بیور


پیشنهاد کاربران

درود بر دوستان
تنها برای پاسخ به کاربر " عماروند " میخوام چیزی بگم
خواهش میکنم سخنان بیهوده و خنده دار نزنید!!
اگر همین زبان پارسی که الان آدم های مثل شما بهش حمله میکنید و و در مورد آن دروغ منتشر میکنید، اگر همین زبان پارسی نبود و در مقابل زبان عربی مقاومت نمیکرد، الان تو به زبان بلوچی نمیتوانستی صحبت کنی و واژگان بلوچی رو متوجه نمیشدی!! که الان بیای و به زبان پارسی حمله کنی!!!!
...
[مشاهده متن کامل]

اگر میخوای اهمیت کاری که زبان پارسی در مقابله زبان عربی و مقاومتی که انجام داده رو بهتر درک کنی، یک مثال میزنم
مثال: فرض کن یک نفر، به یک آدم کش پول میده تا یک نفر دیگه رو بکشد، خوب بنظرت این آدم کش با تفنگ به کدام قسمت فرد مورد نظر باید شلیک کند، تا شخص کشته شود؟؟؟ به قلب و یا مغز آن طرف ، یعنی اگر آدم کش به دست و یا پای آن فرد شلیک کند، اتفاقی نمیافتد!!! و شخص کشته نمیشود
خلاصه در این مثالی که زدم، زبان عربی مانند آن آدم کش به سمت مغز یا قلب فرد مورد نظر شلیک کرد و هجوم آورد، اما موفق به کشتن و نابود کردن زبان فارسی نشد و زبان فارسی با اینکه زخم خورده ولی هنوز سر پاست و در آینده هم وضع بهتری پیدا میکند

منبع. عکس فرهنگ ریشه واژگان فارسی دکتر علی نورایی
زبان های ترکی�در چند مرحله بر�زبان فارسی�تأثیر گذاشته است. نخستین تأثیر زبان ترکی بر پارسی، در زمان حضور سربازان تُرک در ارتش�سامانیان�روی داد. پس از آن، در زمان فرمان روایی�غزنویان، �سلجوقیان�و پس از�حملهٔ مغول، تعداد بیشتری�وام واژهٔ�ترکی به زبان فارسی راه یافت؛ اما بیشترین راه یابی واژه های ترکی به زبان فارسی در زمان فرمانروایی�صفویان، که ترکمانان�قزلباش�در تأسیس آن نقش اساسی داشتند، و�قاجاریان�بر ایران بود.
...
[مشاهده متن کامل]

• منابع ها. تاریخ ادبیات ایران، ذبیح الله صفا، خلاصه ج. اول و دوم، انتشارات ققنوس، ۱۳۷۴
• تاریخ ادبیات ایران، ذبیح الله صفا، خلاصه ج. سوم، انتشارات بدیهه، ۱۳۷۴
• حسن بیگ روملو، �احسن التواریخ� ( ۲ جلد ) ، به تصحیح�عبدالحسین نوایی، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، ۱۳۴۹. ( مصحح در پایان جلد اول شرح مفصل و سودمندی از فهرست لغات�ترکی�و�مغولی�رایج در متون فارسی از سده هفتم به بعد را نوشته است )
• فرهنگ فارسی، محمد معین، انتشارات امیر کبیر، تهران، ۱۳۷۵
• غلط ننویسیم، ابوالحسن نجفی، مرکز نشر دانشگاهی، تهران، ۱۳۸۶
• فرهنگ کوچک زبان پهلوی، دیوید نیل مکنزی، ترجمه مهشید فخرایی، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، تهران، ۱۳۷۹

بیوربیوربیوربیور
پیشنهادِ واژه :
می توان به جایِ واژه یِ " هکتار " ، از واژه یِ " بیور " بهره برد. در زبانِ پارسیِ میانه " بیور " به چمِ " ده هزار " بوده است.
یا می توان از واژه ای بهره جست که بخشی از آن " بیور" باشد.
خود زبان پارسی ( به عربی فارسی چون پ نداشته اند ) هم گویشی از عربی هست و توسط اعراب ساخته شد برای تعلیم دین دوستانی که با انواع گویشهای پارسی دارند میگن به زبان ما این معنی رو میده، ، کلماتی چنین بلوچیگ
...
[مشاهده متن کامل]
هستند که با پارسیگ و پهلوانیک خواندن این زبان سعی شده هویت جعلی پارسی رو حفظ کنند، پارس اسم سرزمین بوده و زبان و قومی نیست، پادشاه پارس که تا عراق کنونی گسترده بوده بوگدات بلوچ بوده به عربی بغداد تا به دروغگویی وجعل ادامه میدید در خماری معنی و ترجمه ی این کلمات بمانید، مردم موجود در این جغرافیا یا مهاجر اریانا هستند یا غفقاز ویا پهلوان بلوچ پهلوان صفتی بوده برای بلوچ بل اوچ بل روچ همزاد خورشید، خدای جنگ، تنومند.

بیور به معنای ده
شاهد مثال از شاهنامه فردسی ، در ذکر ابیات سروده شده
بود بیت شش بار بیور هزار
سخن های شایسته ی غم گسار
بدو ماندم این نامه را یادگار
به شش بیور ابیاتش آمد شمار
بیوَر یعنی فلفل در زبان لری ثالثی یا گاپله ای اراک بخش قره کهریز
در زبان لکی یعنی فلفل. . .
روش نوشتار::: ( بیوَر )
ده هزار عدد