اقدامات


فارسی به انگلیسی

اقدامات اولیه
spadework

اقدامات غیر موثر
half light

اقدامات غیر کافی
half light

مترادف ها

proceedings (اسم)
عملیات، اقدامات، شرح مذاکرات

پیشنهاد کاربران

به ڕای من اقدامات لە فارسی مانای هەنگاۆهەڵگیریاگەگان ، هەنگاۆەنریاوەگان
اقدامات =هەنگاوهەڵگیریاگەگان ، هەنگاوە نریاوەگان ، هەنگاوەگان
تمهیدات
اِقدامات: ١. گامبرداریها، گامگذاریها؛ گامها؛ کوششها؛ پیشرویها ٢. کنشها، کارها، رفتارها ٣. دلیریها ۴. آغازها، پرداختنها، دست - بەکارشدگیها، پاپیشگذاریها؛ راهکارها، راەچارها، راهبردها
نیازها، پیش نیازها
ملزومات
مراحل، مقدمات، شرط ها
اقدامات
جمع اقدام ، کارها
آماده سازی برای انجام کاری

practice - measures
Actions
مشاهده ادامه پیشنهادها (١٠ از ١١)