دهانه

/dahAne/

    span
    gap
    hatchway
    intake
    issue
    mouth
    nozzle
    opening
    orifice
    yawn
    throat
    opening mouth
    crater

فارسی به انگلیسی

دهانه اتش فشان
caldera, crater

دهانه افسار اسب
bit

دهانه باجه
wicket, window

دهانه باریک
throat

دهانه تفنگ
bore

دهانه چاهک
scuttle

دهانه حنجره
glottis

دهانه رود
estuary

دهانه سلاح اتشین
muzzle

دهانه شیر اب
spout

دهانه شیر سماور
spout

دهانه فلزی
grommet

دهانه لوله سلاح
muzzle

دهانه منقار مانند
bill

مترادف ها

eye (اسم)
بینایی، دهانه، کاراگاه، باجه، عین، چشم، دیده، سوراخ سوزن، مرکز هر چیزی، دکمه یا گره سیب زمینی

throat (اسم)
خرخره، دهانه، نای، صدا، دهان، حلق، گلو

mouthpiece (اسم)
سخنگو، دهانه، منادی، لبه، دهن گیر

aperture (اسم)
روزنه، دهانه، گشادگی، سوراخ، دهانه یا سوراخ

mouth (اسم)
مدخل، دهانه، بیان، غنچه، دهان

opening (اسم)
دهانه، سوراخ، سراغاز، منفذ، فرصت، فتق، گشایش، چشمه، افتتاح، جای خالی، بازکردن

spout (اسم)
دهانه، جوش، لوله، ناودان، فوران، شیر آب، فواره

outfall (اسم)
دهانه، ریزشگاه، محل تلاقی دوابریز

bridle (اسم)
دهانه، قید، مهار، افسار، پالهنگ، عنان

jet (اسم)
دهانه، دهنه، پرتاب، فوران، فواره، جت، کهربای سیاه، سنگ موسی، مهر سیاه، پرش اب، جریان سریع

embouchure (اسم)
دهانه، مصب دهنی

ostiole (اسم)
دهانه، سوراخ یا دهانه کوچک

پیشنهاد کاربران

منبع. عکس فرهنگ ریشه شناختی زبان فارسی دکتر محمد حسن دوست
زبان های ترکی�در چند مرحله بر�زبان فارسی�تأثیر گذاشته است. نخستین تأثیر زبان ترکی بر پارسی، در زمان حضور سربازان تُرک در ارتش�سامانیان�روی داد. پس از آن، در زمان فرمان روایی�غزنویان، �سلجوقیان�و پس از�حملهٔ مغول، تعداد بیشتری�وام واژهٔ�ترکی به زبان فارسی راه یافت؛ اما بیشترین راه یابی واژه های ترکی به زبان فارسی در زمان فرمانروایی�صفویان، که ترکمانان�قزلباش�در تأسیس آن نقش اساسی داشتند، و�قاجاریان�بر ایران بود.
...
[مشاهده متن کامل]

• منابع ها. تاریخ ادبیات ایران، ذبیح الله صفا، خلاصه ج. اول و دوم، انتشارات ققنوس، ۱۳۷۴
• تاریخ ادبیات ایران، ذبیح الله صفا، خلاصه ج. سوم، انتشارات بدیهه، ۱۳۷۴
• حسن بیگ روملو، �احسن التواریخ� ( ۲ جلد ) ، به تصحیح�عبدالحسین نوایی، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، ۱۳۴۹. ( مصحح در پایان جلد اول شرح مفصل و سودمندی از فهرست لغات�ترکی�و�مغولی�رایج در متون فارسی از سده هفتم به بعد را نوشته است )
• فرهنگ فارسی، محمد معین، انتشارات امیر کبیر، تهران، ۱۳۷۵
• غلط ننویسیم، ابوالحسن نجفی، مرکز نشر دانشگاهی، تهران، ۱۳۸۶
• فرهنگ کوچک زبان پهلوی، دیوید نیل مکنزی، ترجمه مهشید فخرایی، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، تهران، ۱۳۷۹

دهانهدهانهدهانه
معنی کلمه ی دهانه دهان
دهانه یا گلو گاه ( Throat ) [ اصطلاح کفاشی]: بالای جلوی رویه که در قسمت فوقانی پنجه کفش قرار دارد.