zig

/ˈzɪɡ//ziɡ/

(در طرح زیگزاگ) خم، زاویه، پیچش، (مجازی) کژ راهی، انحراف، گوشه دار شدن، خمش دار کردن، یکی ازخطوط زوایا یا دوره های کج ومعوج گلدوزی درمقابل zag، یکی از دو خط کج
شبکه مترجمین ایران

جمله های نمونه

1. Endorsed by famed consultant Zig Ziglar, Drury instructs over 50,000 each year at live presentations and through video tapes.
[ترجمه ترگمان]در هر سال در نمایش های زنده و از طریق نوارهای ویدیویی، دروری لین، مشاور مشهور، زیگ Ziglar، در حال آموزش بیش از ۵۰۰۰۰ می باشد
[ترجمه گوگل]Drury توسط مشاور معروف Zig Ziglar ادعا می کند که هر سال بیش از 50،000 در سخنرانی های زنده و از طریق نوارهای ویدئویی هدایت می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Zig Zag massage and Nail situated in the tranquil and popular Wu Dao Ying Hutong.
[ترجمه ترگمان]زیگ zag، ماساژ و Nail در محیط آرام و محبوب وو Dao Hutong واقع شده است
[ترجمه گوگل]ماساژ زیگ زاگ و ناخن واقع در آرام و معروف وو دائو یینگ هاتونگ
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. We'd be quicker trying a zig - zag course than rowing in the teeth of this wind.
[ترجمه ترگمان]سریع تر از پارو زدن در میان دندان های این باد، پیشرفت کرده بودیم
[ترجمه گوگل]ما می توانیم سریع تر از ساییدن این دندان ها تلاش کنیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. E was kind of zig - zagging across the pavement, and I bumps into'im accidental - like.
[ترجمه ترگمان]در پیاده رو چپ و راست یک وری شده بود و من تصادفا به آن برخورد کردم
[ترجمه گوگل]E نوع zig بود - zagging در سراسر پیاده رو، و من منفجر به inhim تصادفی - مانند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. What makes Zig Zag standard manicure special and professional?
[ترجمه ترگمان]چه چیزی باعث می شود که زیگ zag استاندارد مانیکور و حرفه ای را انجام دهد؟
[ترجمه گوگل]مانیکور استاندارد Zig Zag خاص و حرفه ای چیست؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. Zig - zag line with arrowhead used to indicate a communication link.
[ترجمه ترگمان]Zig - با arrowhead برای نشان دادن یک ارتباط ارتباطی استفاده شد
[ترجمه گوگل]خط zig-zag با سربرگ مورد استفاده برای نشان دادن لینک ارتباطی
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. Even the zig - zag camouflage used in modern warfare was suggested by Cubist art.
[ترجمه ترگمان]حتی استتاری جنگلی که در جنگ مدرن استفاده می شد توسط هنر Cubist پیشنهاد شد
[ترجمه گوگل]حتی هنرپیشگی کوبیستی، استتار zig-zag که در جنگهای مدرن مورد استفاده قرار می گیرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. A zig - zag path loses itself in the shadowy distance of the woods.
[ترجمه ترگمان]مسیری پر پیچ وخم، خود را در دوردست جنگل از دست می دهد
[ترجمه گوگل]مسیر زیگ زاگ خود را در فاصله سایه ای از جنگل از دست می دهد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. The drunken man zig - zagged down the street.
[ترجمه ترگمان]مرد مست وسط خیابان می رود
[ترجمه گوگل]مرد مست مرد زج - خیابان را زخمی کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. Don't you see that red zig - zag bridge over there?
[ترجمه ترگمان]اون پل متحرک رو می بینی؟
[ترجمه گوگل]آیا نمی بینید که پل زیتون قرمز - پل زاگ در آنجا وجود دارد؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. By experiencing Zig Zag's manicure, you will find the process special and professional.
[ترجمه ترگمان]با تجربه Zig zag، شما این فرآیند را خاص و حرفه ای خواهید یافت
[ترجمه گوگل]با تجربه مانیکور Zig Zag، شما فرایند ویژه و حرفه ای خواهید یافت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. He kept the frout wheels astride the crack as he followed its zig - zag course.
[ترجمه ترگمان]چرخ های the را که در مسیر پرپیچ و خمی بالا می رفت نگه داشت
[ترجمه گوگل]او در حالی که او را دنبال زایگ زاگ می کرد، چرخ ها را به سمت بالا چرخانید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. It is also a proven fact that the magnetic poles wander, literally zig - zagging around its axis.
[ترجمه ترگمان]همچنین ثابت شده است که قطب های مغناطیسی در حول محور خود حرکت می کنند
[ترجمه گوگل]همچنین یک واقعیت اثبات شده است که قطبهای مغناطیسی سرگردان هستند، به طور حیرت انگیز - زغالی در اطراف محور خود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. Sometimes they are straight, sometimes they curve, sometimes they zig - zag.
[ترجمه ترگمان]گاهی اوقات آن ها مستقیم و گاهی خمیده هستند و گاهی با زیگ زاگ حرکت می کنند
[ترجمه گوگل]گاهی اوقات آنها مستقیما، گاهی اوقات منحنی هستند، گاهی اوقات zig - zag
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

به انگلیسی

• move in a zig-zag

ارتباط محتوایی

معانی متفرقه( در طرح زیگزاگ ) خم، زاویه، پیچش، ( مجازی ) ...جمله های نمونه1. Endorsed by famed consultant Zig Ziglar, Drury instructs over 50, 000 each year at live presentat ...انگلیسی به انگلیسیmove in a zig-zag
معنی zig، مفهوم zig، تعریف zig، معرفی zig، zig چیست، zig یعنی چی، zig یعنی چه
برچسب ها: انگلیسی به فارسی، انگلیسی به فارسی با حرف z، انگلیسی به انگلیسی، انگلیسی به انگلیسی با حرف z، دانشنامه کاربران، دانشنامه کاربران با حرف z
کلمه بعدی: zig zag colour effect
اشتباه تایپی: ظهل
آوا: /زیگ/
عکس zig : در گوگل
معنی zig

پیشنهاد کاربران

معنی یا پیشنهاد شما