ادعایی که مطرح کردید ریشه در یک تصور اشتباه رایج دارد. با استناد به منابع معتبر تاریخی، این باور که �ابوریحان بیرونی ترک بوده� کاملاً نادرست است و مدارک مستدلی برای رد آن وجود دارد.
در ادامه به تفکیک به شبهات مطرح شده پاسخ می دهیم:
... [مشاهده متن کامل]
۱. تبار و هویت: ایرانی از خوارزم
بزرگ ترین اشتباه، نسبت دادن نژاد ترکی به بیرونی است. تمام دانشنامه ها و منابع دست اول تاریخی او را ایرانی می دانند .
� زادگاه: ابوریحان بیرونی در سال ۳۶۲ هجری قمری در کاث، پایتخت خوارزم ( واقع در ازبکستان امروزی ) به دنیا آمد . خوارزم در آن دوران بخشی از خراسان بزرگ و یکی از کانون های تمدن ایرانی بود .
� زبان مادری: زبان مادری وی زبان خوارزمی بود که یکی از شاخه های زبان های ایرانی شرقی است و ربطی به خانواده زبان های ترکی ندارد . او به فارسی و عربی نیز تسلط کامل داشت، اما در هیچ جای آثارش از زبان ترکی به عنوان زبان مادری خود نام نبرده است .
� گواه دانشمندان: محققان بزرگی چون عبدالحسین زرین کوب و سعید نفیسی به صراحت بر ایرانی بودن بیرونی تأکید کرده اند .
۲. معنای واژه �بیرونی� و نسبت آن با �تورک�
شما به واژه �بیرونی� اشاره کردید. جالب است که همین واژه به خوبی ایرانی بودن او را اثبات می کند:
� ریشه نام: او را به دلیل اینکه در بیرون ( حومه ) شهر کاث به دنیا آمد، �بیرونی� لقب دادند . این یک نسبت مکانیِ صِرفاً فارسی است.
� تحریف معنایی: ادعای �بیرونی به معنای ترک بودن� کاملاً بی اساس است. این تحریف معمولاً از روی ناآگاهی از زبان فارسی یا با اهداف قوم گرایانه صورت می گیرد.
۳. دیدگاه خود بیرونی نسبت به ترکان
برخلاف ادعای طرفداران این نظریه، ابوریحان بیرونی به عنوان یک دانشمند بی طرف، ترکان را به عنوان قومی وحشی توصیف کرده است. او در کتاب �التفهیم� می نویسد:
"و اندر اقلیم هفتم آبادانی نیست. . . مردمانی اند وحشی گونه اندر کوه و بیشه ها از جمله ترکان. "
اگر او ترک بود، هرگز قوم خود را با این لحن توصیف نمی کرد. او همواره از منظر یک ناظر بیرونی ( یک ایرانی خوارزمی ) به بررسی اقوام مختلف از جمله ترکان و هندیان پرداخته است .
۴. در پاسخ به �چرا از لُورها عالم ندیده اید؟�
این جمله شما حاوی یک مغالطه تاریخی است. نسبت دادن �تولید عالم� به یک قوم خاص، ریشه در نگاه های قبیله ای دارد، در حالی که تمدن بشری همواره حاصل تبادل فرهنگ ها بوده است:
� ابوریحان بیرونی نه ترک است و نه لر، اما این به معنای نادیده گرفتن ظرفیت های فرهنگی قوم لر نیست.
� تاریخ ایران مملو از دانشمندان و فرمانروایانی از دل همین قوم است: اتابکان لرستان ( حکومتی مقتدر و متمدن در قرون ششم تا چهاردهم هجری ) و دانشمندان معاصر لرزبان مانند دکتر محمد معین ( نویسنده فرهنگ معین ) و احمد کسروی ( تاریخنگار برجسته ) را نباید نادیده گرفت.
نتیجه گیری نهایی
ادعای ترکی بودن ابوریحان بیرونی یک تحریف تاریخی است که با شواهد زبانی، نسب شناسی و متون خود او در تضاد است. او نه تنها ترک نبود، بلکه تبار ایرانی خود را در قالب زبان و فرهنگ خوارزمی حفظ کرد و ترکان را به عنوان اقوامی خارج از تمدن خود می دانست .
در ادامه به تفکیک به شبهات مطرح شده پاسخ می دهیم:
... [مشاهده متن کامل]
۱. تبار و هویت: ایرانی از خوارزم
بزرگ ترین اشتباه، نسبت دادن نژاد ترکی به بیرونی است. تمام دانشنامه ها و منابع دست اول تاریخی او را ایرانی می دانند .
� زادگاه: ابوریحان بیرونی در سال ۳۶۲ هجری قمری در کاث، پایتخت خوارزم ( واقع در ازبکستان امروزی ) به دنیا آمد . خوارزم در آن دوران بخشی از خراسان بزرگ و یکی از کانون های تمدن ایرانی بود .
� زبان مادری: زبان مادری وی زبان خوارزمی بود که یکی از شاخه های زبان های ایرانی شرقی است و ربطی به خانواده زبان های ترکی ندارد . او به فارسی و عربی نیز تسلط کامل داشت، اما در هیچ جای آثارش از زبان ترکی به عنوان زبان مادری خود نام نبرده است .
� گواه دانشمندان: محققان بزرگی چون عبدالحسین زرین کوب و سعید نفیسی به صراحت بر ایرانی بودن بیرونی تأکید کرده اند .
۲. معنای واژه �بیرونی� و نسبت آن با �تورک�
شما به واژه �بیرونی� اشاره کردید. جالب است که همین واژه به خوبی ایرانی بودن او را اثبات می کند:
� ریشه نام: او را به دلیل اینکه در بیرون ( حومه ) شهر کاث به دنیا آمد، �بیرونی� لقب دادند . این یک نسبت مکانیِ صِرفاً فارسی است.
� تحریف معنایی: ادعای �بیرونی به معنای ترک بودن� کاملاً بی اساس است. این تحریف معمولاً از روی ناآگاهی از زبان فارسی یا با اهداف قوم گرایانه صورت می گیرد.
۳. دیدگاه خود بیرونی نسبت به ترکان
برخلاف ادعای طرفداران این نظریه، ابوریحان بیرونی به عنوان یک دانشمند بی طرف، ترکان را به عنوان قومی وحشی توصیف کرده است. او در کتاب �التفهیم� می نویسد:
"و اندر اقلیم هفتم آبادانی نیست. . . مردمانی اند وحشی گونه اندر کوه و بیشه ها از جمله ترکان. "
اگر او ترک بود، هرگز قوم خود را با این لحن توصیف نمی کرد. او همواره از منظر یک ناظر بیرونی ( یک ایرانی خوارزمی ) به بررسی اقوام مختلف از جمله ترکان و هندیان پرداخته است .
۴. در پاسخ به �چرا از لُورها عالم ندیده اید؟�
این جمله شما حاوی یک مغالطه تاریخی است. نسبت دادن �تولید عالم� به یک قوم خاص، ریشه در نگاه های قبیله ای دارد، در حالی که تمدن بشری همواره حاصل تبادل فرهنگ ها بوده است:
� ابوریحان بیرونی نه ترک است و نه لر، اما این به معنای نادیده گرفتن ظرفیت های فرهنگی قوم لر نیست.
� تاریخ ایران مملو از دانشمندان و فرمانروایانی از دل همین قوم است: اتابکان لرستان ( حکومتی مقتدر و متمدن در قرون ششم تا چهاردهم هجری ) و دانشمندان معاصر لرزبان مانند دکتر محمد معین ( نویسنده فرهنگ معین ) و احمد کسروی ( تاریخنگار برجسته ) را نباید نادیده گرفت.
نتیجه گیری نهایی
ادعای ترکی بودن ابوریحان بیرونی یک تحریف تاریخی است که با شواهد زبانی، نسب شناسی و متون خود او در تضاد است. او نه تنها ترک نبود، بلکه تبار ایرانی خود را در قالب زبان و فرهنگ خوارزمی حفظ کرد و ترکان را به عنوان اقوامی خارج از تمدن خود می دانست .
خب اقای تاریخ جهان:
این برای ما لر هه افتخاره که با مردمان اگاهی چون انگلیسی ها گشتیم و اومدند چاه نفت رو کشف کردند بیمارستان ساختن اولین نیروگاه کشور در مسجد سلیمان ساخته شده بهترین دکتر های هندی و انگلیسی اولین بار به مسجد سلیمان امدند اولین راه اهن ها در خوزستان ساخته شد.
... [مشاهده متن کامل]
اولین تیم ملی فوتبال در مسجد سلیمان ساخته شد
شما ترک های همجنس باز قاجاری چه کردید؟
نشستید سر سفره اخوندا، قران خوانی روزه داری، زن بازی همجنس بازی و. . .
چه کشف کردید؟۲ درصد دانشمندان فیزیک وریاضیات جهان گچسارانی هستند
بزرگترین ریاضی دان دنیا بچه مسجد سلیمانه
و. . . .
اولین ماشین گازی توسط یک بختیاری ساخته شد. . . .
ای لرهای عزیز این مواردی که حقیر نام برده خیلی خیلی شندر غازه اینارو یه خاطر بسپارید و غرور ملی خودتون رو حفظ کنید.
تربیت نسل های ایرانی بر عهده ی شماست. . . . .
شما ترکا بابالفرض۲۰۰میلیون جمعیت دقیقا به چه دستاورد هایی رسیدید؟؟؟؟؟؟؟؟
این برای ما لر هه افتخاره که با مردمان اگاهی چون انگلیسی ها گشتیم و اومدند چاه نفت رو کشف کردند بیمارستان ساختن اولین نیروگاه کشور در مسجد سلیمان ساخته شده بهترین دکتر های هندی و انگلیسی اولین بار به مسجد سلیمان امدند اولین راه اهن ها در خوزستان ساخته شد.
... [مشاهده متن کامل]
اولین تیم ملی فوتبال در مسجد سلیمان ساخته شد
شما ترک های همجنس باز قاجاری چه کردید؟
نشستید سر سفره اخوندا، قران خوانی روزه داری، زن بازی همجنس بازی و. . .
چه کشف کردید؟۲ درصد دانشمندان فیزیک وریاضیات جهان گچسارانی هستند
بزرگترین ریاضی دان دنیا بچه مسجد سلیمانه
و. . . .
اولین ماشین گازی توسط یک بختیاری ساخته شد. . . .
ای لرهای عزیز این مواردی که حقیر نام برده خیلی خیلی شندر غازه اینارو یه خاطر بسپارید و غرور ملی خودتون رو حفظ کنید.
تربیت نسل های ایرانی بر عهده ی شماست. . . . .
شما ترکا بابالفرض۲۰۰میلیون جمعیت دقیقا به چه دستاورد هایی رسیدید؟؟؟؟؟؟؟؟
📚#آوات_قلمܐܡܝܕ
🇮🇷پژوهش محسن داداش پور باکر
📲اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی
بسم الله الرحمن الرحیم
#چهره_ها
#علما
#ابوریحان_بیرونی
#اربعین
📜ابوریحان محمد بن احمد بیرونی ( ۳ ذیحجه ۳۶۲ – بعد از سال ۴۴۲ ه. ق ) ، دانشمند و همه چیزدان، ریاضی دان، ستاره شناس، تقویم شناس، انسان شناس، هندسه شناس، تاریخ نگار، گاه نگار و طبیعی دان ایرانی در سدهٔ چهارم و پنجم هجری است.
... [مشاهده متن کامل]
🌸🍃🌸🍃🌸
📖اطلاعات جامع از شخصیت برجسته ی ایران زمین ابوریحان محمد بن احمد بیرونی👇👇
📍https://mohsendadashpourbaker2012. blogfa. com/post/816
📍https://mohsendadashpourbaker2012. blogfa. com/post/817
📍https://mohsendadashpourbaker2012. blogfa. com/post/818
📍https://mohsendadashpourbaker2012. blogfa. com/post/820
📍https://mohsendadashpourbaker2012. blogfa. com/post/822
📍https://mohsendadashpourbaker2012. blogfa. com/post/823
❤وی در ۱۴ شهریورماه ۳۵۲ در شهر کاث مرکز ایالت خوارزم به دنیا آمد.
🔲ابوریحان بیرونی دانشمند بزرگ ایرانی در روز ۲۲ آذرماه سال ۴۲۷ در غزنین دیده از جهان فروبست.
📚او از بزرگ ترین دانشمندان و اندیشمندان قرن چهارم و پنجم هجری قمری و به تعبیری بزرگ ترین دانشمند جهان اسلام بود که آثار و تالیفات متعددی در حدود ۱۵۰ کتاب از خود برجای گذاشته است.
─═༅𖣔❅ ⃟ ⃟ ﷽ ⃟ ⃟ ❅𖣔༅═─
📑#پژوهش_ادملاوند
@edmolavand
📚#آوات_قلمܐܡܝܕ
📡✦ ࿐჻ᭂ🇮🇷࿐჻𖣔༅═─
شماره 4814 -
1399 یکشنبه 23 آذر
⬛مرگ ابوریحان بیرونی
🖊مرتضی میرحسینی
در حوالی ( بیرون ) شهر کاث در خوارزم متولد شد و به همین مناسبت هم بود که او را بیرونی می خواندند. تا اوایل جوانی در خوارزم زندگی کرد و همان جا هم علوم رایج زمانه را فراگرفت و در چند علم مختلف، از صرف و نحو و کلام گرفته تا ریاضی و پزشکی تحصیل کرد. گویا ۲۵ ساله بود که دلزده از تغییر و تحولات سیاسی زادگاهش به بخارا، به مرکز امارت خاندان سامانی رفت و آنجا از حمایت های امیر منصور دوم بهره مند شد. پیش از آن هم با دانشمندان مقیم بخارا نامه نگاری داشت و دورادور دوستانی برای خودش پیدا کرده بود. پس از آن به شمال ایران رفت و چندی در طبرستان که آن زمان بخشی از قلمرو پادشاهی آل زیار بود مقیم شد. گویا با فرمانروای آنجا، شمس المعالی قابوس هم مکاتبه داشت و شاید حتی به دعوت او به آنجا رفت. متن اولیه کتاب مشهورش، یعنی آثار الباقیه عن القرون خالیه را - که مطالعه ای جامع در فرهنگ های ملل و اقوام مختلف است - همان دوره، زمانی که در دربار قابوس اقامت داشت، نوشت. هرچند بعدها به مرور اطلاعاتی به آن افزود و یک بار هم کل آن را بازنویسی کرد. ابوریحان در طبرستان هم ماندگار نشد و پس از چند سال دوری، دوباره به زادگاهش برگشت. سال های ظهور و بالندگی قدرت محمود غزنوی را به چشم دید و به دعوت یا الزام او به غزنه رفت. غزنویان او را بیشتر از آنکه یک دانشمند برجسته بدانند، پیشگویی حاذق می دیدند که می تواند از آینده رازگشایی کند. خود ابوریحان هم این برداشت شان را مخدوش نمی کرد و حتی در امکان پیشگویی از طریق مشاهده ستارگان با آنان هم عقیده بود. هرچند گفته اند امیران غزنوی و از همه بیشتر محمود برخی پیشگویی های ابوریحان را نمی پسندیدند. اما بیرونی در غزنه ماند و ۳ دهه پایانی عمرش زیر سایه دولت غزنوی گذشت و احتمالا سال ۴۲۷ خورشیدی در چنین روزی همان جا از دنیا رفت. محقق و نویسنده پرکاری بود و تعداد زیادی کتاب و رساله در چند موضوع مختلف، از ستاره شناسی و پزشکی و داروشناسی گرفته تا جغرافیا و مردم شناسی نوشت. فهرست آثار او حداقل ۱۸۰ عنوان را در خود جای می دهد، هرچند از آنها فقط ۳۰ عنوان تا به امروز باقی مانده است. سایر آثار ابوریحان در گذر زمان از بین رفتند و فقط نامی از آنها در کتاب های دیگران به جای ماند.
"روزنامه اعتماد :: مرگ ابوریحان بیرونی" http://www. etemadnewspaper. ir/fa/Main/Detail/160111/مرگ - ابوریحان - بیرونی
⬛درگذشت ابوریحان بیرونی
شماره روزنامه:۴۲۱۴
تاریخ چاپ:۱۳۹۶/۰۹/۲۲
شماره خبر:۳۳۲۶۰۹۹
تاریخ و اقتصاد
ابوریحان بیرونی دانشمند بزرگ ایرانی در روز ۲۲ آذرماه سال ۴۲۷ در غزنین دیده از جهان فروبست. وی از بزرگ ترین دانشمندان و اندیشمندان قرن چهارم و پنجم هجری قمری و به تعبیری بزرگ ترین دانشمند جهان اسلام بود که آثار و تالیفات متعددی در حدود ۱۵۰ کتاب از خود برجای گذاشته است.
