zone out
انگلیسی به انگلیسی
پیشنهاد کاربران
🔹در خود فرو رفتن / حواس پرت شدن / رفتن به عالم هپروت / قطع ارتباط ذهنی با محیط اطراف ( در زبان محاوره ای: تو خودش بود، رفت تو هپروت، حواسش پرت شد )
🔹 مثال ها:
I zoned out during the lecture and missed half of it. وسط سخنرانی رفتم تو هپروت و نصفشو از دست دادم.
... [مشاهده متن کامل]
She tends to zone out when she’s tired or stressed. وقتی خسته یا تحت فشاره، معمولاً حواسش پرت می شه.
I like to zone out while running—it helps me clear my mind. موقع دویدن دوست دارم برم تو عالم خودم—ذهنم آروم می شه.
🔹 مترادف ها: space out / drift off / daydream / tune out / mentally disconnect
🔹 مثال ها:
I zoned out during the lecture and missed half of it. وسط سخنرانی رفتم تو هپروت و نصفشو از دست دادم.
... [مشاهده متن کامل]
She tends to zone out when she’s tired or stressed. وقتی خسته یا تحت فشاره، معمولاً حواسش پرت می شه.
I like to zone out while running—it helps me clear my mind. موقع دویدن دوست دارم برم تو عالم خودم—ذهنم آروم می شه.
🔹 مترادف ها: space out / drift off / daydream / tune out / mentally disconnect
غرق عالم هپروت شدن ، تو لاک خود فرو رفتن
وقتی کسی در افکار خود غرق و نسبت به آنچه در اطرافش اتفاق می افتد غافل می شود.
... [مشاهده متن کامل]
در افکار خود فرو رفتن
مثال؛
در خود فرو رفتن
جوگیرشدن
توجه نکردن به دیگران ( به دلایلی مثل خسته بودن یا خسته کننده بودن طرف مقابل )
خسته شدن از دیگران
خسته شدن از دیگران
تو خودش فرو رفت
حواسش پرت شد
رفت تو عالم هپروت
حواسش پرت شد
رفت تو عالم هپروت
توجه نکردن
مشاهده ادامه پیشنهادها (١٠ از ١٢)