سرخود

/sarxod/

مترادف ها

high-handed (صفت)
متکبر، سرخود، امرانه

self-willed (صفت)
خیره، خود رو، خیره سر، سرخود

independent (صفت)
مطلق، مستقل، خود مختار، سرخود، دارای قدرت مطلقه

free (صفت)
مستقل، مجاز، روا، اختیاری، عاری، ازاد، حق انتخاب، رایگان، مجانی، رها، مختار، مبرا، غیر مقید، سرخود، میدانی

independently (قید)
سوا، سرخود

freely (قید)
سرخود، سخاوتمندانه، بطور ازاد یا رایگان

high-handedly (قید)
سرخود، خودخواهانه

پیشنهاد کاربران

ser xod : در گویش گوغر به معنای خودسرانه است.
رها
سرخود ؛ به اختیار خود. به اراده خود. بدون پرسش از دیگری. بدون توجه بنظر دیگری : سر خود این کارهامی کند.
لجباز، بی توجه
بی احتیاط_ خود عمل
ول، خودسر، خودسرانه، خودمختار، مستقل

ول