بوقلمون

/buqalamun/

    turkey
    fowl
    chameleon

فارسی به انگلیسی

بوقلمون ماده
turkey - hen

بوقلمون نر
gobbler, turkey - cock

بوقلمون و غاز
poultry

مترادف ها

turkey (اسم)
بوقلمون، واخورده

پیشنهاد کاربران

بوقلمون بومی آمریکای شمالی و مکزیک است. کموبیش ۵۰۰ سال پیش از زایش مسیح، بومیان مکزیک و آمریکای جنوبی توانستند آن را رام و اهلی کنند .
رفتن به اروپا: آغازین سالهای سده ۱۶، یابندگان اسپانیایی پرنده را از آمریکا به اروپا آوردند و به زودی در سراسر قاره رواج یافت .
...
[مشاهده متن کامل]

آمدن به ایران: در زمان شاه عباس صفوی، بازرگانان ارمنی که به ایتالیا سفر کرده بودند، بوقلمون را به ایران آوردند. شاه چنان از آن خوشش آمد که دستور به پرورش آن در میان ارمنیان داد.
نام این پرنده در زبان بومیان آمریکا Fulai بوده که بعدها پرتغالیها به آن piru گفتند.
بامزه است که مردم بیشتر کشورها این پرنده را به نام کشور دیگری می نامند! دلیل آن سردرگمی تاریخی بازرگانان اروپایی است.
"هندی" در فرانسه و روسیه ( Dinde / Indiyuk ) : اروپایی ها در آن زمان گمان می کردند آمریکا، هند است پس نام آن را "مرغ هندی" گذاشتند .
" ترکی" ( Turkey ) در انگلیک: چون این پرنده به دست بازرگانان ترک ( عثمانی ) به انگلیس می رسید، انگلیکها نادرستانه آن را "Turkey" نامیدند .
"دیک رومی یا دیک هندی" در عربی= خروس رومی یا هندی.
" بوقلمون" در پارسی: در پارسی این نام را به دلیل همسانیِ رنگ های دگرنده پرهایش با پارچه ی بوقلمون ( گونه ای دیبای یونانی رنگارنگ ) برگزیده اند.
گاهی نیز اینگونه ریشه یابی می شود که چون استخوان قلم این پرنده در خوراک، بوی زهم بسیاری دارد [بو قَلَمان یا بوقلمون] نامیده شده است.
"پیلمرغ یا فیلمرغ" در پارسی دری: در افغانستان این پرنده را پیلمرغ نیز می نامند که از روی همانندیِ آویزه ی پوستی روی نوک این پرنده به دماغ پیل یا فیل است.
گویا نام پیلمرغ درخورترین نام برای این پرنده باشد.

به کاربر Behnam rezai :
ابوجهل، بوقلمون از ترکی رفته اروپا ؟!🤣
اگر نمیدونی بدون که پرنده بوقلمون از آمریکا بدست اروپایی ها آورده شد آسیا و اروپا قبلا نبود!.
جهل تمامی ندارد؛ در برخی اقو. ام جاهل تر !.
منبع. عکس فرهنگ ریشه شناختی زبان فارسی دکتر محمد حسن دوست
بوقلمونبوقلمونبوقلمونبوقلمون
پیل مرغ ؛ بوقلمون. رجوع به بوقلمون شود
بوغله
شواد
فیلمرغ ( فارسی شرقی افغانستان/تاجیکستان )
پیل مرغ. /pilmorq/
بوقلمون = هَربه
یکی از زیبایی های زبان پارسی، نام گذاری بر اساس رفتار و رخداد است. . .
از آن رو به این پرنده بوقلمون می گویند که وقتی گوشت آن را با قلم یا استخوانش طبخ می کنید، بوی نامطبوعی از آن شمیده می شود؛ لذا برای اجتناب از این بوی نامطبوع، گوشت این پرنده را بدون استخوان یا قلم طبخ می کنند. . .
...
[مشاهده متن کامل]

از این رو به این پرنده بوقلمون یا پرنده ای که در هنگام طبخ استخوانش بو می دهد گفته می شود. . .