نام کامل وی �محمدبن احمد بیرونی خوارزمی� بود. وی در ۱۴ شهریورماه ۳۵۲ در شهر کاث مرکز ایالت خوارزم به دنیا آمد. مشهور است لقب �بیرونی� به سبب کثرت سفرها به وی داده شده اما یاقوت حموی و سمعانی �بیرونی� را نام روستایی در خارج از خوارزم آورده اند و این شهرت را برگرفته از آن روستا می دانند. وی تحصیلات ابتدایی خود را در شهر خوارزم شروع کرد و بعد در جست وجوی دانش راهی خراسان، ری، طبرستان و گرگان شد. وی در این سفرها به خدمت بزرگان این ایالات درآمد و در سایه حمایت آنها آثاری از جمله �مقالید علم الهیئه� را در علم ریاضی به نام مرزبان بن رستم بن شهریاربن شروین نوشت. بعد از آن به خوارزم بازگشت و در خدمت مامونیان درآمد و به کار خود در تحقیق و پژوهش ادامه داد. کارهای وی پهنه وسیعی در علم ریاضی، علم هیات و نجوم و تقویم، بررسی فلزات، داروهای گیاهی و. . . را شامل می شود، همچنین او را پدر انسان شناسی و هندشناسی نیز می دانند.
"درگذشت ابوریحان بیرونی" https://donya - e - eqtesad. com/بخش - اقتصاد - 36/3326099 - درگذشت - ابوریحان - بیرونی
⬛علت مرگ
ابوریحان بیرونی ابوریحان بیرونی باقی عمر خود را در دربار غزنه زیست؛ اما نتوانست با سلطان محمود ارتباط نزدیکی برقرار کند. وی در غزنه اوضاع خوبی نداشت و در آثارش که در این زمان نوشته، گلایه ها کرده و از خداوند خواسته که خیلی زود وی را از آزمون الهی رهایی دهد.
علت درگذشت ابوریحان بیرونی در منابع تاریخی مشخص نشده است، به نظر می رسد کهولت سن، علت اصلی مرگ وی بوده است؛ چون سن بالای او سبب نابینایی وی در پایان عمر شده بود و توانایی نوشتن نداشت. ابوریحان در پایان عمر برای نوشتن از دستیار استفاده می کرد. ابوریحان بیرونی در هنگام مرگ بیشتر از ۸۰ سال عمر داشت.
ابوریحان بیرونی در آذرماه سال ۴۲۷ هجری خورشیدی در شهر غزنه افغانستان وفات یافت. علت مرگ او مشخص نیست و به احتمال زیاد به دلیل کهولت سن بوده است. منابع تاریخی سن ابوریحان در زمان مرگ را متفاوت ذکر کرده اند؛ اما ابوریحان خود در مقدمه کتاب الصیدنه نوشته است که چون سن او از ۸۰ گذشته و شنوایی و بینایی اش مشکل پیدا کرده، در نوشتن کتاب ها از دستیار بهره می برد. بنابراین سن وی در هنگام مرگ از ۸۰ سال بیشتر بوده است.
منابع تاریخی بر این عقیده اند که وی در شهر غزنه دیده از جهان بست. مقبره ابوریحان بیرونی را در شهر غزنه دانسته اند. در سال های اخیر مقبره جدیدی برای وی در نظر گرفته شده است. طرح مقبره ابوریحان بیرونی یک ترکیب از معماری عصر غزنوی با شاخصه هایی از طرح های اسلامی است که به صورت یک ستاره هشت ضلعی طراحی شده است. در این طرح از برخی شاخصه های ممعاری منار بهرام شاه و سلطان مسعود غزنوی الهام گرفته اند. در طراحی این مقبره تلاش شده تا از آثار ابوریحان بیرونی استفاده شود؛ از این رو، سعی شده تا شکل منظومه شمسی در سقف بنا به کار رود. این مقبره در شهر غزنه هنوز به طور کامل ساخته نشده است.
"میگنا - ابوریحان بیرونی" https://www. migna. ir/news/313/subh1yttjfd2. uz2. html
🟨نکته: در برخی نوشتارهای منتشر شده به نظر می رسد اسامی و وقایع کتابت شده در این اثر خطی، مربوط به زمانهای دورتر و یا هم عصر مولف مزبور باشد که نیاز به تحقیق جامع دارد.
📸در برخی از نوشتارها هیچگونه نمایه ای از این کتابت خطی در اختیار پژوهش ادملاوند نیست.
🔴 به منظور حفظ حریم شخصی، انتشار نمایه یا اصالت سند و یا کتابت و یا نام دارنده ی این اسناد و کتابت به خودشان واگذار شده است.
⚠️چاپ و نشر مطالب #بدون_نام بردن از نگارنده و منبع#پژوهش_ادملاوند مجاز نبوده و درج منبع الزامی است.
🟠با توجه به نسبی بودن علم تاریخ، این مطالب تا زمانی اعتبار دارد که سند اصیل و متقنی آن را نفی نکند.
در صورتی که اسناد جدید و دارای اصالتی به دست آید که با مطالب موجود در این پژوهش تعارض داشته باشد، نگارنده بدون هیچ گونه تعصبی ، آن را خواهد پذیرفت.
⚠️تمامی آثار [فیلم و نمایه و اسناد و نوشتار] منتشر شده در این صفحه تحت حمایت #نگارخانه_ادملا و یا #پژوهش_اِدمُلّاوَند | زیر مجموعه ی آوات قلمܐܡܝܕ صرفا فقط دارای #ارزش_پژوهشی هستند و ارزش قانونی دیگری ندارند.
🟡تمامی حقوق برای محسن داداش پور باکر محفوظ است.
─═༅𖣔❅ ⃟ ⃟ ﷽ ⃟ ⃟ ❅𖣔༅═─
📑#پژوهش_ادملاوند
@edmolavand
📚#آوات_قلمܐܡܝܕ
📡✦ ࿐჻ᭂ🇮🇷࿐჻𖣔༅═─
🇮🇷پژوهش محسن داداش پور باکر
📲اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی
بسم الله الرحمن الرحیم
#چهره_ها
#علما
#ابوریحان_بیرونی
#اربعین
📜ابوریحان محمد بن احمد بیرونی ( ۳ ذیحجه ۳۶۲ – بعد از سال ۴۴۲ ه. ق ) ، دانشمند و همه چیزدان، ریاضی دان، ستاره شناس، تقویم شناس، انسان شناس، هندسه شناس، تاریخ نگار، گاه نگار و طبیعی دان ایرانی در سدهٔ چهارم و پنجم هجری است.
... [مشاهده متن کامل]
🌸🍃🌸🍃🌸
📖اطلاعات جامع از شخصیت برجسته ی ایران زمین ابوریحان محمد بن احمد بیرونی👇👇
❤وی در ۱۴ شهریورماه ۳۵۲ در شهر کاث مرکز ایالت خوارزم به دنیا آمد.
🔲ابوریحان بیرونی دانشمند بزرگ ایرانی در روز ۲۲ آذرماه سال ۴۲۷ در غزنین دیده از جهان فروبست.
📚او از بزرگ ترین دانشمندان و اندیشمندان قرن چهارم و پنجم هجری قمری و به تعبیری بزرگ ترین دانشمند جهان اسلام بود که آثار و تالیفات متعددی در حدود ۱۵۰ کتاب از خود برجای گذاشته است.
─═༅𖣔❅ ⃟ ⃟ ﷽ ⃟ ⃟ ❅𖣔༅═─
📑#پژوهش_ادملاوند
📚#آوات_قلمܐܡܝܕ
📡✦ ࿐჻ᭂ🇮🇷࿐჻𖣔༅═─
شماره 4814 -
1399 یکشنبه 23 آذر
⬛مرگ ابوریحان بیرونی
🖊مرتضی میرحسینی
در حوالی ( بیرون ) شهر کاث در خوارزم متولد شد و به همین مناسبت هم بود که او را بیرونی می خواندند. تا اوایل جوانی در خوارزم زندگی کرد و همان جا هم علوم رایج زمانه را فراگرفت و در چند علم مختلف، از صرف و نحو و کلام گرفته تا ریاضی و پزشکی تحصیل کرد. گویا ۲۵ ساله بود که دلزده از تغییر و تحولات سیاسی زادگاهش به بخارا، به مرکز امارت خاندان سامانی رفت و آنجا از حمایت های امیر منصور دوم بهره مند شد. پیش از آن هم با دانشمندان مقیم بخارا نامه نگاری داشت و دورادور دوستانی برای خودش پیدا کرده بود. پس از آن به شمال ایران رفت و چندی در طبرستان که آن زمان بخشی از قلمرو پادشاهی آل زیار بود مقیم شد. گویا با فرمانروای آنجا، شمس المعالی قابوس هم مکاتبه داشت و شاید حتی به دعوت او به آنجا رفت. متن اولیه کتاب مشهورش، یعنی آثار الباقیه عن القرون خالیه را - که مطالعه ای جامع در فرهنگ های ملل و اقوام مختلف است - همان دوره، زمانی که در دربار قابوس اقامت داشت، نوشت. هرچند بعدها به مرور اطلاعاتی به آن افزود و یک بار هم کل آن را بازنویسی کرد. ابوریحان در طبرستان هم ماندگار نشد و پس از چند سال دوری، دوباره به زادگاهش برگشت. سال های ظهور و بالندگی قدرت محمود غزنوی را به چشم دید و به دعوت یا الزام او به غزنه رفت. غزنویان او را بیشتر از آنکه یک دانشمند برجسته بدانند، پیشگویی حاذق می دیدند که می تواند از آینده رازگشایی کند. خود ابوریحان هم این برداشت شان را مخدوش نمی کرد و حتی در امکان پیشگویی از طریق مشاهده ستارگان با آنان هم عقیده بود. هرچند گفته اند امیران غزنوی و از همه بیشتر محمود برخی پیشگویی های ابوریحان را نمی پسندیدند. اما بیرونی در غزنه ماند و ۳ دهه پایانی عمرش زیر سایه دولت غزنوی گذشت و احتمالا سال ۴۲۷ خورشیدی در چنین روزی همان جا از دنیا رفت. محقق و نویسنده پرکاری بود و تعداد زیادی کتاب و رساله در چند موضوع مختلف، از ستاره شناسی و پزشکی و داروشناسی گرفته تا جغرافیا و مردم شناسی نوشت. فهرست آثار او حداقل ۱۸۰ عنوان را در خود جای می دهد، هرچند از آنها فقط ۳۰ عنوان تا به امروز باقی مانده است. سایر آثار ابوریحان در گذر زمان از بین رفتند و فقط نامی از آنها در کتاب های دیگران به جای ماند.
"روزنامه اعتماد :: مرگ ابوریحان بیرونی" http://www. etemadnewspaper. ir/fa/Main/Detail/160111/مرگ - ابوریحان - بیرونی
⬛درگذشت ابوریحان بیرونی
شماره روزنامه:۴۲۱۴
تاریخ چاپ:۱۳۹۶/۰۹/۲۲
شماره خبر:۳۳۲۶۰۹۹
تاریخ و اقتصاد
ابوریحان بیرونی دانشمند بزرگ ایرانی در روز ۲۲ آذرماه سال ۴۲۷ در غزنین دیده از جهان فروبست. وی از بزرگ ترین دانشمندان و اندیشمندان قرن چهارم و پنجم هجری قمری و به تعبیری بزرگ ترین دانشمند جهان اسلام بود که آثار و تالیفات متعددی در حدود ۱۵۰ کتاب از خود برجای گذاشته است.
نام کامل وی �محمدبن احمد بیرونی خوارزمی� بود. وی در ۱۴ شهریورماه ۳۵۲ در شهر کاث مرکز ایالت خوارزم به دنیا آمد. مشهور است لقب �بیرونی� به سبب کثرت سفرها به وی داده شده اما یاقوت حموی و سمعانی �بیرونی� را نام روستایی در خارج از خوارزم آورده اند و این شهرت را برگرفته از آن روستا می دانند. وی تحصیلات ابتدایی خود را در شهر خوارزم شروع کرد و بعد در جست وجوی دانش راهی خراسان، ری، طبرستان و گرگان شد. وی در این سفرها به خدمت بزرگان این ایالات درآمد و در سایه حمایت آنها آثاری از جمله �مقالید علم الهیئه� را در علم ریاضی به نام مرزبان بن رستم بن شهریاربن شروین نوشت. بعد از آن به خوارزم بازگشت و در خدمت مامونیان درآمد و به کار خود در تحقیق و پژوهش ادامه داد. کارهای وی پهنه وسیعی در علم ریاضی، علم هیات و نجوم و تقویم، بررسی فلزات، داروهای گیاهی و. . . را شامل می شود، همچنین او را پدر انسان شناسی و هندشناسی نیز می دانند.
"درگذشت ابوریحان بیرونی" https://donya - e - eqtesad. com/بخش - اقتصاد - 36/3326099 - درگذشت - ابوریحان - بیرونی
⬛علت مرگ
ابوریحان بیرونی ابوریحان بیرونی باقی عمر خود را در دربار غزنه زیست؛ اما نتوانست با سلطان محمود ارتباط نزدیکی برقرار کند. وی در غزنه اوضاع خوبی نداشت و در آثارش که در این زمان نوشته، گلایه ها کرده و از خداوند خواسته که خیلی زود وی را از آزمون الهی رهایی دهد.
علت درگذشت ابوریحان بیرونی در منابع تاریخی مشخص نشده است، به نظر می رسد کهولت سن، علت اصلی مرگ وی بوده است؛ چون سن بالای او سبب نابینایی وی در پایان عمر شده بود و توانایی نوشتن نداشت. ابوریحان در پایان عمر برای نوشتن از دستیار استفاده می کرد. ابوریحان بیرونی در هنگام مرگ بیشتر از ۸۰ سال عمر داشت.
ابوریحان بیرونی در آذرماه سال ۴۲۷ هجری خورشیدی در شهر غزنه افغانستان وفات یافت. علت مرگ او مشخص نیست و به احتمال زیاد به دلیل کهولت سن بوده است. منابع تاریخی سن ابوریحان در زمان مرگ را متفاوت ذکر کرده اند؛ اما ابوریحان خود در مقدمه کتاب الصیدنه نوشته است که چون سن او از ۸۰ گذشته و شنوایی و بینایی اش مشکل پیدا کرده، در نوشتن کتاب ها از دستیار بهره می برد. بنابراین سن وی در هنگام مرگ از ۸۰ سال بیشتر بوده است.
منابع تاریخی بر این عقیده اند که وی در شهر غزنه دیده از جهان بست. مقبره ابوریحان بیرونی را در شهر غزنه دانسته اند. در سال های اخیر مقبره جدیدی برای وی در نظر گرفته شده است. طرح مقبره ابوریحان بیرونی یک ترکیب از معماری عصر غزنوی با شاخصه هایی از طرح های اسلامی است که به صورت یک ستاره هشت ضلعی طراحی شده است. در این طرح از برخی شاخصه های ممعاری منار بهرام شاه و سلطان مسعود غزنوی الهام گرفته اند. در طراحی این مقبره تلاش شده تا از آثار ابوریحان بیرونی استفاده شود؛ از این رو، سعی شده تا شکل منظومه شمسی در سقف بنا به کار رود. این مقبره در شهر غزنه هنوز به طور کامل ساخته نشده است.
"میگنا - ابوریحان بیرونی" https://www. migna. ir/news/313/subh1yttjfd2. uz2. html
🟨نکته: در برخی نوشتارهای منتشر شده به نظر می رسد اسامی و وقایع کتابت شده در این اثر خطی، مربوط به زمانهای دورتر و یا هم عصر مولف مزبور باشد که نیاز به تحقیق جامع دارد.
📸در برخی از نوشتارها هیچگونه نمایه ای از این کتابت خطی در اختیار پژوهش ادملاوند نیست.
🔴 به منظور حفظ حریم شخصی، انتشار نمایه یا اصالت سند و یا کتابت و یا نام دارنده ی این اسناد و کتابت به خودشان واگذار شده است.
⚠️چاپ و نشر مطالب #بدون_نام بردن از نگارنده و منبع#پژوهش_ادملاوند مجاز نبوده و درج منبع الزامی است.
🟠با توجه به نسبی بودن علم تاریخ، این مطالب تا زمانی اعتبار دارد که سند اصیل و متقنی آن را نفی نکند.
در صورتی که اسناد جدید و دارای اصالتی به دست آید که با مطالب موجود در این پژوهش تعارض داشته باشد، نگارنده بدون هیچ گونه تعصبی ، آن را خواهد پذیرفت.
⚠️تمامی آثار [فیلم و نمایه و اسناد و نوشتار] منتشر شده در این صفحه تحت حمایت #نگارخانه_ادملا و یا #پژوهش_اِدمُلّاوَند | زیر مجموعه ی آوات قلمܐܡܝܕ صرفا فقط دارای #ارزش_پژوهشی هستند و ارزش قانونی دیگری ندارند.
🟡تمامی حقوق برای محسن داداش پور باکر محفوظ است.
─═༅𖣔❅ ⃟ ⃟ ﷽ ⃟ ⃟ ❅𖣔༅═─
📑#پژوهش_ادملاوند
📚#آوات_قلمܐܡܝܕ
📡✦ ࿐჻ᭂ🇮🇷࿐჻𖣔༅═─
.
