برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1607 100 1
شبکه مترجمین ایران

معنی آب دادن به انگلیسی

مترادف کلمه آب دادن

temper (فعل)
میزان کردن ، مخلوط کردن ، اب دادن ، ملایم کردن ، ابدیده کردن ، درست ساختن ، درست خمیر کردن
water (فعل)
خیساندن ، خیس عرق شدن ، خیس کردن ، اب دادن
drench (فعل)
خیساندن ، خیس کردن ، نوشانیدن ، اب دادن
irrigate (فعل)
اب دادن ، ابیاری کردن

کلمات بعدی

آب دادن را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

احمد رضا
لو دادن،آماده کردن برای کاری
S.E
به انزال رسیدن،به اوج لذت جنسی رسیدن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

آیا معنی آب دادن مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )