برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1568 100 1
شبکه مترجمین ایران

آبگوشت


معنی آبگوشت به انگلیسی

مترادف کلمه آبگوشت

bouillon (اسم)
ابگوشت
broth (اسم)
ابگوشت
sop (اسم)
ابگوشت ، ترید
gravy (اسم)
ابگوشت ، استفاده نا مشروع ، شیرهگوشت
soup (اسم)
ابگوشت ، سوپ ، غذای مایع ، اشامه

کلمات بعدی

آبگوشت را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

نادر
گوشت گوسفندی را به همراه پیاز خرد شده در چربی گوشت در قابلمه حرارت داده تا زمانی که پیاز و لایه بیرونی گوشت سرخ گردد سپس آب، نخود یا لپه ریخته و نمک و ادویه اضافه نمایند و در حرارت ملایم بپزند، پس از آنکه گوشت و نخود مقداری پختند، سیب زمینی و گوجه فرنگی یا رب آن را اضافه کنند تا خوب بپزد.گاهاً در آخر تخم مرغ آبپز را که پوستش را کنده اند و نیز سبزی خرد شده به آن اضافه نمایند.آب آن را ترجیحاً با نان سنگک ترید و ترید را ترجیحاً با پیاز یا ترشی یا تربچه و بقیه را باز ترجیحاً با نان سنگک میل نمایند.غذایی است سرشار از پروتئین و تأمین کننده نیروی بدن، خوردن آن برای وعده ناهار و حتی صبحانه بهتر است ولی برای شام توصیه نمی شود. خوردن دو الی سه مرتبه در هفته در سلامتی بدن تأثیر نیکویی دارد.
دیزی هم نامیده می شود. به ترکی شوربا یا همان آبگوشت گفته می شود.

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

آیا معنی آبگوشت مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )