برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1572 100 1
شبکه مترجمین ایران

معنی آبگیر به انگلیسی

drainage, river basin, watershed
key, shelf

مترادف کلمه آبگیر

pool (اسم)
ائتلاف ، ابگیر ، مخزن ، اب انبار ، برکه ، استخر ، حوض ، تصحیلات اشتراکی ، چاله اب ، کولاب ، ائتلاف چند شرکت با یک دیگر ، دسته زبده و کار ازموده
basin (اسم)
حوزه رودخانه ، لگن ، تشتک ، دستشویی ، ابگیر
sluice (اسم)
انبار ، سد ، ابگیر ، دریچه تخلیه ، بند سیل گیر
penstock (اسم)
ابگیر ، دریچه مخصوص تنظیم جریان اب
weathering (اسم)
ابگیر ، فرسایش در اثر هوا

کلمات بعدی

آبگیر را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

سعید
برکه
سجاد بابائیان
سلام به همه ی دوستان .
آبگیر به گودالی میگویند که آب در آن جمع میشود .آبگیر : برکه - تالاب .
لطفا رای بدید .
حمیدرضا دادگر_فریمان
برکه، برم، تالاب، غدیر، استخر، حوض، مرداب

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

آیا معنی آبگیر مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )