برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1467 100 1

معنی ساده به انگلیسی

simplistic
simplistic
oversimplification
plain-woven
simplistic
simplistic
artless, babe, confiding, green, gullible, ingenuous, innocent, naïve, simple-hearted, naive, nave, simple, simple-minded, trustful, trusting, unaffected
naive, nave
naiveté, naïveté, simplicity, naivet, navet, simple-heartedness
simplification
oversimplification
reducible
mickey mouse
bumpkin, gull, homely, innocent, naive, naïve, sheep, sim ...

مترادف کلمه ساده

accustomed (صفت)
خو گرفته ، معتاد ، معمولی ، ساده
ordinary (صفت)
معمولی ، ساده ، خرجی ، پیش پا افتاده ، متداول ، عادی
normal (صفت)
معمولی ، ساده ، متوسط ، طبیعی ، عادی ، معمول ، به هنجار
simple (صفت)
ساده ، نادان ، بی تزویر ، فروتن ، ناازموده ، بسیط ، خام ، سهل ، بی تکلف
easy (صفت)
ساده ، ملایم ، اسوده ، سبک ، روان ، اسان ، سهل ، بی زحمت ، بدون اشکال
plain (صفت)
ساده ، اشکار ، پهن ، صاف ، واضح ، عادی ، سر راست ، برابر ، هموار ، بد قیافه ، رک و ساده
naive (صفت)
ساده ، ساده لوح ، ساده دل ، ساده طبع ، بی ریا ، خام ، بی تجربه ، ساده و بی تکلف
modest (صفت)
ساده ، فروتن ، فای ، افتاده ، معتدل ، نسبتا کم ، متواضع ، باحیا
bare (صفت)
ساده ، اشکار ، عریان ، لخت ، عاری
open-and-shut (صفت)
ساده ، کاملا ، اشکار ، واضح ، خیلی سهل
artless (صفت)
ساده ، بی هنر ، ساده لوح ، ساده دل ، بی صنعت ، بی تزویر ، غیر صنعتی ، فروتن ، ساده طبع
onefold (صفت)
ساده ، ساده دل ، ساده طبع
natural (صفت)
ساده ، ذاتی ، بدیهی ، دیوانه ، طبیعی ، نهادی ، عادی ، خلقی ، جبلی ، قهری ، فطری ، غریزی ، سرشتی ، استعداد ذاتی
smooth (صفت)
ساده ، بی مو ، ملایم ، صاف ، سلیس ، روان ، نرم ، بدون اشکال ، هموار ، صیقلی ، دلنواز ، قسمت صاف هر چیز ، بی تکان
unobtrusive (صفت)
ساده ، محجوب ، فاقد جسارت
unaffected (صفت)
ساده ، صمیمی ، بی ریا ، بی پیرایه ، بی تکلیف
customary (صفت)
ساده ، عادی ، مرسوم ، معمول ، عادتی
dupeable (صفت)
ساده
free-standing (صفت)
ساده ، بی پیرایه ، بی زیور ، بی الایش
simplex (صفت)
ساده ، بی الایش ، غیر مرکب
homely (صفت)
زشت ، ساده ، فروتن ، مثل خانه ، بد گل ، خودمانی وصمیمانه ، فاقد جمال
humbly (صفت)
ساده
inartificial (صفت)
ساده ، فطری
unassuming (صفت)
ساده ، افتاده ، بی تکلف ، بی ادعا ، بی تصنع
simple-minded (صفت)
ساده ، کم استعداد
uncomplicated (صفت)
ساده ، سبک
unforced (صفت)
ساده
unlabored (صفت)
ساده
unlaboured (صفت)
ساده
unpretending (صفت)
ساده

کلمات بعدی

ساده را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

ریحانه
بی ریاه، بی فکر
محمود
کسی که غروری ندارد،بی رغبت به دنیا،پاک دل،کسی که به کم اکتفا می کند و دنبال دنیا و منصب‌های دنیایی نیست.
آریانا
واژه ای پارسی که کوتاه شده ساییده میباشد به انگلیسی Simple
آریانا
حمیدرضا دادگر_فریمان
آسان، سهل، میسر، بی آلایش، بی نقش، امرد، نرم بروت، نوخط، خوش باور، خوش خیال، زودباور، ساده لوح، ابله، بله، مغفل، نادان، بی تکلف، وضیع، بسیط، بی آمیغ، مفرد

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

آیا معنی ساده مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )
شبکه مترجمین ایران