دامن

/dAman/

    lap
    skirt

فارسی به انگلیسی

دامن به کمر زدن
to be prepared to serve willingly or to embark on somethingwith a high ambition

دامن پالتو
skirt

دامن پف کرده
hoop skirt

دامن پیستون
piston ring

دامن در کشیدن
to turn aside, to keep aloof

دامن زدن
fan, foment, pander

دامن زدن دعوا
provoke

دامن زنی
fomentation

دامن زیر
petticoat

دامن طبیعت
nature

دامن گیر او هم شد
he too was involved in it.

دامن کت
skirt

دامن کشیدن
to walk mincingly or arrogantly

دامن کوتاه
miniskirt

دامن کوتاه رقاصان باله
tutu

مترادف ها

skirt (اسم)
پیرامون، دامنه، حومه شهر، دامنه کوه، دامن لباس، دامن، حوالی

lappet (اسم)
نرمه گوش، اویز، دامن، گوشت اویخته، لبه اویخته کلاه

پیشنهاد کاربران

لباس رسمی مردان اسکاتلند دامن خاصی است . امروزه دامن اسکاتلندی نه تنها لباس تاریخی بلکه لباس ملی این سرزمین محسوب می شود و مردان اسکاتلندی با غرور و افتخار آن را در مناسبت های خاصی نظیر عروسی بر تن می
...
[مشاهده متن کامل]
کنند. گفتنی است نزدیک به ۴ هزار و پانصد تارتان مختلف وجود دارد و هرکسی می تواند تارتان مخصوص به خود را طراحی کند. در فروشگاه های وولن میلز ( Woollen Mills ) که در سرتاسر اسکاتلند وجود دارد، انواع محصولات تارتان را خواهید یافت. مشهورترین آن ها، ادینبرو وولِن میل ( Edinburgh Woollen Mill ) است که در ابتدای خیابان مشهور رویال مایل در ادینبرو قرار دارد.

منبع. عکس فرهنگ واژه های اوستا
لینک کتاب فرهنگ واژه های اوستا
قرار می می دهم چون واژه درش دوستان می تواند بررسی کنید و ببینید
زبان های ترکی�در چند مرحله بر�زبان فارسی�تأثیر گذاشته است. نخستین تأثیر زبان ترکی بر پارسی، در زمان حضور سربازان تُرک در ارتش�سامانیان�روی داد. پس از آن، در زمان فرمان روایی�غزنویان، �سلجوقیان�و پس از�حملهٔ مغول، تعداد بیشتری�وام واژهٔ�ترکی به زبان فارسی راه یافت؛ اما بیشترین راه یابی واژه های ترکی به زبان فارسی در زمان فرمانروایی�صفویان، که ترکمانان�قزلباش�در تأسیس آن نقش اساسی داشتند، و�قاجاریان�بر ایران بود.
...
[مشاهده متن کامل]

• منابع ها. تاریخ ادبیات ایران، ذبیح الله صفا، خلاصه ج. اول و دوم، انتشارات ققنوس، ۱۳۷۴
• تاریخ ادبیات ایران، ذبیح الله صفا، خلاصه ج. سوم، انتشارات بدیهه، ۱۳۷۴
• حسن بیگ روملو، �احسن التواریخ� ( ۲ جلد ) ، به تصحیح�عبدالحسین نوایی، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، ۱۳۴۹. ( مصحح در پایان جلد اول شرح مفصل و سودمندی از فهرست لغات�ترکی�و�مغولی�رایج در متون فارسی از سده هفتم به بعد را نوشته است )
• فرهنگ فارسی، محمد معین، انتشارات امیر کبیر، تهران، ۱۳۷۵
• غلط ننویسیم، ابوالحسن نجفی، مرکز نشر دانشگاهی، تهران، ۱۳۸۶
• فرهنگ کوچک زبان پهلوی، دیوید نیل مکنزی، ترجمه مهشید فخرایی، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، تهران، ۱۳۷۹