❇️ ابوریحان در کتاب دیگر خود � الصیدنه � اشاره میکند که زبان مادری اش � خوارزمی � است و تازه زبان عربی و فارسی را یاد گرفته است ( کوچکترین اشاره ای به ترکی نمیکند )
🔺 ابوریحان که یک اسلام گرا بود و نسبت به اسلام و زبان عربی تعصب زیادی داشت ؛ زبان های خوارزمی و فارسی را مناسب نوشتن کتاب های علمی نمی دانست. هرچند بعدها کتاب علمی التفهیم را به فارسی نوشت
... [مشاهده متن کامل]
🔺 در همین کتاب الصیدنه بیش از ۲۰۰ بار به زبان فارسی اشاره میکند و برابر پارسی گیاهان را ذکر میکند. ولی فقط ۵ بار به زبان ترکی اشاره میکند
🆔 @iranzamin777

❇️ ابوریحان در کتاب دیگر خود � الصیدنه � اشاره میکند که زبان مادری اش � خوارزمی � است و تازه زبان عربی و فارسی را یاد گرفته است ( کوچکترین اشاره ای به ترکی نمیکند )
🔺 ابوریحان که یک اسلام گرا بود و نسبت به اسلام و زبان عربی تعصب زیادی داشت ؛ زبان های خوارزمی و فارسی را مناسب نوشتن کتاب های علمی نمی دانست. هرچند بعدها کتاب علمی التفهیم را به فارسی نوشت
... [مشاهده متن کامل]
🔺 در همین کتاب الصیدنه بیش از ۲۰۰ بار به زبان فارسی اشاره میکند و برابر پارسی گیاهان را ذکر میکند. ولی فقط ۵ بار به زبان ترکی اشاره میکند

❌ ابوریحان بیرونی، در کتاب پارسی خود � التفهیم � میگوید : و اندر اقلیم هفتم بس آبادانی نیست. و بوی اندر سوی مشرق مردمانی اند وحشی گونه اندر کوه و بیشه ها ازجمله ترکان. و به کوه های باشخرت رسد و حدهای غز و بجناک و . . . .
... [مشاهده متن کامل]
🔺 و در کتاب آثار الباقیه که به زبان عربی است، میگوید : ملوک خوارزم هنگام فرا رسیدن فصل سرما � اتراک غز � را از سرحدات خود بیرون می نمودند و اطراف کشور خویش را از وجود آنان پاک می ساختند
🔺 ابوریحان در همین کتاب ؛ قوم بدنام � یاجوج و ماجوج � را � صنفی از اتراک شرقی � میداند که زبانی میان � خزری و ترکی � دارند.
🆔 @iranzamin777




... [مشاهده متن کامل]
🔺 و در کتاب آثار الباقیه که به زبان عربی است، میگوید : ملوک خوارزم هنگام فرا رسیدن فصل سرما � اتراک غز � را از سرحدات خود بیرون می نمودند و اطراف کشور خویش را از وجود آنان پاک می ساختند
🔺 ابوریحان در همین کتاب ؛ قوم بدنام � یاجوج و ماجوج � را � صنفی از اتراک شرقی � میداند که زبانی میان � خزری و ترکی � دارند.




🔴 ابوریحان بیرونی ( سده ۴ - ۵ ق ) : از دیگر پروژه های کشورهای تازه تاسیس ازبکستان و ترکیه در تصاحب میراث ایرانیان !
🔷 ابوریحان بیرونی ؛ اندیشمند بزرگی ایرانی در حومه شهر کاث در منطقه خوارزم زاده شد و به همین دلیل به � بیرونی � معروف گشت
... [مشاهده متن کامل]
🔷 زبان مادری او اصالتا خوارزمی بود، یک زبان کهن از شاخه شرقی زبان های ایرانی ؛ با این وجود او آثاری همچون التفهیم را به زبان پارسی نوشته است
❇️ ابوریحان در کتاب آثار الباقیه، خودش میگوید که : � مردم خوارزم شاخه ای از درخت استوار ایرانیان ( الفرس، پارسیان ) و چشمه ای جوشان از کوهسار ایشان بودند . . . �. هیچ سندی بالاتر از این در تایید ایرانی بودن ابوریحان و مردم خوارزم نیست
🔥 از طرفی ابوریحان در جای جای آثار خود به � زرتشتی � بودن مردم � سغذ و خوارزم � اشاره میکند. همان سرزمینی که گفته میشود خاستگاه دین زرتشتی و اوستا بوده است
🆔 @iranzamin777




🔷 ابوریحان بیرونی ؛ اندیشمند بزرگی ایرانی در حومه شهر کاث در منطقه خوارزم زاده شد و به همین دلیل به � بیرونی � معروف گشت
... [مشاهده متن کامل]
🔷 زبان مادری او اصالتا خوارزمی بود، یک زبان کهن از شاخه شرقی زبان های ایرانی ؛ با این وجود او آثاری همچون التفهیم را به زبان پارسی نوشته است
❇️ ابوریحان در کتاب آثار الباقیه، خودش میگوید که : � مردم خوارزم شاخه ای از درخت استوار ایرانیان ( الفرس، پارسیان ) و چشمه ای جوشان از کوهسار ایشان بودند . . . �. هیچ سندی بالاتر از این در تایید ایرانی بودن ابوریحان و مردم خوارزم نیست
🔥 از طرفی ابوریحان در جای جای آثار خود به � زرتشتی � بودن مردم � سغذ و خوارزم � اشاره میکند. همان سرزمینی که گفته میشود خاستگاه دین زرتشتی و اوستا بوده است




✍ بلوخا | توصیف ابوریحان بیرونی از خوی وحشی ترکان
📒 ابوریحان محمد بن احمد بیرونی ( ۳۶۲ – ۴۴۲ ه. ق ) ، دانشمند و همه چیزدان در سدهٔ چهارم و پنجم هجری است. بیرونی را از بزرگ ترین دانشمندان مسلمان و یکی از بزرگ ترین دانشمندانِ ایرانی در همهٔ اعصار می دانند. همچنین، او را پدرِ انسان شناسی و هندشناسی می دانند.
... [مشاهده متن کامل]
📚 او در کتاب خود با نام التَّفهیم لِأَوائلِ صناعة التَّنجیم درباره ترکان می نویسد:
و اندر اقلیم هفتم آبادانی نیست. و بوی اندر سوی مشرق مردمانی اند وحشی گونه اندر کوه و بیشه هااز جمله ترکان.
📌 نسخه خطی عربی التَّفهیم لِأَوائلِ صناعة التَّنجیم، صفحه ۶۷
🖇 التَّفهیم لِأَوائلِ صناعة التَّنجیم، ابوریحان بیرونی، بامقدمه استاد جلال الدین همایی، سلسله انتشارات انجمن آثار ملی، صفحه ۲۰۰
🆔 BTR | @Belukhatr
این رو منتشر کردم آنهای که می گویند ابوریحان بیرونی ترک هستند تحویل بگیرند




📒 ابوریحان محمد بن احمد بیرونی ( ۳۶۲ – ۴۴۲ ه. ق ) ، دانشمند و همه چیزدان در سدهٔ چهارم و پنجم هجری است. بیرونی را از بزرگ ترین دانشمندان مسلمان و یکی از بزرگ ترین دانشمندانِ ایرانی در همهٔ اعصار می دانند. همچنین، او را پدرِ انسان شناسی و هندشناسی می دانند.
... [مشاهده متن کامل]
📚 او در کتاب خود با نام التَّفهیم لِأَوائلِ صناعة التَّنجیم درباره ترکان می نویسد:
و اندر اقلیم هفتم آبادانی نیست. و بوی اندر سوی مشرق مردمانی اند وحشی گونه اندر کوه و بیشه هااز جمله ترکان.
📌 نسخه خطی عربی التَّفهیم لِأَوائلِ صناعة التَّنجیم، صفحه ۶۷
🖇 التَّفهیم لِأَوائلِ صناعة التَّنجیم، ابوریحان بیرونی، بامقدمه استاد جلال الدین همایی، سلسله انتشارات انجمن آثار ملی، صفحه ۲۰۰
این رو منتشر کردم آنهای که می گویند ابوریحان بیرونی ترک هستند تحویل بگیرند




ابوریحان محمد بن احمد بیرونی ( ۳ ذیحجه ۳۶۲ – بعد از سال ۴۴۲ ه. ق ) ، دانشمند و همه چیزدان، ریاضی دان، ستاره شناس، تقویم شناس، انسان شناس، هندشناس، تاریخ نگار، گاه نگار و طبیعی دان ایرانی در سدهٔ چهارم و پنجم هجری است. بیرونی را از بزرگ ترین دانشمندان مسلمان و یکی از بزرگ ترین دانشمندانِ ایرانی در همهٔ اعصار می دانند. همچنین، او را پدرِ انسان شناسی و هندشناسی می دانند. او به زبان های خوارزمی، فارسی، عربی، و سانسکریت مسلط بود و با زبان های یونانی باستان، عبری توراتی و سُریانی آشنایی داشت. بیرونی یک «نویسندهٔ بی طرف» در نگارشِ باورهای مردمِ کشورهای گونه گون بود و به پاسِ پژوهش های قابلِ توجهش، با عنوانِ اُستاد شناخته شده است.
... [مشاهده متن کامل]
علاوه بر اصلاحات و بهبودهایی که او در ریاضیات محاسباتی و تجربی و همچنین روش های تجربی ارائه داد، مشارکت های چشمگیر بیرونی شامل محاسبات علمی خاص و فنی گسترده است. او با استفاده از روش های پذیرفته شده برای محاسبه ارتفاع یک کوه، راهی برای محاسبه شعاع زمین ارائه کرد. میزانی که او به دست آورد، تنها ۱۷٫۲ کیلومتر کمتر از تخمین فعلی ناسا از شعاع قطبی زمین است.
ابوریحان محمد بن احمد در حومه ( بیرون ) شهر کاث، مرکز امارت خوارزم، متولد شد و بدین سبب، او را «بیرونی» لقب داده اند. برخی عربی نویسان نظیر یاقوت حموی از او با نام خوارزمی هم یاد کرده اند اما جهت جلوگیری از اشتباه گرفته شدن او با دیگر دانشمند ایرانی اهل خوارزم، محمد بن موسی خوارزمی، از این نام کمتر استفاده می شود.
ابوریحان بیرونی ۳ ذیحجه ۳۶۲ قمری، برابر ۴ سپتامبر ۹۷۳ میلادی در حومه کاث، پایتخت امارت آل آفریغ در خوارزم متولد شد. تاریخ تولد ذکر شده را غضنفر تبریزی که علاقه زیادی به بیرونی داشت، گزارش کرده است. بیرونی در سال ۴۲۷ ه. ق سن خود را ۶۵ سال قمری نوشته است که بدین ترتیب باید به سال ۳۶۲ ه. ق متولد شده باشد. او ۲۵ سال اول زندگی خود را در همان شهر سپری کرد و به یادگیری علوم العربیه ( فقه و الهیات اسلامی، زبان عربی و غیره ) و علوم العجمیه ( به خصوص علوم یونانی، ریاضیات، نجوم، طب و غیره ) مشغول بود. در این مدت از تعالیم دانشمندانی چون بونصر منصور بن علی بن عراقی جیلانی بهره مند شد و نیز برخی از آثار اولیه اش را تألیف کرد. او در این دوره از زندگی اش با ابن سینای نوجوان که تنها ۷ سال از او کوچک تر بود مکاتبه و تبادل نظر داشت که برخی نامه هایشان در ربط با فلسفه طبیعی ارسطو و فلسفه مشاء باقی مانده است. محتمل است که بیرونی از سلسله امرای خوارزم، آل آفریغ که در سال ۳۸۵ ه. ق/ ۹۹۵ م توسط سلسله رقیب در گرگانج ( آل مأمون ) از قدرت خلع شدند، طرفداری می کرده و شاید با آنان نسبت خانوادگی داشته است. هر چند خود در شعری به اغراق می گوید که حتی نمی داند پدرش کیست، چه برسد به اجدادش. دائرةالمعارف بزرگ اسلامی از این بیت برداشت می کند که او از خانواده ای اشرافی نبوده است.






... [مشاهده متن کامل]
علاوه بر اصلاحات و بهبودهایی که او در ریاضیات محاسباتی و تجربی و همچنین روش های تجربی ارائه داد، مشارکت های چشمگیر بیرونی شامل محاسبات علمی خاص و فنی گسترده است. او با استفاده از روش های پذیرفته شده برای محاسبه ارتفاع یک کوه، راهی برای محاسبه شعاع زمین ارائه کرد. میزانی که او به دست آورد، تنها ۱۷٫۲ کیلومتر کمتر از تخمین فعلی ناسا از شعاع قطبی زمین است.
ابوریحان محمد بن احمد در حومه ( بیرون ) شهر کاث، مرکز امارت خوارزم، متولد شد و بدین سبب، او را «بیرونی» لقب داده اند. برخی عربی نویسان نظیر یاقوت حموی از او با نام خوارزمی هم یاد کرده اند اما جهت جلوگیری از اشتباه گرفته شدن او با دیگر دانشمند ایرانی اهل خوارزم، محمد بن موسی خوارزمی، از این نام کمتر استفاده می شود.
ابوریحان بیرونی ۳ ذیحجه ۳۶۲ قمری، برابر ۴ سپتامبر ۹۷۳ میلادی در حومه کاث، پایتخت امارت آل آفریغ در خوارزم متولد شد. تاریخ تولد ذکر شده را غضنفر تبریزی که علاقه زیادی به بیرونی داشت، گزارش کرده است. بیرونی در سال ۴۲۷ ه. ق سن خود را ۶۵ سال قمری نوشته است که بدین ترتیب باید به سال ۳۶۲ ه. ق متولد شده باشد. او ۲۵ سال اول زندگی خود را در همان شهر سپری کرد و به یادگیری علوم العربیه ( فقه و الهیات اسلامی، زبان عربی و غیره ) و علوم العجمیه ( به خصوص علوم یونانی، ریاضیات، نجوم، طب و غیره ) مشغول بود. در این مدت از تعالیم دانشمندانی چون بونصر منصور بن علی بن عراقی جیلانی بهره مند شد و نیز برخی از آثار اولیه اش را تألیف کرد. او در این دوره از زندگی اش با ابن سینای نوجوان که تنها ۷ سال از او کوچک تر بود مکاتبه و تبادل نظر داشت که برخی نامه هایشان در ربط با فلسفه طبیعی ارسطو و فلسفه مشاء باقی مانده است. محتمل است که بیرونی از سلسله امرای خوارزم، آل آفریغ که در سال ۳۸۵ ه. ق/ ۹۹۵ م توسط سلسله رقیب در گرگانج ( آل مأمون ) از قدرت خلع شدند، طرفداری می کرده و شاید با آنان نسبت خانوادگی داشته است. هر چند خود در شعری به اغراق می گوید که حتی نمی داند پدرش کیست، چه برسد به اجدادش. دائرةالمعارف بزرگ اسلامی از این بیت برداشت می کند که او از خانواده ای اشرافی نبوده است.






بیرونی، هم دورهٔ بوعلی سینا بود و با هم مکاتبه و تبادل نظر فکری داشتند. هر دو کتابی به نام قانون دارند قانون ( خالی و بدون دنباله ) در زمینه پزشکی از بوعلی سینا و قانون مسعودی ( کتابی که به نام سلطان مسعود غزنوی، حاکم وقت گردید ) که نوعی دانشنامه است از ابوریحان بیرونی است.
... [مشاهده متن کامل]
برای یادسپاری آسانتر می توان با کلمات بازی کرد و داستان ساخت. عامل بعضی از امراض درونی و بعضی از امراض بیرونی است امراض درونی را بوعلی سینا در کتاب قانون ( بدن ) آورده است اما امراض بیرونی را ابوریحان بیرونی در کتاب قانون ( مسعودی: سعادتمندی ) آورده است. امراض بیرونی باعث می شود انسان احساس سعادتمندی نداشته باشد برای همین اسم قانون بیرونی را که باعث سعادتمندی انسان می شود قانون مسعودی گذاشتند تفریح و تفرج امراض بیرونی را ازبین می برد برای همین ابوریحان بیرونی به سفر هندوستان رفت . واقعا می گویند بیرونی در جریان لشکرکشی های محمود غزنوی به هند امکان یافت که به این سرزمین برود، زبان هندی فراگیرد و دربارهٔ اوضاع هند پژوهش کند که فراوردهٔ این پژوهش، کتاب هندشناسی اوست. کتاب او که تَحقیق مالِلهِند نام دارد به کتاب الهند نیز شهرت دارد از مراجع مهم هندشناسی بشمار می رود.
