برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1574 100 1
شبکه مترجمین ایران

آخور


مترادف کلمه آخور

bin (اسم)
صندوقچه ، لاوک ، صندوق ، انبارک ، گردران ، جازغالی ، تغار ، اخور
stall (اسم)
بهانه ، غرفه ، اخور ، لژ ، صندلی ، بساط ، عذر ، جایگاه ویژه ، دکه چوبی کوچک ، جای ایستادن اسب در طویله
manger (اسم)
اخور
box stall (اسم)
اخور ، جعبه اخور
crib (اسم)
اخور ، فاحشه خانه ، دله دزدی ، دزدی ادبی ، تختخواب بچه

کلمات بعدی

آخور را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

علی سیریزی
آغل ، در گویش مردم شهرستان زرند اِشا گویند.
علی باقری
آخور(ăkhoor) [ اصطلاح چوپانی ]جای تعلیف حیوان که در ارتفاع مناسب قد حیوان تهیه می شود و بیشتر گلی یا آهنی یا چوبی است.

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

آیا معنی آخور مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )