شاغل، شاغل مقام طبابت یا وکالت
مترادف ها
پیشنهاد کاربران
وَرکار = شاغل ، استخدام شده ، مشغول به کار
ایستاده ( =مخالف بازنشسته )
مثل: کارمند ایستاده، کارمند بازنشسته
مثل: کارمند ایستاده، کارمند بازنشسته
شاغل: همتای پارسی این واژه ی عربی، این است:
کارمین kārmin ( سنسکریت: karmin )
کارمین kārmin ( سنسکریت: karmin )
پیشه مند
رئیس ، وزیر ، وکیل و شهروند یا فردی که بصورت دائم یا فصلی یا بصورت پاره وقت کسب درآمد میکند
کسی که منبع شغلی یا آب باریکه دارد
صاحب کار
دلمشغولی
کارورز، سرگرمِ کار ( در بسیاری باره ها )
نمونه:
. . . همه ی کوشش خود را بکار بسته تا پرخاش ها و دست از کار شستن های کارگران سرگرمِ کار ( شاغل ) در پیمانکاری های نفتی را در چارچوب تنگ خواست های بیش تر خرده ریز اقتصادی بگنجاند.
... [مشاهده متن کامل]
برگرفته از یادداشتی در دستِ کار
از دید من، هیچکدام از برابرهای یاد شده در بالا ( کاردار، کارمند، پیشه ور ) بگونه ای باریک، برابر واژه ی از ریشه عربی �شاغل� نیستند. آمیخته واژه ی �پیشه ور�، چنانچه بازتاب دهنده ی رسته ای از کارورزان نبود، می توانست با اندک چشم پوشی بجای �شاغل� بکار رود. کاربرد �سرگرمِ کار� که از آن چون برابر یاد نموده ام نیز با آنکه از دربرگیرندگی بسیار بیش تری برخوردار بوده ( رسمی، پیمانی، روزمزد و . . . ) و بهتر در بسیاری از گزاره ها می نشیند نیز به همین شَوَند ( دربرگیرندگی ) از روشنایی بسنده برخوردار نیست. به هر رو، شاید آمیخته واژه ی �کارورز�، هم اکنون، بهترین جایگزین باشد.
نمونه:
. . . همه ی کوشش خود را بکار بسته تا پرخاش ها و دست از کار شستن های کارگران سرگرمِ کار ( شاغل ) در پیمانکاری های نفتی را در چارچوب تنگ خواست های بیش تر خرده ریز اقتصادی بگنجاند.
... [مشاهده متن کامل]
برگرفته از یادداشتی در دستِ کار
از دید من، هیچکدام از برابرهای یاد شده در بالا ( کاردار، کارمند، پیشه ور ) بگونه ای باریک، برابر واژه ی از ریشه عربی �شاغل� نیستند. آمیخته واژه ی �پیشه ور�، چنانچه بازتاب دهنده ی رسته ای از کارورزان نبود، می توانست با اندک چشم پوشی بجای �شاغل� بکار رود. کاربرد �سرگرمِ کار� که از آن چون برابر یاد نموده ام نیز با آنکه از دربرگیرندگی بسیار بیش تری برخوردار بوده ( رسمی، پیمانی، روزمزد و . . . ) و بهتر در بسیاری از گزاره ها می نشیند نیز به همین شَوَند ( دربرگیرندگی ) از روشنایی بسنده برخوردار نیست. به هر رو، شاید آمیخته واژه ی �کارورز�، هم اکنون، بهترین جایگزین باشد.
کسی که شغل دارد