( اسم، مهجور )
1. A weed that grows among wheat; tares, darnel; = zizania n. 1. Also figurative: a pernicious influence or unwanted element; cf. tare
1. ( اسم، وامواژه از فرانسوی ) علف هرزی که میان گندم می روید؛ علف هرز، تلخه؛ مترادف zizania در معنای نخست. همچنین مجازاً به معنای اثر مخرب یا عنصر نامطلوب؛ مقایسه کنید با tare
... [مشاهده متن کامل]
2. An aquatic grass of the genus Zizania; wild rice; = zizania n. 2. rare.
2. ( نادر ) علفی آبزی از جنس زیزانیا؛ برنج وحشی؛ مترادف با zizania در معنای دوم
فرم ها: zizannie, zizannije, zizanny, zizanie, zizany
ریشه شناسی: برگرفته از واژه zizania در زبان انگلو - نورمن و فرانسوی میانه به معنای علف مضرّ، گیاه از جنس Zizania
منبع: Oxford English Dictionary
1. ( اسم، وامواژه از فرانسوی ) علف هرزی که میان گندم می روید؛ علف هرز، تلخه؛ مترادف zizania در معنای نخست. همچنین مجازاً به معنای اثر مخرب یا عنصر نامطلوب؛ مقایسه کنید با tare
... [مشاهده متن کامل]
2. ( نادر ) علفی آبزی از جنس زیزانیا؛ برنج وحشی؛ مترادف با zizania در معنای دوم
فرم ها: zizannie, zizannije, zizanny, zizanie, zizany
ریشه شناسی: برگرفته از واژه zizania در زبان انگلو - نورمن و فرانسوی میانه به معنای علف مضرّ، گیاه از جنس Zizania
منبع: Oxford English Dictionary