سمر


پیشنهاد کاربران

سمر: حکایت
( ( گریزد رعیت ز بیدادگر
کند نام زشتش بگیتی سمر ) )
یعنی: رعایا از فرمانروای ستمکار می گریزند و در همه جا با تعریف جور او، بدنامش می کنند.
یکی از معانی آن شب است و دیگر افسانه و داستان و قصه چرا که قدیم که وسایل سرگرمی امروزی نبود ( و چه خوب بود و عالی که نبود ) افراد خانواده شب ها دور هم نشسته و در این شب نشینی های گاه همیشگی به داستان گویی و افسانه سرایی می پرداختند و کم کم این کلمه معنای قصه و روایت و داستان و افسانه یافت
...
[مشاهده متن کامل]

حافظ فرماید
ترسم که اشک در غمِ ما پرده در شود
وین رازِ سر به مُهر به عالَم سَمَر شود
و میرزا حبیب خراسانی
افسانه بد مستی ما دوش سمر شد
هم شحنه و هم شیخ از این قصه خبر شد
حضرت مولانا
اگر عالم بقا یابد هزاران قرن و من رفته
میان عاشقان هر شب سمر باشم سمر باشم
و چه راست هم گفته 💙

نام مادر زیبای من سمر بودخدا رحمتش کند
یک آذری اصیل اهل باکوی آذربایجان،
ومن در بچه گی هام همیشه این سوال برام بودمعنی نام مادر من، چیست ومن بعداز هجرت مادرم به بهشت معنی نامش را فهمیدم
افسانه
وچه دیر این نام برایم معنا شد
حافظ بزرگ میفرماید:
ترسم که اشک در غم ما پرده در شود
وین راز سر به مهر به عالم سمر شود
سمر هر معنایی که برایش گفته اند درست ولی وقتی این اسم را بر روی منطقه یا روستا بگذارند به معنای تالاب است هر تالابی بیشتر تالابهای سنگی
تلفظ دیگر سمر می تواند شمر باشد
چون ایرانیها سین وشین را به جای هم تلفظ می کرده اند
چو اب اندر شمر بسیار ماند /
زهومت گیرد از ارام بسیار/
کلمه ی ( سمر ) در اسم شهر وروستا به سر چشمه ای گفته می شود که از دل سنگ بجوشد وبر روی سنگ جاری باشد
البته از این اسم تلفظهای گوناگون وجود دارد مثل سامرا - سومار - سیمره - سومر - سمر قند و غیره. . . . . . .
...
[مشاهده متن کامل]

چون اولویت اول در نامگذاری در ایران آب بوده است وبنده از مشاهده مستقیم سرچشمه سیمره به این معنا رسیده ام

رحم کن رحم بر آن قوم که رسوا گشتند
از پس آن که به مستوری بودند سَمَر
افسانه، سراب، روءیای غیر واقعی
به عالم سمر
اگر عالمگیر فرض بگیریم دوتا
عالم کنار هم میشینه
افسانه، داستان
ز بهر سود کسان گو، نه بهر شهرت خویش/که قول بی غرضان در جهان سمر گردد
عالم گیر شدن یا با ارزش بودن باشه فک کنم
وین رازسر بمهرعالم سمر شود به نظر من سمر را می توان عالم گیر شدن
درختی در جنوب ایران خصوصا در اطراف بندر لنگه وبندرحمیر . سمر ( تلفظ somr ) گبر
مشاهده ادامه پیشنهادها (١٠ از ١٣)