برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1394 100 1

معنی آب دادن به انگلیسی

مترادف کلمه آب دادن

temper (فعل)
میزان کردن ، مخلوط کردن ، اب دادن ، ملایم کردن ، ابدیده کردن ، درست ساختن ، درست خمیر کردن
water (فعل)
خیساندن ، خیس عرق شدن ، خیس کردن ، اب دادن
drench (فعل)
خیساندن ، خیس کردن ، نوشانیدن ، اب دادن
irrigate (فعل)
اب دادن ، ابیاری کردن

کلمات بعدی

آب دادن را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

احمد رضا
لو دادن،آماده کردن برای کاری
S.E
به انزال رسیدن،به اوج لذت جنسی رسیدن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

آیا معنی آب دادن مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )