برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1568 100 1
شبکه مترجمین ایران

مترادف کلمه آبشخور

destiny (اسم)
سرگذشت ، تقدیر ، سرنوشت ، فلک ، ابشخور ، نصیب و قسمت
trough (اسم)
تغار ، ابشخور ، سنگاب
watering place (اسم)
مخزن ، اب انبار ، ابشخور ، مشرب ، استخر ، محل چشمه اب معدنی

کلمات بعدی

آبشخور را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

سروش
سرچشمه
جایی که آبی گوارا دارد
نیما
آبشخور با توجه به خود کلمه سرچشمه ی جایی که میتوان آبی گوارا نوشید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

آیا معنی آبشخور مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )