دوستانی که گفتند خی به معنی با است این واژه همان واژه خود است در استان فارس انرا خود میگویند
تو خود من بیا=تو با من بیا در کابل هم انرا قد و کد میگویند در جنوب استان فارس و هرمزگان انرا هد میگویند
خود/خی/کد/قد/هد/اد در پهلوی به گونه اد به معنی و بوده
خیگ را خی و خوگ نیز میگفتند
تو خود من بیا=تو با من بیا در کابل هم انرا قد و کد میگویند در جنوب استان فارس و هرمزگان انرا هد میگویند
خود/خی/کد/قد/هد/اد در پهلوی به گونه اد به معنی و بوده
خیگ را خی و خوگ نیز میگفتند
khi// در مازنی به معنی گراز می باشد.
لازم به ذکر است در مازندران خوک وجود ندارد. در جنگل ها و بیشه های مازندران گراز زندگی می کند.
اگر چه خوک نوعی گراز محسوب می شود.
لازم به ذکر است در مازندران خوک وجود ندارد. در جنگل ها و بیشه های مازندران گراز زندگی می کند.
اگر چه خوک نوعی گراز محسوب می شود.
تو مازندران به خوک خی میگویند.
نمونه خی رِه مونه .
شبیه خوکه .
منظور نفهم بودن طرفه
نمونه خی رِه مونه .
شبیه خوکه .
منظور نفهم بودن طرفه
مشک آب
خی: khi یا خیکkhik
کیسه ای از پوست حیوانات که در قدیم برای نگهداری روغن حیوانی از ان استفاده میشد
کیسه ای از پوست حیوانات که در قدیم برای نگهداری روغن حیوانی از ان استفاده میشد
خی در زبان کُردی جاف به معنی نمک است
در گویش گنابادی ( خراسان ) خی یعنی" با" .
همچنین در گویش فارسی قندهاری خی به معنی "با" است.
مثلاً : تو خی من بیا. یعنی تو با من بیا.
همچنین در گویش فارسی قندهاری خی به معنی "با" است.
مثلاً : تو خی من بیا. یعنی تو با من بیا.
خی در زبان سیستانی به معنی با است، گویا ریشه کهنی دارد ومخالف بی است، چنانچه بی آب ان بیابان و مخالف آن خی آب ان خیابان که امروز به راه اطلاق میشود در حالیکه منظور آبادی بوده یا مسیری که از آبادی میگذشته
خی. [زبان مازنی] ( ا ) خوک وحشی که در جنگل های مازندارن بفراوانی یافت میشود.
خیمه:
آفتاب از کوه سرزد تاکه ترک خی کنم
گوسفندان را به صحرابرده و هی هی کنم
آفتاب از کوه سرزد تاکه ترک خی کنم
گوسفندان را به صحرابرده و هی هی کنم