رنگین نی. . . .
خیلی جالبه اروپایی ها برای هر چیزی به صورت فیک ریشه درست می کنند. بوقلمون از ترکی رفته توی زبون های اروپایی و با حذف بو کلمه قلمون رو چملون یا کملون میگن. بعد براش ریشه درست کردن شیر زمینی. چقدر جاعل هستند. جالبه خیلی هاشون کملون میگند ولی برای کلمه چملون ریشه در میاره
بوقلمون به مانکِ رنگارنگ است ( دیبا یا پارچه ای که هر لحظه رنگ عوض میکند ) همچون حِربا که یعنی آفتاب پرست ( حیوانی که رنگ عوض میکند )
در فرهنگ واژه بزرگ دهخدا واژه هربه رو جایگزین بوقلمون کرده است که خود واژه بوقلمون معرب خامائیلئون یونانی است.
...
[مشاهده متن کامل]

که بی شک واژه حربا خود معرب واژه هربه است.
اما بهترین برابر برای واژه بوقلمون به پارسی، واژه پیل مرغ می باشد.
که پیل یعنی بزرگ ؛ همچنین که پیل در زبان گیلکی ( پیلاتَه، پیل )
یعنی بزرگ
که ایرانیان به حیوان خیلی بزرگ پیل می گفتند.
که اعراب آن را فیل خواندند به علت نداشتن واگِ "پ"
همچنین این واژه یعنی فیل در قرآن نیز به همین معنا آمده است .
پس بهترین واژه معدل برای بوقلمون "پیل مرغ" است.
جالبه که افغان ها هنوز هم به بوقلمون فیل مرغ می گویند.
البته در برخی نقاط به بوقلمون خروس هندی نیز می گویند.

واژه بوقلمون معرب واژه یونانی xamaileon می باشد که �بو� در ابتدای آن به معنای پدر می باشد
و در اصل به معنای شیر خزنده ( leonشیری که xamaiبه خاک نزدیک است ) می باشد که در فارسی آفتاب پرست می شود ولی به نادرست به �خروس هندی� گفته می شود .
این واژه در زبان انگلیسی �chamaeleon� خوانده می شود .
فیل مرغ
جایگزین بسیار مناسب برای بوقلمون ؛ فیل مرغ می باشد.
مرغی که شبیه فیل خرطوم دارد .
* در تمام نواحی افغانستان بجای بوقلمون از واژه فیل مرغ استفاده میشود.
واژه بوقلمون
معادل ابجد 234
تعداد حروف 7
تلفظ buqalamun
نقش دستوری اسم
ترکیب ( اسم ) [معرب، مٲخوذ از یونانی] ‹ابوقلمون›
مختصات ( قَ لَ ) [ معر. ] ( اِ. )
آواشناسی buqalamun
الگوی تکیه WWWS
شمارگان هجا 4
منبع واژگان مترادف و متضاد
فرهنگ فارسی معین
🧸 کلماتی کاربردی برای توصیف صدای حیوانات مختلف: 📢
❗️نکته: بعضی صداها در حیوانات مختلف مشترک است. . .
✅ سگ: bark / woof 🐶
✅ سگ ( در حین عصبانیت ) : growl 🐶
✅ توله سگ: yap 🐶
...
[مشاهده متن کامل]

✅ بز یا گوسفند: bleat 🐏
✅ پرنده یا میمون: chatter 🐧 🐒
✅ قورباغه: croak / ribbit 🐸
✅ مار: hiss 🐍
✅ گرگ یا سگ: howl / growl / bay 🐺
✅ گربه: meow / purr 🐈
✅ گاو: moo / low 🐄
✅ خوک: oink / grunt 🐖
✅ فیل: trumpet 🐘
✅ پرنده: chirp / tweet / twitter / sing 🕊
✅ اسب ( شیهه ) : neigh / whinny / nicker 🐎
✅ زنبور: buzz 🐝
✅ مرغ: cluck / cackle 🐔
✅ خروس: cock - a - doodle - doo / crow 🐓
✅ غاز: honk / quack 🪿
✅ اردک: quack 🦆
✅ موش: squeak 🐀
✅ عقاب: screech / scream 🦅
✅ جغد: hoot / screech 🦉
✅ خفاش: screech 🦇
✅ شیر، خرس، ببر: roar 🦁 🐅 🐻
✅ کلاغ: caw 🐦‍⬛️
✅ خر، گورخر، الاغ: bray 🦓
✅ شتر: grunt 🐪
✅ جیرجیرک: chirp / creak 🦗
✅ دلفین: click 🐬
✅ بوقلمون: gobble 🦃
✅ زرافه: bleat 🦒
✅ صدای هر جوجه پرنده: cheep 🐥
✅ شغال: howl
✅ کفتار: laugh / scream
✅ صدای هر حیوانِ نر بزرگ: bellow 🐋
✅ صدای هر حیوانی که از روی خشم باشه: snarl 😾
✅ صدای کشیدن هوا داخل بینی: sniff 😪
✅ صدای بیرون دادن هوا از داخل بینی: snort 😤

مرحوم دهخدا میگوید واژه هربه و اژنیان معادل آن است
شوال
خروس هندی
مرغ هندی
یه پرنده هست
بزرگتر از مرغ ( ۳ یا ۴ برابر مرغ )
در پارسی: شواد ( šav�d ) یا پیروج
از نسک: برابر های پارسی، ابواقاسم پرتو
تاتا
مشاهده ادامه پیشنهادها (١٠ از ٢٤)