از، با، نزدیک، پهلوی، بواسطه، توسط، بوسیله، بدست، بتوسط، از کنار، از پهلوی
پیشنهاد کاربران
بَدَست = وجب ، فاصله سرِ انگشت کوچک تا سرِ انگشت شصت وقتی که پنجه کاملا باز شود . یک بَدَست از جمع رفتن یک زمان مکرِ شیطان باشد ، این نیکو بدان ( مولانا )
بَدَست: واژه فارسی - وَجَب، یک کف دست یک وَجَب=یک بدست