zebu

/ˈziːbjuː//ˈziːbjuː/

معنی: گاو کوهاندار
معانی دیگر: (جانور شناسی) زیبو (نوعی گاو کوهان دار بومی هند و افریقا: bos indicus)

بررسی کلمه

اسم ( noun )
• : تعریف: a domesticated oxlike animal, native to Asia, that has a large hump over its shoulders and loose, fleshy skin at its throat.

جمله های نمونه

1. The muscle's mineral contents of Zhongdian yak, Gayal, Zebu, Diqing yellow cattle and Zhongdian cattle yak have been measured.
[ترجمه ترگمان]مواد معدنی ماهیچه of yak، Gayal، Zebu، cattle زرد Diqing و Zhongdian گاو مورد ارزیابی قرار گرفته اند
[ترجمه گوگل]محتوای مواد معدنی عضله یخ زندیان، گایال، زبو، گاو زرد دیقینگ و گاو گاو Zhongdian اندازه گیری شده اند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Zebu cattle are more resistant to ticks than other cattle.
[ترجمه ترگمان]Zebu Zebu نسبت به سایر دام ها نسبت به دیگر حیوانات مقاوم هستند
[ترجمه گوگل]گاو زبو نسبت به سایر گاوها مقاوم تر است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The genetic differentiation between yak and Bos Taurus, zebu were more obvious and its genetic relationship with zebu and Bos Taurus were farther.
[ترجمه ترگمان]تمایز ژنتیکی بین yak و Bos Taurus، zebu بیشتر مشهود بود و رابطه ژنتیکی آن با zebu و Bos Taurus دورتر بود
[ترجمه گوگل]تمایز ژنتیکی بین یوکی و بوس تاوروس، زوبو واضح تر بود و ارتباط ژنتیکی آن با زبو و بوس تاوروس دورتر بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Kenya's beef comes from the zebu cattle.
[ترجمه ترگمان]گوشت گاو کنیایی از گاو zebu می آید
[ترجمه گوگل]گوشت گاو کنیا از گاو زبو می آید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. When the value of Zebu, and you are so big that a small Ga age of the jumping beans, he said.
[ترجمه ترگمان]او گفت: وقتی ارزش of افزایش پیدا می کند، و شما آنقدر بزرگ هستید که یک Ga کوچک از لوبیا در حال جهش دیده می شود
[ترجمه گوگل]او گفت: هنگامی که ارزش زبو، و شما خیلی بزرگ است که یک دانه کوچک از لوبیای پریدن است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. Zebu now I deleted it .
[ترجمه ترگمان]و حالا پاکشون کردم
[ترجمه گوگل]زبو حالا من آن را حذف کردم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. The chef is Malagasy, though the dishes are modern French fusion, and we feasted on foie gras ravioli, zebu steaks in wine sauce (zebu is the local beef), ham, lamb and calamari.
[ترجمه ترگمان]آشپز Malagasy است اگر چه غذاهای ترکیب فرانسوی مدرن هستند و ما gras foie ravioli، zebu zebu در سس شراب جشن گرفتیم (zebu گاو محلی)، ران، بره و calamari است
[ترجمه گوگل]آشپز مالاگاسی است، هر چند ظروف پیوند مدرن فرانسوی، و ما در foie کاتولیک راویولی، استیک گاو کوهاندار در سس شراب (گاو کوهاندار گوشت گاو محلی است)، ژامبون، گوشت بره و کالاماری در feasted
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. Togerther with the present geographic patterns, we deduce that Hainan Province and Yungui Plateau may be potential origin centers for Chinese zebu.
[ترجمه ترگمان]با توجه به الگوهای جغرافیایی حاضر، استنتاج می کنیم که فلات هاینان و فلات Yungui ممکن است مراکز بالقوه ای برای zebu چینی باشند
[ترجمه گوگل]Togerther با الگوهای جغرافیایی جاری، ما نتیجه می گیریم که استان هینان و Plotou Yungui ممکن است مراکز بالقوه منشاء برای zebu چینی باشد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. It now has the largest cattle herd in Amazonas and much of the virgin rainforest has gone, replaced with dozens of sprawling cattle ranches, dotted with white zebu cows and the occasional cowboy.
[ترجمه ترگمان]در حال حاضر بزرگ ترین گله گاو در Amazonas و بسیاری از جنگل های انبوه دست نخورده وجود دارد که با ده ها گاو پراکنده پرورش داده شده که در آن ها گاو zebu سفید و the گاه به گاه وجود دارد
[ترجمه گوگل]این در حال حاضر دارای بزرگترین گله گاو در آمازون است و بسیاری از جنگل های بارانی باکره رفته است، جایگزین شده با ده ها تن از گاو پرورش دام، با گاو سفید zebu و گاوچران گاه به گاه گاه به گاه
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

گاو کوهان دار (اسم)
zebu

تخصصی

[علوم دامی] زیبو ؛ نام عمومی برای گاوهای کوهاندار هندی .

به انگلیسی

• type of ox

معنی یا پیشنهاد شما