بررسی ریشه شناختی �دیاق� و ارائه منابع معتبر کتابی برای پیگیری بیشتر.
- - -
۱. بررسی ریشه شناختی �دیاق� و ارتباط با �دیو�
واژهای که شما به صورت �دیاق� آوردهاید، در متون کهن ایرانی معمولاً به شکل �دیو� ( dēw ) ، �دَئِوَ� ( daēva ) در اوستایی، �دِو� ( dēw ) در پهلوی و �دِوا� ( deva ) در سانسکریت دیده میشود. اما �دیاق� صورت خاصی نیست که مستقیماً در سه زبان یادشده ریشه داشته باشد. محتمل است:
... [مشاهده متن کامل]
� �دیاق� تحریف یا صورت گویشی از �دیوگ� ( dēwag ) در پهلوی باشد که پسوند � - ak/ - ag� دارد و معنای �دیوسان، اهریمنی، مربوط به دیو� میداده است. در پهلوی، واژه �dēw� ( دیو ) پسوند � - ag� صفتی میساخته به معنی �دیوگونه�.
� در پارسی میانه، �dēw� برای دیو، و �dēwag� برای صفت �اهریمنی� به کار میرفته. واژه �دیاق� احتمالاً همان dēwag است با تحول آوایی �و� به �آ� در برخی گویشها ( مانند �دیو� → �دیا� در برخی لهجهها ) .
ریشه اوستایی:
اوستایی: daēva - ( دَئِوَ ) به معنی �خدای دروغین، دیو� ( در مقابل ahura ) . در گاهان ( یشت ها ) و وندیداد بارها آمده.
ریشه پهلوی:
پهلوی کتابی: dēw ( دیو ) ، جمع dēwān، صفت dēwag ( دیوگ/دیاق ) .
ریشه سانسکریت:
سانسکریت: deva ( देव ) به معنی �ایزد، خدا�. در ریگ ودا، deva مفهوم مثبت دارد، اما در ایران باستان معنای منفی یافت ( واژگونی معنایی: ایرانیان باستان خدایان هندیان را دیو خواندند ) .
- - -
۲. منابع معتبر کتابی برای مطالعه بیشتر
در اینجا کتاب های اصلی دانشگاهی به زبان فارسی و انگلیسی معرفی می شوند که مستقیماً به ریشه اوستایی، پهلوی و سانسکریت این واژگان پرداخته اند:
برای ریشه اوستایی و پهلوی ( به زبان فارسی ) :
1. �فرهنگ کوچک زبان پهلوی�، نوشتهٔ دیوید نیل مکنزی، ترجمهٔ مهشید میرفخرایی ( انتشارات پژوهشگاه علوم انسانی ) – شامل ریشه dēw و dēwag.
2. �دستور زبان اوستایی�، نوشتهٔ چارلز رضوی ( از منابع دانشگاهی ) – ریشه daēva.
3. �فرهنگ اوستایی� ( سه جلد ) ، تألیف هاشم رضی ( انتشارات بهجت ) – مدخل daēva.
4. �واژه نامهٔ اوستایی�، تألیف ابراهیم پورداوود ( انتشارات اساطیر ) .
برای ریشه سانسکریت:
1. �فرهنگ سانسکریت - فارسی�، تألیف سیدعلیمیر ابوطالبی ( انتشارات دانشگاه تهران ) – مدخل deva.
2. �ریشه شناسی تطبیقی زبان های هندواروپایی�، تألیف محمدرضا باطنی ( انتشارات آگاه ) – فصل زبان های هندوایرانی.
منابع خارجی معتبر ( کلاسیک و مدرن ) :
