعی عقاید رسمی است تا بتواند به کمک آن ایدئولوژی به توجیه اعمال و رفتار خود پرداخته و اقدامات خود را مشروع سازد. بنابراین در این دوران ارباب دولت، مقامات و اولیاء سیاست متوجه کمک گرفتن از اصحاب کلیسا و روحانیون می شوند. یعنی نیاز دارند که پایه های فقهی و شرعی این ساختمان فراهم شود. کلیسا نظام سیاسی فئودالیته را تقدیس کرده، پس توده ها سر تعظیم فرود می آورند.
قرون وسطی ثانویه
در قرون وسطی ثانویه این مرزبندی ( تفکیک دین و سیاست ) از میان برداشته می شود. تا پیش از این، این دو طبقه جداگانه بودند و با هم کاری نداشتند. اما با ورود به قرون وسطی میانه کلیسا داعیه سیطره یافتن بر عالم سیاسی را در سر می پروراند. به عبارتی دیگر بین دین و سیاست نوعی وحدت ایجاد می شود. پاپ ها هستند که پادشاهان را تعیین می کنند و بر آنها نظارت کامل دارند.
قرون وسطی پایانی
مراحل پایانی قرون وسطی متأخر همراه با ظهور و برآمدن جنبش های اجتماعی و سیاسی مختلف همراه است. زمینه ها برای پیدایش نهضت های فکری و علمی و در نهایت سر بر آوردن دو سده ۱۴ و ۱۵ میلادی که از آن تحت عنوان دوران نوزایی یاد می شود فراهم شد. در این دوران دستگاه و نظام فلسفی کلیسا که از قرن ۱۱ شروع شده بود و همچنان تا قرن ۱۷ هم ادامه پیدا کرد، یعنی نظام موسوم به اسکولاستیسم که به آیین مدرسی موسوم است، مبنای اصلی توجیه و دفاع از حاکمیت و دستگاه دین و دولت محسوب می شد. این آیین مبتنی بر آموزه های مسیحیت، همراه با گرایش های فلسفی افلاطونی، فیثاغورث، آراء رواقیون و نقطه نظرات فلوطین یا نحله نو افلاطونی و دیدگاه های سن آگوستین است.
منبع
تاریخ قرون وسطی - یوگنی آلکسی یویچ کاسمینسکی، محمدباقر مومنی - ترجمه صادق انصاری - نشر فردوس - ۱۳۸۶ - تهران.