... [مشاهده متن کامل]
برای یادسپاری آسانتر می توان با کلمات بازی کرد و داستان ساخت. عامل بعضی از امراض درونی و بعضی از امراض بیرونی است امراض درونی را بوعلی سینا در کتاب قانون ( بدن ) آورده است اما امراض بیرونی را ابوریحان بیرونی در کتاب قانون ( مسعودی: سعادتمندی ) آورده است. امراض بیرونی باعث می شود انسان احساس سعادتمندی نداشته باشد برای همین اسم قانون بیرونی را که باعث سعادتمندی انسان می شود قانون مسعودی گذاشتند تفریح و تفرج امراض بیرونی را ازبین می برد برای همین ابوریحان بیرونی به سفر هندوستان رفت . واقعا می گویند بیرونی در جریان لشکرکشی های محمود غزنوی به هند امکان یافت که به این سرزمین برود، زبان هندی فراگیرد و دربارهٔ اوضاع هند پژوهش کند که فراوردهٔ این پژوهش، کتاب هندشناسی اوست. کتاب او که تَحقیق مالِلهِند نام دارد به کتاب الهند نیز شهرت دارد از مراجع مهم هندشناسی بشمار می رود.
ابوریحان بیرونی ( تولدخوارزم ، وفات غزنین )
ریاضی دان، منجّم، مردم شناس و هندپژوه بزرگ. در خانواده ای ایرانی و شیعه در بیرون شهر خوارزم به دنیا آمد و به همین سبب به بیرونی شهرت یافت.
برای یادسپاری آسانتر می توان با کلمات بازی کرد و داستان ساخت.
... [مشاهده متن کامل]
همچنانکه بیرونی بخاطر به دنیا آمدن در بیرون شهر به بیرونی معروف است محل تولد و محل وفات او هم در حال حاضر بیرون از ایران است در صورتی که یه وقتی درونی ایران بود.
ریاضی دان، منجّم، مردم شناس و هندپژوه بزرگ. در خانواده ای ایرانی و شیعه در بیرون شهر خوارزم به دنیا آمد و به همین سبب به بیرونی شهرت یافت.
برای یادسپاری آسانتر می توان با کلمات بازی کرد و داستان ساخت.
... [مشاهده متن کامل]
همچنانکه بیرونی بخاطر به دنیا آمدن در بیرون شهر به بیرونی معروف است محل تولد و محل وفات او هم در حال حاضر بیرون از ایران است در صورتی که یه وقتی درونی ایران بود.
ابوریحان بیرونی . به زبان انگلیسی با ترجمه فارسی
ابوریحان محمدبن احمد بیرونی ( ۴۴۰ - ۳۶۲ هجری قمری ) ، دانشمند برجسته ی ایرانی، در رشته های گوناگون دانش، ریاضی، جغرافیا، زمین شناسی، مردم شناسی، فیزیک و اخترشناسی، سرآمد روزگار خود بود. او از نخستین دانشمندانی است که در نوشته های خود به پیشینه ی تاریخی یک موضوع علمی پرداخته است. اندازه گیری چگالی ۱۸ فلز و سنگ گران بها، اندازه گیری قطر و محیط زمین، شیوه ای نو برای طراحی نقشه های جغرافیایی، اندازه گیری فاصله ی بین شهرها، پژوهش در باورها و تاریخ مردم هندوستان و تهیه ی فهرست کتاب های زکریای رازی، از کارهای ماندگار اوست.
... [مشاهده متن کامل]
زندگی نامه
محمد بن احمد بیرونی، ابوریحان، ( ۴۴۰ - ۳۶۲ قمری ) ، دانشمند برجسته ی ایرانی، در سوم ذیحجه ی ۳۶۲ هجری قمری ( ۱۸ دی ماه ۳۵۱ خورشیدی ) در شهرکاث، از شهرهای ولایت خوارزم، به دنیا آمد. پدرش، ابوجعفر احمدبن علی اندیجانی، اخترشناس دربار خوارزم شاه در رصدخانه ی گرگانج بود و مادرش، مهرانه، پیشینه ی مامایی داشت. چنان که خود گفته است، پدرش را در پی بدگویی حسودان از دربار راندند و به ناچار در یکی از روستاهای پیرامون خوارزم ساکن شدند و چون برای مردم روستا بیگانه بودند، به بیرونی شهرت پیدا کردند. برخی نیز گفته اند چون در بیرون شهر کاث، که پایتخت خوارزم بود، به دنیا آمد، به این نام شهره گشت.
ابوریحان خردسال بود که فراگیری دانش را آغاز کرد. آشنایی بیرونی با امیرنصرمنصوربن علی بن عراق ، دانشمند برجسته ی ایرانی و از شاه زادگان آل عراق، باعث راه یابی او به دربار خوارزم شاه و مدرسه ی سلطانی خوارزم شد که امیرنصر آن را بنیان گذاری کرده بود. در همین دوران بود که به سال ۳۸۰ قمری و در حالی که تنها ۱۷ سال داشت، به کمک حلقه ای درجه دار ( حلقه ی شاهیه ) به اندازه گیری بلندی نیم روزی ( ارتفاع نصف النهاری ) خورشید در شهر کاث پرداخت. چهار سال پس از آن می خواست رصدهای دیگری انجام دهد، اما تنها توانست انقلاب تابستانی را در روستایی به نام بوشکانز در جنوب کاث و غرب آمودریا رصد کند. چرا که مامون بن محمود، فرمان روای گرگانج، به کاث تاخت و ابو عبد الله محمد بن احمد، آخرین خوارزمشاهیان از آل عراق و پشتیبان بیرونی را از بین برد.
با فروپاشی دستگاه آل عراق در خوارزم، بیرونی مدتی را پنهان شد یا به جایی دیگر رفت و در زمان فروان روایی پسر مامون بن محمد، علی بن مامون، به سال ۳۸۷ قمری به کاث بازگشت. او در ۱۱ جمادی الاول/۷ خرداد همان سال توانست خورشیدگرفتگی را رصد کند. پیش تر با ابوالوفای بوزجانی قرار گذاشته بود که او نیز خورشیدگرفتگی را در بغداد رصد کند. ابوریحان از روی اختلاف زمانی که از این راه به دست آمد، توانست اختلاف طول جغرافیایی آن دو شهر را به دست آورد. تردیدی نیست که بیرونی جوان در آن زمان به جایگاهی رسیده بود که ابوالوفای بوزجانی در کهن سالی حاضر شد با او همکاری داشته باشد.
هر چند بیرونی کتاب تسطیح الصور را به نام علی بن مامون نوشته است، اما به نظر می رسد چندان از سوی او پشتیبانی نمی شده یا پشتیبانی آن خوارزمشاه جدید، چندان استوار نبوده است، چرا که پس از زمان اندکی به ری سفر کرده است. او در ری با دو ریاضی دان و اخترشناس شناخته شده ی ایرانی، کوشیاربن لبان گیلانی و ابومحمد خجندی دیدار کرد و رساله ی کوتاهی را در شرح دستگاه رصدی ساخته ی خجندی و رصدهای او با آن دستگاه بزرگ و دقیق نوشت. بیرونی آن دستگاه را دقیق ترین دستگاه رصدی شناخته شده تا آن زمان دانسته است. سپس به نزد اسپهبد ابوالعباس مرزبان بن رستم بن شروین رفت و کتاب مهم “مقالید علم الهیئه” را به نام آن فرمان روا نوشت.
بیرونی در سال های پایانی سده ی چهارم هجری به گرگان رفت و به سال ۳۹۱ قمری کتاب آثارالباقیه را به نام شمس المعالی قابوس بن وشمگیر نوشت. این درحالی بود که پیش از آن ۷ کتاب دیگر نوشته و با ابن سینا نیز نامه نگاری علمی خود را آغاز کرده بود. او در سال ۳۹۳ قمری خورشیدگرفتگی را در گرگان رصد کرد. هم چنین کوشید طول یک درجه از کمان نصف النهار را که دو سده پیش در روزگار مامون عباسی و در بغداد اندازه گیری شده بود، با دقت بیش تر در پیرامون گرگان اندازه گیری کند. اما پشتیبان او، قابوس بن وشمگیر، به دلیل ناشناخته ای علاقه ی خود را به انجام چنین کاری از دست داد و بیرونی نتوانست کار خود را ادامه دهد.
بیرونی در ۳۹۹ یا ۴۰۰ قمری بار دیگر به خوارزم بازگشت و مدتی را در دربار ابوالعباس مأمون بن مامون بزیست. او با پشتیبانی آن خوارزم شاه توانست رصدهای مهمی انجام دهد و حلقه ی بزرگی ساخت که روی صفحه ی نصف النهار سوار می شد و در کار رصد بسیار سودمند بود. هم چنین نیم کره ای ساخت که از آن برای تصویرگری در حل ترسیم مساله های مساحی بهره می گرفت. اما مامون در سال ۴۰۷ قمری به دست سپاهیانش کشته شد و در سال دیگر نیز محمود غزنوی به گرگانج یورش آورد و بسیاری از بزرگان، از جمله بیرونی، را در سال ۴۰۸ قمری به خود به غزنه برد.
