برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1414 100 1

آب پز کردن


مترادف کلمه آب پز کردن

scald (فعل)
اب پز کردن ، با آب گرم سوزاندن ، اب جوش ریختن روی ، تاول زده کردن
poach (فعل)
دزدیدن ، لگد زدن ، راندن ، فرو کردن ، بهم زدن ، تجاوز کردن به ، هل دادن ، اب پز کردن ، دزدکی شکار کردن ، برخلاف مقررات شکار صید کردن
pot roast (فعل)
اب پز کردن

کلمات بعدی

آب پز کردن را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

آیا معنی آب پز کردن مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )