die
فارسی به انگلیسی
مترادف ها
دق کردن، اهسته زدن به
پیشنهاد کاربران
deq kerdan: در گویش گوغر به معنای از شدت ناراحتی واندوه بغض کردن طوریکه رگ های گردن برجسته شده ور نگ چهره تغییر کرده.
دق کردن ؛ از غصه و غم جانکاه مردن. رجوع به دق کردن در ردیف خود شود.
دق کردن : تحریف داغ کردن کنایه از نهاده شدن داغ افسردگی بردل کسی بوده است.