تنک

/tonok/

فارسی به انگلیسی

تنک روزی
having scanty means of subsistence

تنک کردن
dilute, thin

مترادف ها

tender (صفت)
دقیق، حساس، مهربان، نازک، لطیف، ترد، باریک، با ملاحظه، مشفق، محبت امیز، تنک، ترد و نازک

thin (صفت)
لاغر، رقیق، نازک، نزار، باریک، سبک، نحیف، تنک، کم پشت، کم چربی، رقیق و آبکی، کم جمعیت، بطور رقیق، نازک شدن

sparse (صفت)
گشاد گشاد، تنک، کم پشت

پیشنهاد کاربران

تُنُک را بیشتر برای موی سر بکار میبرن وقتی کم پشت و کم تراکم شده
منبع. عکس فرهنگ لغت ترکی به فارسی شاهمرسی
واژه ی تُنُک در کتاب نبود؟!
یک صفحه همین کتاب رو قرار خواهم داد.
تنکتنکتنک
منبع. عکس فرهنگ ریشه های هندواروپایی زبان فارسی
زبان های ترکی�در چند مرحله بر�زبان فارسی�تأثیر گذاشته است. نخستین تأثیر زبان ترکی بر پارسی، در زمان حضور سربازان تُرک در ارتش�سامانیان�روی داد. پس از آن، در زمان فرمان روایی�غزنویان، �سلجوقیان�و پس از�حملهٔ مغول، تعداد بیشتری�وام واژهٔ�ترکی به زبان فارسی راه یافت؛ اما بیشترین راه یابی واژه های ترکی به زبان فارسی در زمان فرمانروایی�صفویان، که ترکمانان�قزلباش�در تأسیس آن نقش اساسی داشتند، و�قاجاریان�بر ایران بود.
...
[مشاهده متن کامل]

• منابع ها. تاریخ ادبیات ایران، ذبیح الله صفا، خلاصه ج. اول و دوم، انتشارات ققنوس، ۱۳۷۴
• تاریخ ادبیات ایران، ذبیح الله صفا، خلاصه ج. سوم، انتشارات بدیهه، ۱۳۷۴
• حسن بیگ روملو، �احسن التواریخ� ( ۲ جلد ) ، به تصحیح�عبدالحسین نوایی، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، ۱۳۴۹. ( مصحح در پایان جلد اول شرح مفصل و سودمندی از فهرست لغات�ترکی�و�مغولی�رایج در متون فارسی از سده هفتم به بعد را نوشته است )
• فرهنگ فارسی، محمد معین، انتشارات امیر کبیر، تهران، ۱۳۷۵
• غلط ننویسیم، ابوالحسن نجفی، مرکز نشر دانشگاهی، تهران، ۱۳۸۶
• فرهنگ کوچک زبان پهلوی، دیوید نیل مکنزی، ترجمه مهشید فخرایی، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، تهران، ۱۳۷۹

تنکتنکتنکتنک
تنک واژه ای تورکی است که به چم نازک و کم پشت است واژه نامه شاهمرسی
چند برابرواژه ی پارسی در کنار هم:
۱: لطیف و کثیف: نرمینه و سختینه.
۲: رقیق و غلیظ: کم مایه و پرمایه.
۳: متکاثف و متخلخل: چَگال و تَنُک.
۴: متراکم: انبوه، انباشته.
پارسی را پاس بداریم: )
در زبان فارسی دَری تُنُک می شه پهن کردن چیزی مثلا سفره، پارچه و. . .
تُنُک: رقیق، کم اندک، نحیف
( ( مگه نرفتی هندسون حکیمای فرنگی بت گفتن آبت تُنُکه بچت نمیشه؟ ) ) ( صادق چوبک، سنگ صبور )
در زبان لری به معنی کم عمق و نازکه.
در زبان گیلکی به معنی شورت یا شلوار کوتاه است
تُنُک را می توان برای جنگل به کار برد، جنگل تنک: جنگل کم درخت
Tanek
نازک در زبان ملکی گالی بشکرد
مشاهده ادامه پیشنهادها (١٠ از ١١)