فاز

/fAz/

فارسی به انگلیسی

فاز بندی کردن
phase

مترادف ها

phase (اسم)
وضع، منظر، صورت، پایه، مرحله، لحاظ، فاز، وجهه، دوره تحول و تغییر، اهله قمر

پیشنهاد کاربران

فاز: پیروز شد ، برنده شد.
فَمَنْ زُحْزِحَ عَنِ النَّارِ وَ أُدْخِلَ الْجَنَّةَ فَقَدْ فازَ
معیار موفقیت وپیروزی وبرنده شدن در اسلام فقط وفقط اگه از برزخ دورشد ودر جنّةآورده شد.
أَلَا وَ إِنَّ الْیَوْمَ الْمِضْمَارَ وَ غَداً السِّبَاقَ وَ السَّبَقَةُ الْجَنَّةُ وَ الْغَایَةُ النَّارُ. أَ فَلَا تَائِبٌ مِنْ خَطِیئَتِهِ قَبْلَ مَنِیَّتِهِ؟
...
[مشاهده متن کامل]

. . .
phase
"فاز" در عامیانه "وضعیت" یا "حالت" یا جهت یا مدل یا طرف . . .
هزار فاز=هزار چهره.
تک فاز: برق مثبت میدانند.
در مهندسی برق کاملاً معنی دیگری میدهد
اما سه فاز ( ثری فیز )
three phase برق صنعتی به 380 ولت میرسه.
برق شهری 220 ولت هست.
در أمواج Waves بی نهایت phase میشه تولید کرد وهست.

واژه فاز
معادل ابجد 88
تعداد حروف 3
تلفظ fāz
نقش دستوری اسم
ترکیب ( اسم ) [فرانسوی: phase]
مختصات ( اِ. )
آواشناسی fAz
الگوی تکیه S
شمارگان هجا 1
منبع واژگان عامیانه
واژه فاز کاملا فرانسوی است عربی مرحلة در پارسی گام بخش می شود این واژه یعنی صد در صد پارسی هستند
بازه / بازه زمانی
از دید من، واژه ی �باز� یا همانا �بازه زمانی� باریک تر از برابرهای یاد شده در بالا برای یکی از آرش های �فاز� است.
دوره
( ( فاز ) ) ریشه در زبان هند و اروپ دارد.
فاز همانند فازله= فاز له
فاز = جدایی
له = رپت. پسوند رپت داشتن
فازله > فاسله> فاصله
به معنای سیم برق دار در زبان فرانسوی
فاز :[اصطلاح نجوم ] هنگام رصد برخی از اجرام تغییراتی در شکل و اندازه آنها مشاهده می شود. این تغییرات آشکار را که شبیه تغییرات ظاهری ماه است، فاز می نامند. این تغییرات به این دلیل است که در زمانهای مختلف قسمتهای روشن جرم که از زمین دیده می شوند متفاوت می باشند.
واده فازـ
هر مرحله از ساخت و ساز
که در اصطلاح عرفانی ، هرمرحله از پشترفت فهم و ادراکات انسان در مسیر یا سیر و سلوک عرفانی بکار برده می شود .