دیا ، دی ِان ، در زبان لکی یعنی:۱. پیدا شده آشکار و ظاهر و دیده شده
و ریشه آن از کلمان دیم، دیمهَ ، دیمونه ، دیتونه، دیتون، و مونیم یعنی دیدم، اورا دیدم ، او را دیدیم ، شما اورا دیدید، شما دیدید؟؟ و می بینیم
... [مشاهده متن کامل]
در شعر:
دِ لِکَم سی دییرون هِ میزِ نهَ زار
یَ تُونو و یَ دوس یَ دییرون یَ دی اِن ( دینه ) یار
یعنی توی دلم برای دهلران زاری می کنم
حالا اینم تو و اینم دهلران و دیدن یارت
و ریشه آن از کلمان دیم، دیمهَ ، دیمونه ، دیتونه، دیتون، و مونیم یعنی دیدم، اورا دیدم ، او را دیدیم ، شما اورا دیدید، شما دیدید؟؟ و می بینیم
... [مشاهده متن کامل]
در شعر:
دِ لِکَم سی دییرون هِ میزِ نهَ زار
یَ تُونو و یَ دوس یَ دییرون یَ دی اِن ( دینه ) یار
یعنی توی دلم برای دهلران زاری می کنم
حالا اینم تو و اینم دهلران و دیدن یارت
دیا از دیانا ( ریشه کلمه جان ) می باشد. به همین دلیل معانیِ مادر ( اصل زاینده ) ، چشم ( اصل بینش=اصل زایش ) ، دیدن و نگاه و. . . را دارد.
اخی ، اسم خودم ، ، اگر اشتباه نکنم اسم من اولین اسم دیا توی ثبت احوال ایران بوده
اسم دختر من دیا هست ، اما جزو اسامی ثبت احوال نبود و با تلاش زیاد موفق شدیم این اسم رو ثبت کنیم
توجه، اعتنا
به میرشکاری معادل بازی دالی
دیا درزبان کردی چندین معنادارد ازجمله دیدە، چشم، منظره، مادر و همچنین به معنی پادشاه نیز هست مثل دیاکو پادشاه مادستان
دیا یک اسم در زبان کوردی است به معنی نور چشم، بینایی
دیا آموز
دیا درکوردی وبه لهجه هورامی یا اورامی زبانان دیا به معنی نگاه کردن ویا نظرکردن ودیدن وریشه از چشم انداختن به سیئ ویاچیزی میباشد منظوروریشه اصلی دیا برگرفته از حرکات چشم میباشد
دیا ریشه کردی دارد واز دیده ( چشم ) گرفته شده و به معنای نور چشم ، بینایی است
مشاهده ادامه پیشنهادها (١٠ از ١١)