دامندامندامندامن
منابع• https://archive.org/details/1_20221023_20221023_1515
دکتر کزازی در مورد واژه ی " دامن " می نویسد : ( ( دامن یا" دامان" از دو پاره "دام"/ ان ( = پساوند ) ساخته شده است. که در" دامنه" نیز، در پهلوی دامنگ damēnag دیده می شود. این ستاک می تواند بود که از دیا diya در اوستایی و" دا "در سانسکریت به معنی پیوستن و" به هم وصل کردن "برآمده باشد . ) )
...
[مشاهده متن کامل]

( ( اگر نیم از این پیکر آید تنش
سرش ابر ساید، زمین دامنش ) )
( نامه ی باستان ، جلد اول ، میر جلال الدین کزازی ، 1385، ص ۴۵۰ )

شاه بهرام از این قرار نگشت
سوی شیر آمد از تنیزه دشت ( نظامی )
تنیزه=دامن
Skirt
اطلاعات بیشتر:
https://abadis. ir/translator/fa - en/get/?exp=دامن
Earmuffs : محافظ گوش، گوش بان
Sweatshirt : سویشرت
Sweater/pullover/jersey/jumper : پلیور، پیراهن پشمی، پیراهن بافته
Jacket : ژاکت
Hoodie : هودی
Vest/Waistcoat : جلیقه یا واسکَت
Anorak/Parka : کاپشن ( روپوش هوای سرد خزدار )
...
[مشاهده متن کامل]

Polo Shirt : تیشرت یقه دار - پولوشرت
A - Shirt/Sleeveless shirt/Tank Top : زیرپوش رکابی
Singlet : دو بنده ( کشتی گیرها )
Swimsuit : مایو - لباس شنا
Trench Coat : کت بلند کمربنددار ارتشی ضد آب ( عموماً از جنس چرم؛ بارانی )
Shirt : پیراهن
Puffer : پافر
Overalls/Dungarees/bib - and - brace overalls : لباس کار دوبنده
Denim jacket : ژاکت لی
Blouse : بلوز ( نوعی لباس گشاد زنانه است برای پوشش بالاتنه )
Crop Top : تاپ کوتاه
Dress : پیراهن زنانه
Pajamas : پیژامه
Jeans : شلوار لی ( بافته شده از جنس لی denim )
Cargo pants : لباس سربازی یا کارهای سنگین
Camo jeans : شلوار لی طرح پلنگی
Dress Pants : شلوار رسمی/اداری
Skirt : دامن
Gown : لباس بلند زنانه ( مثل لباس سیندرلا )
Lingerie : لباس زیر زنانه
Fishnet : بافت تورماهی
Stocking : جوراب ساق بلند - استاکینگ
Pantyhose : جوراب شلواری
Tights : ساپورت
Shorts : شورت
Thong : شورت بندی زنانه
G - string : شورت بندی جی
Underwear : لباس زیر ( هم زنانه داره هم مردانه )
Leggings : لِگ / لِگینگز
Jeggings : جگینگز ( لگ طرح لی )
Flip - flops : دمپایی لا انگشتی
Slippers : دمپایی
Footwear : پای افزار ( مثل انواع کفش و کنوتی و دمپایی )

معنی دامی فکر کنم پایین .
پوششی زنانه از کمر به پایین
پهنه
آغوش
حاشیه
lap
دامن
e. g. she had been raised in the lap of luxury
او در دامن ناز و نعمت پرورش یافته بود.
دامن در خون کشیدن: کنایه از مردن
”گر ایدون که زین سویِ جیحون کشد،
همی دامنِ خویش در خون کشد. “
دکتر کزازی " مصدر برساخته" را در نوشته های خود به جای " مصدر جعلی " بکار برده است.
‹‹نامه ی باستان ، ج ۳ ، داستان سیاوش ، دکتر کزازی ۱۳۸۴، ص ۳٠۲. ››
دامن به معنی پایین است
در زبان لری به پایین میگویند دومن همچنین در زبان انگلیسی واژه down را داریم و همچنین دون فارسی که همه از واژه دامن یا دامون یا دومن میاید
مشاهده ادامه پیشنهادها (١٠ از ١١)