فام

/fAm/

    colour
    coloured
    -ish
    somewhat
    tincture
    tinge
    tint
    tone

فارسی به انگلیسی

فام تن
some_, chromosome

فام دار بودن
tincture

فام دار کردن
tincture, tinge

فام سپهر
chromosphere

فام مایه
chromatin

مترادف ها

debt (اسم)
وام، دین، فام، قصور، بدهی، قرض

credit (اسم)
اعتبار، خوشنامی، اب رو، فام، نسیه، ستون بستانکار

color (اسم)
رنگ، فام، بشره

colour (اسم)
فام، بشره

پیشنهاد کاربران

وگر فام خواهی بیاید ز راه
درم خواهد از مرد بی دستگاه
نباید که یابد تهیدست رنج
که گنجور فامش بتوزد ز گنج
✏ فردوسی
منبع. عکس فرهنگ ریشه شناختی زبان فارسی دکتر محمد حسن دوست
ببینیم در زبان سغدی آیا زبان های دیگر هستند لینک پایین قرار می دهم
زبان های ترکی�در چند مرحله بر�زبان فارسی�تأثیر گذاشته است. نخستین تأثیر زبان ترکی بر پارسی، در زمان حضور سربازان تُرک در ارتش�سامانیان�روی داد. پس از آن، در زمان فرمان روایی�غزنویان، �سلجوقیان�و پس از�حملهٔ مغول، تعداد بیشتری�وام واژهٔ�ترکی به زبان فارسی راه یافت؛ اما بیشترین راه یابی واژه های ترکی به زبان فارسی در زمان فرمانروایی�صفویان، که ترکمانان�قزلباش�در تأسیس آن نقش اساسی داشتند، و�قاجاریان�بر ایران بود.
...
[مشاهده متن کامل]

• منابع ها. تاریخ ادبیات ایران، ذبیح الله صفا، خلاصه ج. اول و دوم، انتشارات ققنوس، ۱۳۷۴
• تاریخ ادبیات ایران، ذبیح الله صفا، خلاصه ج. سوم، انتشارات بدیهه، ۱۳۷۴
• حسن بیگ روملو، �احسن التواریخ� ( ۲ جلد ) ، به تصحیح�عبدالحسین نوایی، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، ۱۳۴۹. ( مصحح در پایان جلد اول شرح مفصل و سودمندی از فهرست لغات�ترکی�و�مغولی�رایج در متون فارسی از سده هفتم به بعد را نوشته است )
• فرهنگ فارسی، محمد معین، انتشارات امیر کبیر، تهران، ۱۳۷۵
• غلط ننویسیم، ابوالحسن نجفی، مرکز نشر دانشگاهی، تهران، ۱۳۸۶
• فرهنگ کوچک زبان پهلوی، دیوید نیل مکنزی، ترجمه مهشید فخرایی، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، تهران، ۱۳۷۹

فامفامفام
منابع• https://fa.m.wikipedia.org/wiki/زبان_سغدی
منبع. عکس فرهنگ ریشه واژگان فارسی دکتر علی نورایی
فامفامفامفام
دکتر کزازی در مورد واژه ی "فام " می نویسد : ( ( فام در معنی رنگ است و ریخت کهن تر آن اوام awām بوده است. ) )
( ( بدو گفت مادر که ای جان مام
چه بودت چه گشتی چنین زرد فام ) )
( نامه ی باستان ، جلد اول ، میر جلال الدین کزازی ، 1385، ص 445 )
رنگ پسوندی برای رنگ
رنگ، صبغه، گونه، لون، شبیه، مانند، نظیر، دین، قرض، وام