zionist

/ˈzaɪəˌnɪst//ˈzaɪənɪst/

معنی: صهیونیست، صهیون گرا، صهیونیست
معانی دیگر: طرفدار نهضت تمرکز یهود در فلسطین
شبکه مترجمین ایران

جمله های نمونه

1. Like the Zionist experience too, this yearning is reinforced by repeated exposure to legal and physical vulnerability.
[ترجمه ترگمان]مانند تجربه صهیونیست، این اشتیاق با قرار گرفتن مکرر در معرض آسیب پذیری قانونی و فیزیکی تقویت می شود
[ترجمه گوگل]همانند تجربیات صهیونیستی، این اشتیاق از طریق برخورد مکرر به آسیب پذیری قانونی و فیزیکی تقویت می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. He was an ardent Zionist.
[ترجمه ترگمان]او یک صهیونیست سرسخت بود
[ترجمه گوگل]او یک صهیونیست خشمگین بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. He was attacked by rabbis and Zionist activists the length and breadth of the state.
[ترجمه ترگمان]او توسط خاخام ها و فعالان صهیونیست به طول و وسعت کشور مورد حمله قرار گرفت
[ترجمه گوگل]او توسط رقیبان و فعالان صهیونیستی طول و عرض جغرافیایی دولت مورد حمله قرار گرفت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. In 1946 Yehuda joined the zionist Palmach regiment, and fought in the Negev desert two years later.
[ترجمه ترگمان]در ۱۹۴۶ Yehuda به هنگ Palmach zionist پیوست و دو سال بعد در صحرای نگب جنگید
[ترجمه گوگل]در سال 1946 یهودا به هنگ پیمانک صهیونیست پیوست و دو سال بعد در صحرای نگف جنگید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. South Africa's fast growing, indigenous, Pentecostal-influenced Zionist churches encourage baptism by full immersion as a form of healing and rebirth.
[ترجمه ترگمان]کلیساهای آمریکای جنوبی در حال رشد سریع، بومی، Pentecostal - بر کلیساهای صهیونیست، تعمید را با غوطه وری کامل به عنوان شکلی از شفا و تولد دوباره تشویق می کنند
[ترجمه گوگل]کلیساهای صهیونیستی که در حال رشد سریع، بومی و پنطیکاستی آفریقای جنوبی هستند، غسل تعمید را به شکل یک شفا و تولد دوباره تشویق می کنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. In 200Ashery joined a demonstration of Anti Zionist Orthodox Jews in central London.
[ترجمه ترگمان]در ۲۰۰ Ashery به تظاهرات یهودیان Anti ارتدوکس در مرکز لندن پیوستند
[ترجمه گوگل]در 200 سالگی، نمایندگان یهودیان ارتدکس ضد صهیونیستی در مرکز لندن پیوستند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. He said, "the Zionist regime and its allies face a serious threat, so they spare no effort, to destroy the Zionist aggression against the common front. "
[ترجمه ترگمان]وی گفت: \" رژیم صهیونیستی و هم پیمانانش با تهدید جدی مواجه هستند، بنابراین هیچ تلاشی نمی کنند تا تجاوز صهیونیست ها نسبت به جبهه مشترک را نابود کنند \"
[ترجمه گوگل]وی گفت: �رژیم صهیونیستی و متحدان آن با تهدید جدی روبرو هستند، بنابراین آنها هیچ تلاشی برای از بین بردن تجاوز صهیونیست به جبهه مشترک ندارند '
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. Have you given up your unconditional support for Zionist regime?
[ترجمه ترگمان]آیا از حمایت بی قید و شرط شما برای رژیم صهیونیستی استفاده کرده اید؟
[ترجمه گوگل]آیا حمایت بی قید و شرط خود از رژیم صهیونیستی را رها کرده اید؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. Everyone hates the prolix Gadaffi, particularly Arab despots who he routinely blasts as "old women in robes," "Zionist lackeys," and "cowards and thieves.
[ترجمه ترگمان]همه از the قذافی، به خصوص مستبدان عرب که او به طور معمول به عنوان \"زنان مسن در ردا\"، \"ملازمان صهیونیست\" و \"ترسو و دزد\" می خواند، نفرت دارند
[ترجمه گوگل]همه از پرولاکس گدافی، به ویژه اعراب عربی که او به طور معمول به عنوان �زنان قدیمی در روباه�، �صهیونیسم�، و �بزدلان و دزدان�، انکار می کنند، متنفر هستند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. To remain within the Zionist consensus, Aliyah Hadashah had to give its full support to aliyah and settlement and reject the 1939 White Paper.
[ترجمه ترگمان]برای ماندن در یک اجماع صهیونیستی، عالیه Hadashah مجبور شد حمایت کامل خود را از aliyah و سازش بدهد و کاغذ سفید ۱۹۳۹ را رد کند
[ترجمه گوگل]علی آیت الله حاداشاه مجبور شد تمام اعضاء صهیونیست را در برابر صلح و آرامش قرار دهد و مقاله سفیدپوستی 1939 را رد کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. The limited funds of the Zionist movement made it unable to afford such a policy on a massive scale, though some steps in that direction were taken.
[ترجمه ترگمان]سرمایه های محدود جنبش صهیونیستی قادر به پرداخت چنین سیاستی در مقیاسی عظیم نبودند، اگرچه برخی مراحل در این مسیر انجام شدند
[ترجمه گوگل]بودجه محدودی از جنبش صهیونیستی، آن را قادر به پرداخت چنین سیاستی در مقیاس گسترده، هر چند گام هایی در این جهت گرفته شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. Then in 1942 the NYC Zionist proclamation demanding a State of Israel in the WHOLE of Palestine.
[ترجمه ترگمان]سپس در سال ۱۹۴۲، نیویورک اعلامیه ای صادر کرد که خواستار دولت اسرائیل در کل فلسطین شد
[ترجمه گوگل]سپس در سال 1942 اعلامیه صهیونیستی نیویورک خواستار یک دولت اسرائیل در کل فلسطین شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. Resistance to normalization with the Zionist entity, its penalization, and the support for the national liberation movements in the Arab world and the whole world.
[ترجمه ترگمان]مقاومت در برابر عادی سازی با نهاد صهیونیستی، penalization و حمایت جنبش های آزادی ملی در جهان عرب و کل جهان
[ترجمه گوگل]مقاومت در برابر عادی سازی با موجودیت صهیونیست، مجازات آن و حمایت از جنبش های آزاد سازی ملی در جهان عرب و تمام جهان
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. End of the 19th century, the Zionist movement in the rise all over the world, into a large number of Jews all over Palestine.
[ترجمه ترگمان]در پایان قرن نوزدهم، جنبش صهیونیستی در سراسر جهان به تعداد زیادی از یهودیان در سراسر فلسطین وارد شد
[ترجمه گوگل]در پایان قرن نوزدهم، جنبش صهیونیستی در سراسر جهان، به تعداد زیادی از یهودیان در سراسر فلسطین
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

