من هنوزراز جُدا بودن/نبودن برخی بخش کارواژه ها را نیافتم.
آیا ما پیشوندِ بی جنبش داریم در زبان پارسی؟
آیا میان {سپوختن} و {پوختن} ( بوختن ) پیوندی می بینید؟
آیا میان {کافتن، شکافتن} پیوند می بینید؟
بدرود.
دکتر کزازی در مورد واژه ی " سپوختن" می نویسد : ( ( سپوختن در پهلوی سْپوختن spōxtan بوده است. " سپوختن درد "در معنی راندن و زدودن درد به کار رفته است. ) )
( ( همان دَرْزْگاهش فرو دوختند؛
به دارو همه درد بسْپوختند ) )
( نامه ی باستان ، جلد اول ، میر جلال الدین کزازی ، 1385، ص ۴۴۹ )
کارواژه کنونی ( مضارع ) سپوختن میشه می سپوزم
گائیدن، مجامعت کردن ، خفت و خیز ، همخوابگی، هم بستری، نزدیکی کردن، جماع، جفتگیری، سکس و . . .