یکی از پسوندهایِ قیدسازی که از دیده ها دور مانده است، پسوندِ " - یز:iz - " می باشد که در واژگانی همچون "نیز، هرگیز ( =هرگِز ) ، همبُنیز و. . . " ما این پسوند را داریم. ریختِ پیشینِ این پسوند " - یچ:ič - " و ریختِ کهن ترِ آن " - چیت:čit - " بوده است؛ برای نمونه: "hakərat - čit".
... [مشاهده متن کامل]
نمونه هایِ بازسازیِ واژگانِ پارسیِ میانه به پارسیِ نو:
اَبارون - یچ ( پارسیِ میانه ) = وارونیز ( =وارون. - یز )
پَرون - یچ ( پارسیِ میانه ) = پَرونیز ( =پَرون. - یز )
و. . . .
نکته: پسوندِ " - یز" بسیار جای دارد که در زبانِ پارسیِ نو بکارگیری شود.
پیشنهاد: به گمانِ من، بهترین پسوندِ قیدسازی که می تواند پیش از صفت بکار آید، پسوندِ " - یز" می باشد. چنین پیشنهادی برای نخستین بار در زبانِ پارسی درانداخته می شود ( =مطرح می شود ) .
... [مشاهده متن کامل]
نمونه هایِ بازسازیِ واژگانِ پارسیِ میانه به پارسیِ نو:
اَبارون - یچ ( پارسیِ میانه ) = وارونیز ( =وارون. - یز )
پَرون - یچ ( پارسیِ میانه ) = پَرونیز ( =پَرون. - یز )
و. . . .
نکته: پسوندِ " - یز" بسیار جای دارد که در زبانِ پارسیِ نو بکارگیری شود.
پیشنهاد: به گمانِ من، بهترین پسوندِ قیدسازی که می تواند پیش از صفت بکار آید، پسوندِ " - یز" می باشد. چنین پیشنهادی برای نخستین بار در زبانِ پارسی درانداخته می شود ( =مطرح می شود ) .
ایز : به معنای رد هر چیزی
برای مثال در جمله ای از کتاب خانواده تیبو جلد ۲ صفحه۸۳۴ آمده است که ( پدر هرگز ذره ای از حقیقت را به هیچکس نگفته و حتی برای اینکه ایز گم کند داستانی پیش خودش جعل کرده )
ایز گم کردن : رد گم کنی
برای مثال در جمله ای از کتاب خانواده تیبو جلد ۲ صفحه۸۳۴ آمده است که ( پدر هرگز ذره ای از حقیقت را به هیچکس نگفته و حتی برای اینکه ایز گم کند داستانی پیش خودش جعل کرده )
ایز گم کردن : رد گم کنی
در ترکی
Iz اثر ، رد پا
Izlemek تماشا کردن
Izleme رد یابی و تعقیب
Iz اثر ، رد پا
Izlemek تماشا کردن
Izleme رد یابی و تعقیب
ایز. ( ترکی ، اِ ) نشان قدم. اثر پا. ( فرهنگ فارسی معین ) .
- ایز کسی را گرفتن ؛ رد پای کسی را گرفتن. او را پنهان تعقیب کردن. ( فرهنگ فارسی معین ) .
- ایزگم کردن ؛ رد پا را از میان بردن. گم کردن اثر و نشانه خود.
... [مشاهده متن کامل]
- || مردم را به اشتباه انداختن. ( فرهنگ فارسی معین ) .
Izlemek دنبال کرد 👉
- ایز کسی را گرفتن ؛ رد پای کسی را گرفتن. او را پنهان تعقیب کردن. ( فرهنگ فارسی معین ) .
- ایزگم کردن ؛ رد پا را از میان بردن. گم کردن اثر و نشانه خود.
... [مشاهده متن کامل]
- || مردم را به اشتباه انداختن. ( فرهنگ فارسی معین ) .
Izlemek دنبال کرد 👉
ردپا . . . .
اثر. . اثر هر چیز. . هر نوع اثری
آیَز ( اوستایی ) ستایش ـ حمد ـ تمجید کردن