صهیونیست (اسم)
zionist

صهیون گرا (اسم)
zionist

صهیونیست (صفت)
zionist

به انگلیسی

• one who practices zionism, one supporting the movement that promotes jews returning to and rebuilding israel
of zionism, of the movement that promotes jews returning to and rebuilding israel, pertaining to zionism

ارتباط محتوایی

معنی اصلیصهیونیست، صهیون گرا، صهیونیستمعانی متفرقهطرفدار نهضت تمرکز یهود در فلسطینجمله های نمونه1. Like the Zionist experience too, this yearning is reinforced by repeated exposure to legal and p ...مترادفصهیونیست (اسم) zionist صهیون گرا (اسم) zionist صهیونیست (صفت) zionistانگلیسی به انگلیسیone who practices zionism, one supporting the movement that promotes jews returning to and rebuildin ...
معنی zionist، مفهوم zionist، تعریف zionist، معرفی zionist، zionist چیست، zionist یعنی چی، zionist یعنی چه
برچسب ها: انگلیسی به فارسی، انگلیسی به فارسی با حرف z، مترادف انگلیسی به فارسی، مترادف انگلیسی به فارسی با حرف z، انگلیسی به انگلیسی، انگلیسی به انگلیسی با حرف z، دانشنامه کاربران، دانشنامه کاربران با حرف z
کلمه بعدی: zionist congress
اشتباه تایپی: ظهخدهسف
آوا: /زینیست/
عکس zionist : در گوگل
معنی zionist

معنی یا پیشنهاد شما