1. Avestan Dictionary ( Christian Bartholomae, 1904 ) – مدخل daēva.
2. A Concise Pahlavi Dictionary ( D. N. MacKenzie, 1971, repr. Routledge ) – مدخل dēw, dēwag.
3. Sanskrit - English Dictionary ( Monier Monier - Williams, 1899, repr. Oxford ) – مدخل deva.
4. Etymological Dictionary of the Iranian Verb ( John Cheung, 2007, Brill ) – ریشه ایرانی باستان *daiva - .
- - -
- - -
۱. بررسی ریشه شناختی �دیاق� و ارتباط با �دیو�
واژهای که شما به صورت �دیاق� آوردهاید، در متون کهن ایرانی معمولاً به شکل �دیو� ( dēw ) ، �دَئِوَ� ( daēva ) در اوستایی، �دِو� ( dēw ) در پهلوی و �دِوا� ( deva ) در سانسکریت دیده میشود. اما �دیاق� صورت خاصی نیست که مستقیماً در سه زبان یادشده ریشه داشته باشد. محتمل است:
... [مشاهده متن کامل]
� �دیاق� تحریف یا صورت گویشی از �دیوگ� ( dēwag ) در پهلوی باشد که پسوند � - ak/ - ag� دارد و معنای �دیوسان، اهریمنی، مربوط به دیو� میداده است. در پهلوی، واژه �dēw� ( دیو ) پسوند � - ag� صفتی میساخته به معنی �دیوگونه�.
� در پارسی میانه، �dēw� برای دیو، و �dēwag� برای صفت �اهریمنی� به کار میرفته. واژه �دیاق� احتمالاً همان dēwag است با تحول آوایی �و� به �آ� در برخی گویشها ( مانند �دیو� → �دیا� در برخی لهجهها ) .
ریشه اوستایی:
اوستایی: daēva - ( دَئِوَ ) به معنی �خدای دروغین، دیو� ( در مقابل ahura ) . در گاهان ( یشت ها ) و وندیداد بارها آمده.
ریشه پهلوی:
پهلوی کتابی: dēw ( دیو ) ، جمع dēwān، صفت dēwag ( دیوگ/دیاق ) .
ریشه سانسکریت:
سانسکریت: deva ( देव ) به معنی �ایزد، خدا�. در ریگ ودا، deva مفهوم مثبت دارد، اما در ایران باستان معنای منفی یافت ( واژگونی معنایی: ایرانیان باستان خدایان هندیان را دیو خواندند ) .
- - -
۲. منابع معتبر کتابی برای مطالعه بیشتر
در اینجا کتاب های اصلی دانشگاهی به زبان فارسی و انگلیسی معرفی می شوند که مستقیماً به ریشه اوستایی، پهلوی و سانسکریت این واژگان پرداخته اند:
برای ریشه اوستایی و پهلوی ( به زبان فارسی ) :
1. �فرهنگ کوچک زبان پهلوی�، نوشتهٔ دیوید نیل مکنزی، ترجمهٔ مهشید میرفخرایی ( انتشارات پژوهشگاه علوم انسانی ) – شامل ریشه dēw و dēwag.
2. �دستور زبان اوستایی�، نوشتهٔ چارلز رضوی ( از منابع دانشگاهی ) – ریشه daēva.
3. �فرهنگ اوستایی� ( سه جلد ) ، تألیف هاشم رضی ( انتشارات بهجت ) – مدخل daēva.
4. �واژه نامهٔ اوستایی�، تألیف ابراهیم پورداوود ( انتشارات اساطیر ) .
برای ریشه سانسکریت:
1. �فرهنگ سانسکریت - فارسی�، تألیف سیدعلیمیر ابوطالبی ( انتشارات دانشگاه تهران ) – مدخل deva.
2. �ریشه شناسی تطبیقی زبان های هندواروپایی�، تألیف محمدرضا باطنی ( انتشارات آگاه ) – فصل زبان های هندوایرانی.
منابع خارجی معتبر ( کلاسیک و مدرن ) :
1. Avestan Dictionary ( Christian Bartholomae, 1904 ) – مدخل daēva.
2. A Concise Pahlavi Dictionary ( D. N. MacKenzie, 1971, repr. Routledge ) – مدخل dēw, dēwag.
3. Sanskrit - English Dictionary ( Monier Monier - Williams, 1899, repr. Oxford ) – مدخل deva.
4. Etymological Dictionary of the Iranian Verb ( John Cheung, 2007, Brill ) – ریشه ایرانی باستان *daiva - .
- - -
پایه نگهدارنده
از واژه دیااوکو اولین پاد شاه ماد گرفته شده
ترکی هست به معنای نگهداره که در خودرو کاربرد فراوان دارد. دقیقا معادل کلمه براکت به معنای نگهدارنده هست
فرتوت و خسته، بی رمق
مترادف کلمه ساپورت و حمال به این معنی که بار و وزن چیزی را متحمل شده است، میباشد
ترکی است و از فعل دایانماق به معنی تکیه کردن
تکیه گاه، پایه
نگهدارنده