بیرونی در لشکرکشی ها محمود به هندوستان همراه او بود و در این سفرها با دانشمندان هندی آشنا شد و با آنان به گفت و گو نشست. زبان سانسکریت آموخت و اطلاعات لازم برای نگارش کتاب تحقیق ما للهند را فراهم کرد. او به هر شهری که می رفت می کوشید عرض جفرافیایی آن را تعیین کند و زمانی که به سال ۴۱۶ قمری در قلعه ی نندنه به سر می برد، از کوهی که در آن نزدیکی بود برای تعیین قطر زمین بهره گرفت. سرانجام، دستاورد پژوهشی خود را در رساله ای به نام” مقاله فی استخراج قدر الارض به رصد انحطاط الافق عن قلل جبال” نوشت.
در سال ۴۱۵ قمری فرمان روای ترک های وولگا گروهی را به غزنه فرستاده بود. آن مردمان با ساکنان سرزمین های قطبی رابطه ی بازرگانی داشتند و بیرونی از آنان خواست اطلاعاتش را درباره ی آن سرزمین ها بیش تر کند. یکی از آن فرستادگان در پیشگاه محمود غزنوی گفت که در سرزمین های دور دست شمال، گاهی خورشید روزهای زیادی غروب نمی کند. سلطان محمود در آغاز بسیار خشمگین شد و آن . . .
... [مشاهده متن کامل]
زندگی نامه
محمد بن احمد بیرونی، ابوریحان، ( ۴۴۰ - ۳۶۲ قمری ) ، دانشمند برجسته ی ایرانی، در سوم ذیحجه ی ۳۶۲ هجری قمری ( ۱۸ دی ماه ۳۵۱ خورشیدی ) در شهرکاث، از شهرهای ولایت خوارزم، به دنیا آمد. پدرش، ابوجعفر احمدبن علی اندیجانی، اخترشناس دربار خوارزم شاه در رصدخانه ی گرگانج بود و مادرش، مهرانه، پیشینه ی مامایی داشت. چنان که خود گفته است، پدرش را در پی بدگویی حسودان از دربار راندند و به ناچار در یکی از روستاهای پیرامون خوارزم ساکن شدند و چون برای مردم روستا بیگانه بودند، به بیرونی شهرت پیدا کردند. برخی نیز گفته اند چون در بیرون شهر کاث، که پایتخت خوارزم بود، به دنیا آمد، به این نام شهره گشت.
ابوریحان خردسال بود که فراگیری دانش را آغاز کرد. آشنایی بیرونی با امیرنصرمنصوربن علی بن عراق ، دانشمند برجسته ی ایرانی و از شاه زادگان آل عراق، باعث راه یابی او به دربار خوارزم شاه و مدرسه ی سلطانی خوارزم شد که امیرنصر آن را بنیان گذاری کرده بود. در همین دوران بود که به سال ۳۸۰ قمری و در حالی که تنها ۱۷ سال داشت، به کمک حلقه ای درجه دار ( حلقه ی شاهیه ) به اندازه گیری بلندی نیم روزی ( ارتفاع نصف النهاری ) خورشید در شهر کاث پرداخت. چهار سال پس از آن می خواست رصدهای دیگری انجام دهد، اما تنها توانست انقلاب تابستانی را در روستایی به نام بوشکانز در جنوب کاث و غرب آمودریا رصد کند. چرا که مامون بن محمود، فرمان روای گرگانج، به کاث تاخت و ابو عبد الله محمد بن احمد، آخرین خوارزمشاهیان از آل عراق و پشتیبان بیرونی را از بین برد.
با فروپاشی دستگاه آل عراق در خوارزم، بیرونی مدتی را پنهان شد یا به جایی دیگر رفت و در زمان فروان روایی پسر مامون بن محمد، علی بن مامون، به سال ۳۸۷ قمری به کاث بازگشت. او در ۱۱ جمادی الاول/۷ خرداد همان سال توانست خورشیدگرفتگی را رصد کند. پیش تر با ابوالوفای بوزجانی قرار گذاشته بود که او نیز خورشیدگرفتگی را در بغداد رصد کند. ابوریحان از روی اختلاف زمانی که از این راه به دست آمد، توانست اختلاف طول جغرافیایی آن دو شهر را به دست آورد. تردیدی نیست که بیرونی جوان در آن زمان به جایگاهی رسیده بود که ابوالوفای بوزجانی در کهن سالی حاضر شد با او همکاری داشته باشد.
هر چند بیرونی کتاب تسطیح الصور را به نام علی بن مامون نوشته است، اما به نظر می رسد چندان از سوی او پشتیبانی نمی شده یا پشتیبانی آن خوارزمشاه جدید، چندان استوار نبوده است، چرا که پس از زمان اندکی به ری سفر کرده است. او در ری با دو ریاضی دان و اخترشناس شناخته شده ی ایرانی، کوشیاربن لبان گیلانی و ابومحمد خجندی دیدار کرد و رساله ی کوتاهی را در شرح دستگاه رصدی ساخته ی خجندی و رصدهای او با آن دستگاه بزرگ و دقیق نوشت. بیرونی آن دستگاه را دقیق ترین دستگاه رصدی شناخته شده تا آن زمان دانسته است. سپس به نزد اسپهبد ابوالعباس مرزبان بن رستم بن شروین رفت و کتاب مهم “مقالید علم الهیئه” را به نام آن فرمان روا نوشت.
بیرونی در سال های پایانی سده ی چهارم هجری به گرگان رفت و به سال ۳۹۱ قمری کتاب آثارالباقیه را به نام شمس المعالی قابوس بن وشمگیر نوشت. این درحالی بود که پیش از آن ۷ کتاب دیگر نوشته و با ابن سینا نیز نامه نگاری علمی خود را آغاز کرده بود. او در سال ۳۹۳ قمری خورشیدگرفتگی را در گرگان رصد کرد. هم چنین کوشید طول یک درجه از کمان نصف النهار را که دو سده پیش در روزگار مامون عباسی و در بغداد اندازه گیری شده بود، با دقت بیش تر در پیرامون گرگان اندازه گیری کند. اما پشتیبان او، قابوس بن وشمگیر، به دلیل ناشناخته ای علاقه ی خود را به انجام چنین کاری از دست داد و بیرونی نتوانست کار خود را ادامه دهد.
بیرونی در ۳۹۹ یا ۴۰۰ قمری بار دیگر به خوارزم بازگشت و مدتی را در دربار ابوالعباس مأمون بن مامون بزیست. او با پشتیبانی آن خوارزم شاه توانست رصدهای مهمی انجام دهد و حلقه ی بزرگی ساخت که روی صفحه ی نصف النهار سوار می شد و در کار رصد بسیار سودمند بود. هم چنین نیم کره ای ساخت که از آن برای تصویرگری در حل ترسیم مساله های مساحی بهره می گرفت. اما مامون در سال ۴۰۷ قمری به دست سپاهیانش کشته شد و در سال دیگر نیز محمود غزنوی به گرگانج یورش آورد و بسیاری از بزرگان، از جمله بیرونی، را در سال ۴۰۸ قمری به خود به غزنه برد.
بیرونی در لشکرکشی ها محمود به هندوستان همراه او بود و در این سفرها با دانشمندان هندی آشنا شد و با آنان به گفت و گو نشست. زبان سانسکریت آموخت و اطلاعات لازم برای نگارش کتاب تحقیق ما للهند را فراهم کرد. او به هر شهری که می رفت می کوشید عرض جفرافیایی آن را تعیین کند و زمانی که به سال ۴۱۶ قمری در قلعه ی نندنه به سر می برد، از کوهی که در آن نزدیکی بود برای تعیین قطر زمین بهره گرفت. سرانجام، دستاورد پژوهشی خود را در رساله ای به نام” مقاله فی استخراج قدر الارض به رصد انحطاط الافق عن قلل جبال” نوشت.
در سال ۴۱۵ قمری فرمان روای ترک های وولگا گروهی را به غزنه فرستاده بود. آن مردمان با ساکنان سرزمین های قطبی رابطه ی بازرگانی داشتند و بیرونی از آنان خواست اطلاعاتش را درباره ی آن سرزمین ها بیش تر کند. یکی از آن فرستادگان در پیشگاه محمود غزنوی گفت که در سرزمین های دور دست شمال، گاهی خورشید روزهای زیادی غروب نمی کند. سلطان محمود در آغاز بسیار خشمگین شد و آن . . .
مشاهده ادامه پیشنهادها (١٠ از ١٢)