برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1569 100 1
شبکه مترجمین ایران

آبگینه


معنی آبگینه به انگلیسی

glass, vitreous

مترادف کلمه آبگینه

glass (اسم)
جام ، شیشه ، گیلاس ، ابگینه ، لیوان ، استکان ، شیشه الات ، ایینه ، شیشه دوربین ، شیشه ذرهبین ، الت شیشهای
crystal (اسم)
کریستال ، بلور ، ابگینه

کلمات بعدی

آبگینه را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

علی باقری
آبگینه گهر: شیشه سرشت
باده در جام آبگینه گهر
راست چون آب خشک و آتش تر
معنی بیت : شراب سرخ در درون جامی که از شیشه بود درست مانند آتش تر بود در درون آب خشک.
(هفت پیکر نظامی، تصحیح دکتر ثروتیان، ۱۳۸۷ ، ص 496)
حمیدرضا دادگر_فریمان
شیشه،آبگین، آینه، آیینه، زجاج، مرآت، بلور، تیغ، الماس

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

آیا معنی آبگینه مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )