شال

/SAl/

    shawl
    long piece of cloth wound by men as a belt round the waist
    sash
    scarf
    long piece of cloth wound by men as a belt
    sashscarf

فارسی به انگلیسی

شال پشمی
tippet

شال پیچ کردن
muffle

شال حمایل
sash

شال خز
tippet

شال خز زنانه
stole

شال در مراسم برخی کلیساها
stole

شال سنجان
azedarach

شال عماری
pall

شال گردن
cravat, kerchief, muffler, neckerchief, scarf, shawl, wrap

شال گردن بافته شده
afghan

شال گردن پشمی با طرح خطوط متقاطع
plaid

شال گردن زنانه
stole
boa

شال گردن قلاب دوزی شده
afghan

شال و کلاه زنانه
wimple

شال کشمیر
cashmere(shawl)

شال کشمیری
cashmere shawl

شال کمر
cummerbund, girdle, sash

مترادف ها

scarf (اسم)
شال گردن، روسری، شال، حمایل ابریشمی و امثال ان

shawl (اسم)
دستمال گردن، سرانداز، حجاب، چپی، شال

wraparound (اسم)
شال

پیشنهاد کاربران

منبع. عکس فرهنگ ریشه شناختی زبان فارسی دکتر محمد حسن دوست
ببینیم در زبان سانسکریت آیا زبان های دیگر هستند لینک پایین قرار می دهم
زبان های ترکی�در چند مرحله بر�زبان فارسی�تأثیر گذاشته است. نخستین تأثیر زبان ترکی بر پارسی، در زمان حضور سربازان تُرک در ارتش�سامانیان�روی داد. پس از آن، در زمان فرمان روایی�غزنویان، �سلجوقیان�و پس از�حملهٔ مغول، تعداد بیشتری�وام واژهٔ�ترکی به زبان فارسی راه یافت؛ اما بیشترین راه یابی واژه های ترکی به زبان فارسی در زمان فرمانروایی�صفویان، که ترکمانان�قزلباش�در تأسیس آن نقش اساسی داشتند، و�قاجاریان�بر ایران بود.
...
[مشاهده متن کامل]

• منابع ها. تاریخ ادبیات ایران، ذبیح الله صفا، خلاصه ج. اول و دوم، انتشارات ققنوس، ۱۳۷۴
• تاریخ ادبیات ایران، ذبیح الله صفا، خلاصه ج. سوم، انتشارات بدیهه، ۱۳۷۴
• حسن بیگ روملو، �احسن التواریخ� ( ۲ جلد ) ، به تصحیح�عبدالحسین نوایی، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، ۱۳۴۹. ( مصحح در پایان جلد اول شرح مفصل و سودمندی از فهرست لغات�ترکی�و�مغولی�رایج در متون فارسی از سده هفتم به بعد را نوشته است )
• فرهنگ فارسی، محمد معین، انتشارات امیر کبیر، تهران، ۱۳۷۵
• غلط ننویسیم، ابوالحسن نجفی، مرکز نشر دانشگاهی، تهران، ۱۳۸۶
• فرهنگ کوچک زبان پهلوی، دیوید نیل مکنزی، ترجمه مهشید فخرایی، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، تهران، ۱۳۷۹

شالشالشال
منابع• https://fa.m.wikipedia.org/wiki/زبان_سانسکریت
شال به معنای ( ( دَسدار ) ) ، ( ( روسری ) ) است.
گویش مازنی:در گویش مازنی به شغال، شال می گویند.
شال به معنی ( ( دَسدار ) ) ، ( ( روسری ) ) است.
گویش مازنی:در گویش مازنی شال همان روباه است.
#فرهنگ_عامه
#فرهنگ_مازنی
#واژه_گان
#شال
#شغال
🦊نقش شغال در فرهنگ مازندران
بعضی از اصطلاحات که به کار می رود عبارتند از این:
🦊شال= شغال*
۱/بامشی شال =
شغالی که شبیه گربه می باشد*
...
[مشاهده متن کامل]

۲/روا شال =
شغالی که اندام بزرگ داردو*
۳/دزد شال=
شغال دزد*
۴/حسن شال ترس =
کنایه از کسی که ترسو می باشدو، *
۵/شالک شالک، =
کسی که بی سروصدا میرود*
۶/شال خروزه =
خربزه ابوجهل ، یا هندوانه ی ابوجهل*
۷/شال تس=
نوعی قارچ جنگلی*
۸/پتک شال کته=
شغالی که در پنج روز اول سال به دنیا می آید*
۹/شال سنجه=
میوه ی نوعی درخت که ار ار گفته می شود*
۱۰/شال گل=
نوعی گل رز بد بو*
۱۱/شال تک=
کنایه به آدمی است که اسرار را فاش می کند*
۱۲/شال دم=
نوعی علف� هرز، *
۱۳/شال انگور=
نوعی انگور وحشی*
۱۴/دزای شال=
اطراف روستای دزا شغال فراوان بود*
۱۵/شال ره چه بکته پاساعت قدم بزنه=
کنایه از آدمی جایی می رود که شان و منزلت او نیست*
۱۶/شال عروسی=
گاهی روزهای آفتابی باران تند می آید و دوام ندارد*
۱۷/شال چشته بخرده ، دریا کنار ره چش بیشته=
کنایه به کسی است که به کمک کسی بیهوده چشم دوخته*
۱۸/شال باهوت باهوت گو دله مرگی نکفنه=
کنایه به کسی که برای دیگران آرزوی مرگ می کند. *
۱۹/شال چم =
کنایه از کسی که پنهانی می خواهد میدان را خالی کند*
۲۰/شال ره باهوتنه ته شاهد کیه باهوته مه دم=
کنایه از کسانی که برای خود از خویشاوندان شاهد می گیرند*
۲۱/شال اشکم=
کنایه از غذای اندک*
۲۲/شال کینگ وری هم خننه=
کنایه از این که شخصی میراث برادر و خواهر ره تصاحب می کند*
۲۳/بعضی از گیاهان چون استفاده چندانی ندارند پیشوند شال می گیرند.
۲۵/#ضرب_المثل 🦊
●شال شه دم گوا گیرنه
●شال ماهی سر بخار ده دریا میین کنّه
●شال بوته بوته هوا وارونی نونه
●شال به بدا سگ پی کته
●شال شیر کر گو ر پینه
●شال ر ز بن دخشته
●شال تجه سر شال مونّه
●شال چونّه قیمت پوس کلا چنّه ئه
●شال کار نیه کسو بخارده
●خنه شر و دیر گائه شال
●تلاکئه شوئه شال استقبال
●شال و گو بتیم؟!
●شال و هندونه باغ؟!
●شال شکار شونه شر اسلاحه ر شه همرا دار
●شال بهوت دنیا خراب نوونه
●شال بهوت وارشی نکننه
●شال له بهوتننه کلی پشت چه خسنی بوته مه ره قج قج خش انه
●شال تاجن بییه
●شال دسسا گوبتیم
●شال شکار شونی شیر اسلحه ره شه همراه دار
●شال لاش سر شونی شیر اسلحه ره دار
●شال له بهوتنننه ته دو چننه هسسه بهوته پش سر توره ونه بدیهن
●شال له بهو تننه ته گواه کیه بهوته مه دم
●شال له خانی بکوشی ونه مار یننه بکش
۲۶/شال تبار:
با پژوهش های انجام شده تبارهای فیروزجائی بشرح زیر است:
سرخان، چه، دلون، کره، خی، گل، کخا، گو، . . . لنّه، #شال، باشلق، گیلا و. . . .
📚منابع:
۱/پژوهش قاسمعلی یعقوبی
۲/ضرب المثل های مازندرانی، سکینه دیوسالار، فیروزچاپ آمل، ۱۳۸۲، ص۹۶
۳/پیر بوته، عین الله ادبی فیروزجائی، مرکز انتشارات توسعه علوم، ۱۴۰۲، ص ۹۰
۴/بندپی ( سرزمین، تاریخ، فرهنگ ) ، یوسف الهی و شهرام قلی پور گودرزی، متین، ۱۳۹۳، ص ۶۱۷
۵/انجامه خطی محسن داداش پور باکر
✍#محسن_داداش_پور_باکر
💾شناسه ۱۴۰۵۰۲۰۶۱۴۳
𒇹𒂹𒄁𒇺 𒃀𒀀𒃀𒀀𒄹 𒁁𒈀𒃹 𒁀𒀀𒆺𒃹
@edmolavand
📲۰۹۱۱۲۲۰۵۳۹۱
📡✦ ࿐჻ᭂ🇮🇷࿐჻𖣔༅═─

شال
در بختیاری شال پارچه ای است بلند که مردان بختیاری کمر خود را با آن می بندند.
در جای دیگر واژه شال به معنای مکان خلوت ( بدون ازدحام ) و آرام می باشد
منبع. عکس فرهنگ پاشنگ
شالشالشالشالشال
کلمه ی شال کلمه ای ایرانی است. منبع:
https://books. google. com/ngrams/graph?year_start=1800&year_end=2019&corpus=26&smoothing=7&case_insensitive=on&content=shawl
خود واژه ی شال هم انگلیسی هست
SHAWL :
a piece of fabric worn by women over the shoulders or head or wrapped round a baby.
SCARF :
a length or square of fabric worn around the neck or head.
در تالشی یعنی شغال
آقای علی هنر زاده
در همه جا نوشتن شال ریشه پارسی داره استدلال شما کاملا غلط هست
واژه chalina در اسپانیایی که پوشش دور شانه یا سر را دارد از واژه ای در فرانسوی و این یکی از واژه شال در فارسی گرفته شده است
شال
شال کلمه ای عربی است به معنی روسری ( فارسی ) هم در عربی بکار رفته = رداء یوضع علی الاکتاف.
در اصل کلمه شال یعنی رَفَعَ اجسام الثقیل یعنی بلند کردن، بلند کردن اجسام و اشیاء سنگین.
به شکل شَل و یشیل و هم مورد استفاده قرار میگیرد.
شال در زبان مازندرانی به معنی شغال است
شال کمر :
اوستایی : کُشتی – košti ؛ کُستی – kosti
پهلوی : کستیک – kostik = کمربند ویژه زردشتیان .
تالشی : کِشتی – kēšti = شالی می باشد که در مراسم عروسی تالشان ، برادر داماد به دور کمر عروس می بندد . این شال در جشن چهارشنبه سوری نیز استفاده می شود برای شال انداختن .
Scarf
در زبان گیلکی : شغال
مشاهده ادامه پیشنهادها (١٠ از ١٦)