پایداری ، پایدارسازی ، ایستاسازی
نگهداشت ، نگهداری ، ماندگاری ، ماندگارسازی ، مانایی
نهادینه ، نهادینگی
نَهِش،
نهادینگی
تثبیت: همتای پارسی این واژه ی عربی، این است:
آراز ārāz ( خراسانی )
پابرجا کردن ، پایدار کردن ، استوار کردن
پایدار کردن
استوار نمودن
پابرجاکردن. . .
ایستایش - نهایش
تثبیت در روانشناسی، یعنی شخص به خاطر وجود یک مانع، مثل آسیب روانی، رشد شخصیتی اش متوقف بشه
عیسی خدای تثلیث. یعنی همه چیز برای تو. خدای پدر. و. . . قابل اعتماد. ماندگار همیشگی
پایدار بودن یا برقراری
نهادینه کردن
نهادینه شدن
پی افزایی
پایاندن
مشاهده ادامه پیشنهادها (١٠ از ١٤)