فضل ؛ وجود یک جریانی رونده و رونق دهنده از نور و نیرو فاضل ؛ برای درک بهتر مفهوم این کلمه کافیست افزونه ی حرف ( ل ) را که از محل صدور آوا به دلیل نقطه و محل مشترک صدور آوا با حرف ( ر ) دارای یک سرچشمه ی آوایی مشترک از ابزارهای ایجاد کلام واقع شده در دهان می باشد کلمه ی فاضر تلفظ کنیم. ... [مشاهده متن کامل]
وقتی کلمه ی فاضل را به این مرحله رساندیم حالا در کلمه ی فاضر کلماتی از قبیل فیض رسان و پاسر و پاسار و پارسا پارسی پالس پُرس فُرس و. . . به معنی دارای نور و نیرو با ترجمه ی موازی روشن فکر و روشنایی بخش و بخشنده ی نور و نیرو قابل مشاهده خواهد شد. درک بهتر مطلب فوق مرتبط با تحلیل و تفسیر کلمه ی پازل در متن زیر تبیین شده است ؛ پازل ؛ این کلمه دارای یک مهندسی و حکمت بسیار دقیقی در نگارگری حروف مدل چیدمان آن در ساختمان این کلمه می باشد. در زبان و نگارش فارسی علت استفاده از حرف ( پ ) با سه نقطه در زیر آن در چیدمان حروف در ساختمان این کلمه که در قانون قلب ها قابل تبدیل به ( ب ف ) می باشد به خاطر وجود یک واقعیت دارای کثرت و تکثر و تکثیر شده می باشد.
حکمت حرف ( ز ) در چیدمان حروفِ ساختمان این کلمه دارای یک واقعیت با حجم کم ولی با نفوذ و کیفیت و استحکام بالا در ایجاد مفاهیم برای معرفی کلمات می باشد.
حکمت حرف ( ل ) در ساختمان کلمات نماد یک جریانی از انرژی لطیف و سیال دارای استمرار فکری و معنوی و. . . می باشد . انتخاب و ترکیب این سه حرف با هم برای ایجاد یک ساختمان مهندسی شده با ذات آوایی منطبق بر عالم واقع که دارند برای کلمه ی پازل باعث ایجاد یک مفهوم و شخصیت مستقل در ساختمان این کلمه می شود. برای اینکه به مفهوم باطنی کلمه ی پازل بهتر بتوانیم دسترسی پیدا کنیم کافیست از زاویه ی قانون قلب ها و از زاویه ی قانون اولویت آوا نسبت به نگارگری حروف شبیه ترین کلمه به کلمه ی پازل را در پهنه ی واژگان و دریای لغات پیدا کنیم. و آن کلمه چیزی نیست جز کلمه ی فاضل. یعنی مفهوم کلمه ی پازل با ترجمه و برگردان معنی آن از فارسی به فارسی به معنی جور چین اشاره به اوج رساندن یک فضیلت و روشنایی را در واقعیت برای ما دارد. اگر مفهوم کلمه ی فاضل و فضل را هم بخواهیم از صندوقچه ی اسرارآمیز این کلمه بیرون بکشیم از طریق قانون لاتین در پاتیل کلمات ، کلمه ی پاسل و پالس و پارس که نماد وجود انرژی در بسیاری از کلمات هم خانواده خودش می باشد قابل مشاهده می شود. یعنی مفهوم اصطلاح انسان فاضل اشاره به وجود یک نور و نیرو و توان و قدرت علمی و معنوی و روشنایی را در شخصیت انسان دارد. کلمه فارس و پارس در پهنه ی واژگان و دریای لغات همانند یک نقطه ی مرکزی در سطح یک دایره بسیار بزرگ می باشد که باعث شده همانند یک نیروی مغناطیسی کلمات بسیار زیادی با مفهوم انرژی و نور و نیرو در محیط و فضای اطراف کلمه ی فارس و پارس ایجاد و در حال چرخش و گردش باشند. به عنوان مثال ؛ فارس فُرس فرض فریز فرزین فراز فیروز فیروزه و. . . پارس پریز پرزیدنت پاریس پرستار پرسش پرستش و. . . و ترکیب هر دو کلمه ی فارس و پارس پروفسور پرواز پروانه پروین و. . . کلمه ی فارس یا پارس که دارای ریشه ی ثلاثی ( ف ر س ) می باشد در واقع مصدر اصلی این ریشه دو حرف ( ف س ) می باشد که افزونه ی حرف ( ر ) در میان ساختمان این کلمه به خاطر تبدیل مفهوم این کلمه از حالت بالقوه به بالفعل می باشد.
فَضل: در قرآن به نعمات الهی گفته می شود که به هر کس از آن چیزی اعطاء شده است. ٳنَّ اللَّهَ لَذُو فَضْلٍ عَلَى النَّاسِ وَلَٰکِنَّ أَکْثَرَهُمْ لَا یَشْکُرُونَ، خداوند بر همهٔ مردم فضیلت و برتری هایی داده ... [مشاهده متن کامل]
است، مانند فضل در پیروی نکردن از شیطان - فضل در روزی دنیا - فضل در علم - فضل در ایمان - فضل در عدم شرک به خدا و. . . خداوند فضلِ ثروت بخشیده است برای انجام کار نیک، ایمان فضل می کند برای دورماندن از وسوسهٔ شیطان، فضل علم می بخشد برای شناخت موانعی که نفس و شیطان برای انجام کار نیک در انسان ایجاد می کند و. . .
بخشش لطف و مهربانی
فضل به معنای نیکی و احسان به دیگران است. اما فضل خداوند به معنای رحمت خداوند نسبت به بندگانش است. به عبارتی فاضل بودن خداوند یعنی این که خداوند بسیار آمرزنده و مهربان است و بزرگترین گناهان را هم می بخشد.
فضلِ شاعره ( ؟ - ۸۷۳م ) شاعربانوی عراقی در سدهٔ سوم هجری بود. متون کهن، او را «زیبارو، خوش پیکر و شیواگو» وصف کرده اند و سرگذشت های شعرگویی های او را نوشته اند. ابراهیم بن مهدی او را از «بهترین مردمان ... [مشاهده متن کامل]
روزگارش در نگارش، شیواترین در گویش، رساترین در گفتگو و استوارترین در پرس وجو» نامیده است. گرایش های مذهبی به تشیع داشته و دلبستهٔ سعید بن حمید کاتب بوده. زادگاهش بصره بود و در دربار متوکل می زیست. روزی که به متوکل هدیه شد، از او پرسیده شد که آیا تو شاعر بانویی؟ و او پاسخ داد «به گمان آن که مرا فروخت و آن که مرا خرید، آری» و خلیفه خنده ای کرد و فضل شعری از خود را خواند. فضل به برگزاری محافل ادبی می پرداخت و مردان و زنان شاعر نزد او گرد می آمدند و از این راه هدایای بسیاری درمی یافت.
برتری، رجحان
فضل: آنچه از بهترین ها که برای خشنود کردن به کسی بخشیده می شود بی اینکه حق او باشد و باعث آرامش درونی و شادی وی می گردد؛ برای اینکه از دیگران ممتاز و نزد آنان دوست داشتنی باشد و تاب آوردنش در برابر سختی ها را بیفزاید و گرفتار وسوسه های نادرست نگردد.
هم خانواده فضل چی میشود
فضل : بخشش
فضل : مدد / کمک ذو فضل : مددرسان فضّل : مستعد ساختن
ذو فضل : صاحب اختیار فضْل : حق انتخاب فضّل : انتخاب کرده
فضل= اهمیت، ارزش، قدر و اندازه.
📚معنی فضل =لطف و مهربانی📚
من میگویم فضل همان فزون پارسی است که معرب شده چون میشود ن تبدیل به ل شود ماننده مال که کرد ها به خانه میگویند ولی در پیش مان بوده است یا صندل معرب چندن است ن شده ل پس فزون هم شده فضول بعد فضل
نیک افزائی
نیکیِ فزوده، نیکیِ افزوده
کلمه ( فضل ) مانند کلمه فضول به معنای زیادی است ، با این تفاوت که فضل به طوریکه گفته اند زیادی در مکارم و کارهای ستوده است ، و فضول ، به معنای زیادی در ناستوده است .
لطف، توجّه، رحمت، احسان که از خداوند می رسد
برتری رحمت ازجانب خدا
معنی فضل= هنر ، دانایی ، دانش مثال👇🏻👇🏻👇🏻👇🏻 فضل خدا را که تواند شمار کرد؟ در این بیت فضل به معنی نعمت است که میشه نعمت های خدارو دانایی خدارو هنر خدارو کی میتونه بشماره امید وارم خوشتون اومده باشه و حتماا نظرم رو لایک کنید تا هم خانواده و متضاد و معنی بیشتری براتون بزارم ممنون از دقت و توجه شما💥 ... [مشاهده متن کامل]
لوالدی=برای پدر و مادر❤
معنی فضل=بخشش
نیست
نیکویی وبرتری
نیکویی
فضل معنیش بخشش
لطف، رحمت
بخشش ______ مهربانی هردو
احساس
بخشندگی
کوشش
بخشش، نیکی، احسان، نعمت🙂
بخشش بخشنده بخشندگی
نیکی بخشش داناییی
بخشش
فضل به معنی نعمت است مثل اونجایی که گفته فضل خدای را که تواند شمار کرد یعنی خداوند این همه نعمت به ما داده چه کسی میتونه این همه نعمت خداوند رو بشمارد
بینش ، رحمت
خنگا فضل به معنی دانایی ن بخشش
لطف ، توجه ، رحمت ، احسان 🌈🌈
بخشش احسان نیکی
نیکویی ، برتری ای کاش دنیا فضل و مهربانی یادش خدا نیکو کاران را دوست دارد
یعنی کسی که معرفت بی نهایت دارد و بدون توقع می بخشد
بخشش
آنچه بیشتر از داشته های دیگران است.
نیکی کردن
اگر فضل و رحمت در کنار هم باشد منظور این است که هم دنیا را داری و هم آخرت را داری.
مهربانی
آنچه به کسی بخشیده می شود بی اینکه حق او باشد تا از دیگران ممتاز و نزد آنان دوست داشتنی باشد.