هر چیز بی ارزش
کم عقل
ور نبود بالش آکنده پر خواب توان کرد خزف زیر سر
[ع] ( ا ) هر چیز گِلی که در آتش پخته شده باشد: ظرف سفالین. ( معین )
[ع] ( ا ) هر چیز گِلی که در آتش چخته شره باشد: ظرف سفالین. ( معین )
پولک / چیز کم بها و پر زرق و برق .
جای آن است که خون موج زند در دل لعل زین تغابن که خزف می شکند بازارش .
پولک / چیز کم بها و پر زرق و برق .
جای آن است که خون موج زند در دل لعل زین تغابن که خزف می شکند بازارش .