فلو

/fulu/

پیشنهاد کاربران

درمورد این اصطلاحی که در مورد تاری تصویر بکار برده می شود اولا این کلمه انگلیسی نیست واصل آن فرانسه میباشد و دیکته آن Flou است که به معنی تاری یا ناواضح بودن است که ما در فارسی فلو تلفن میکنیم . اصطلاحی
...
[مشاهده متن کامل]
که برای تار بودن تصویر بکار برده می شود. درانگلیسی به کلمه تاری تصویر در عکس یا فیلم focus out گفته میشود

فلو: نام پسر دوم رئوبین در تورات .
رئوبین پسر ارشد حضرت یعقوب بود و دارای چهار فرزند به ترتیب زیر بود
حنوک ، فلو ، حصرون و کرمی .
( رجوع شود به تورات ، پیدایش : آیات 14 - 8 )
Fellowنوشته میشه به معنی؛
معنی: آدم، یار، دوست، رفیق، بچه، یارو، مرد، شخص
معانی دیگر: ( در اصل ) همکار، همدست، همیار، شریک، انباز ( به ویژه اگر مرد باشد ) ، هم رتبه، هم شان، هم زینه، هم طبقه، ( یکی از دو چیز مشابه ) تا، همتا، نصف جفت، طاق، لنگه، ( عامیانه ) مرد، پسر، ( مذکر ) آدم، ( عامیانه ) طفلک، حیوانی، حیونک، همانند، هم. . . ، ( در مورد فرهنگستان و انجمن های دانشمندان ) عضو، هموند، ( مهجور ) مردی که از طبقات پایین تر باشد، دون، گدا مدا، فقیر بیچاره، ( مهجور ) آدم خشن و بی ادب، ( عامیانه ) خواستگار، خاطرخواه، عضو هیئت مدیره ی دانشگاه، ادم، مردکه
...
[مشاهده متن کامل]

محو یا تار شدن در چاپ
فلو:[اصطلاح گرافیک]محو شدن، تار شدن. در چاپ چند رنگ، هنگامی که رنگ ها دقیقاً در محل مورد نظر چاپ نشوند، کلیت تصویر دارای دقت و شفافیت لازم نبوده و اصطلاحاً ( فلو ) می شود.