ساروج

/sAruj/

    plaster of lime and ashes or sand
    mortar
    cement

فارسی به انگلیسی

ساروج پوش کردن
stucco

ساروج پوشی
stucco

ساروج کردن
to plaster with mortar

پیشنهاد کاربران

وام گرفته از عربی صَارُوج ( �آهک سوخته�� ) که خود از فارسی میانه ( ⁠�čārūg⁠ ) گرفته شده است.
1 - quick lime / چارو
2 - چاروگ
( معرب، اِ ) معرب سارو و یا چاروست. ( برهان قاطع ) ( ربنجنی ) . آهک رسیده با چیزها آمیخته است که بر آب انبار و حوض و امثال آن مالند. ( برهان قاطع، سارو و چارو ) . آهک آمیخته به خاکستر و جز آن، معرب سارو. ( غیاث اللغات ) . آهک آمیخته با خاکستر و غیر آن. ( منتهی الارب ) . چیزی است مصنوع از خاک و خاشاک و خاکروبه درهم با آب سرشته کوبیده است به نحو خاص و اکثر حوضها و حمامات را از آن میسازند. ( فهرست مخزن الادویه ) :
...
[مشاهده متن کامل]

چو صاروج و سنگ از هوا گشت گرم
نهادند کرم اندر او نرم نرم. فردوسی.
یکی خانه ای کرد از پخته خشت
به صاروج کرده بسان بهشت. فردوسی.
مرتبط ها : شاروق
شاروق - ( معرب، اِ ) صاروج. ( اقرب الموارد ) . ( المعرب جوالیقی ص 209 و 215 ) . صاروج است. ( فهرست مخزن الادویه ) ( 1 ) . و بعض عرب آن را شاروق خوانده و حوض مُشَرَّق گفته اند. ( المعرب جوالیقی ص209 ) .

در پارسی میانه: چاروک
فارو
صهروج
چو ساروج و سنگ از هوا گشت گرم
نهادند کرم اندرو نرم نرم
شاهنامه فردوسی ، تصحیح خالقی مطلق دفتر ششم، چاپ نیویورک، اشکانیان بیت ۵۷۶
ساروج ؛ کلمه ساروج که در مکاتبات و معماری ایران باستان زیاد استفاده شده است در واقع ملات تقویت شده ی امروزی است. اگر هم با سخن خود کلمه بخواهیم پی به معنای کلمه ساروج ببریم در واقع کلمه ی ساروج همان شاروج می باشد یعنی شارژ یا شارج شده. ملات ساروج ملاتی است که با یکسری از افزودنی ها به سیمان و یا گل و یا آهک باعث سخت و سفت شدن و مقاوم شدن آن در برابر فرسایش و فشارهای فیزیکی می شود.
...
[مشاهده متن کامل]

سجده؛ این کلیدواژه منشعب از مفهوم کلمه ی ساج و مرتبط با کلمه ی سراج و شارج می باشد.
برای درک بهتر مفهوم ساج باید کلمات هم خانواده با این کلمه را در ابعاد مختلف پیدا و بررسی کنیم.
سخت ترین سنگ ها که از آن برای پخت و پز نان بر روی شعله تراشیده می شود ساج گفته می شود. ساج سنگی و چدنی هم اکنون هم در حال استفاده می باشد.
سنگ ساج به سنگی گویند که ملات آن ساروج شده باشد. سنگ ساروج شده یعنی سنگی که تحت فشار و اعمال نیرو و یا یک فرآیندی برای سخت شدن، ملات آن شارج و تقویت شده باشد.
ساج، ساروج، سراج، شارج، شارژ، چارج کلماتی هستند که اُفق مفهوم کلمه را تا دوردست ها نمایان می کند. ادامه روند زنجیره کلمات هم خانواده با ساج ؛ ساج زاج زاغ زاگ زاگرس سخترست زاگراست . جهت درک بهتر این توضیحات رجوع شود به تفسیر کلمه ی زاگرس.
انسان ساجد با سجده به درگاه پرودگار عالم سراج می شود و سراج کسی است که ساروج شده است و ساروج به کسی گویند که شارج شده است. کسی هم که شارج شد برای خودش چراغی شده است و نور می دهد.

ساروج ترکیبی از آهک و خاکستر و خاک است که به مرور زمان به سختی آن افزوده میشود . بر خلاف سیمان که پس از مدتی بر اساس فرسایش از بین میرود ، ساروج فرسایش را در تاخیر می اندازد .
به همین خاطر در گذشته برای درپوش دفینه های خود و حفظ گنجینه های خود در هنگام حمله دشمنان ، با ساروج درپوش های خود را میپوشاندند.
...
[مشاهده متن کامل]

منبع. فرهنگ عمید
ساروج
بتن
ساروج �ساروق�ساروک
ساری �بدوز، بساز، درست کن
سارای �سرای� سرا� مکان ساخته شده ( سارْلان, سارلمیش )
ساروق � ملاتی که با آن سارای ساخته میشود
ساز�سار�سارای
بساز� بسار
ما تو ترکی ازش استفاده میکنیم
باسمه تعالی
ساروج:ترکیبی ازماسه آب آهک
یه نوع ملات سنتی و ضدآب
هو
ملاط بسیار محکم از ترکیب خاکستر، زرده تخم مرغ وآب آهک. ملاط ارگ علیشاه تبریز از ساروج می باشد.
در پهلوی " چاروگ"
مشاهده ادامه پیشنهادها (١٠ از ١٣)