شیر کردن


مترادف ها

bield (فعل)
دفاع کردن، شیر کردن، تشجیع کردن، شهامت دادن، شجاع شدن، مسکن گزیدن

defy (فعل)
ضدیت کردن، شیر کردن، بمبارزه طلبیدن، تحریک جنگ کردن

lionize (فعل)
شیر کردن، مورد توجه زیاد قرار گرفتن

پیشنهاد کاربران

[در دانش رایانه] شِیر کردن = همرسانی کردن ( چیزی را به همدیگر رساندن )
دل و جرات دادن ، قوت قلب دادن
تشجیع
اشتراک گذاشتن