yurt

/ˈjʊrt//ˈjʊrt/

(ترکی) خیمه ی مغولی، چادر گرد (از پوست حیوان یا نمد)، yurta خیمه کروی قرقیزهای ساکن سیبریه

بررسی کلمه

اسم ( noun )
• : تعریف: a movable round tent of skins or felt, used esp. by nomads in parts of Asia.

جمله های نمونه

1. If yurt accommodation runs out, then there are the chalets.
[ترجمه ترگمان]اگر چادر accommodation بیرون بیاید، then هم وجود دارد
[ترجمه گوگل]اگر خوابگاه یورت بیرون رود، خانه های چوبی وجود دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Alkhan - Yurt, meanwhile, became infamous for the butchery and rape committed there by the Russians soon afterwards.
[ترجمه ترگمان]در همین حال، Alkhan - Yurt به خاطر قتل و تجاوز به آنجا توسط روس ها به زودی بدنام شد
[ترجمه گوگل]آلخان - یورت، در عین حال، به زودی بعد از آن، روس ها را مجبور به تجاوز به قتل و تجاوز به عنف کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Finally, we can get into a Mongolian yurt.
[ترجمه ترگمان]در نهایت، ما می توانیم به یک خیمه قرقیز برسیم
[ترجمه گوگل]سرانجام، ما می توانیم به یورت مغولستان برسیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. His yurt stood behind the temple.
[ترجمه ترگمان]yurt پشت معبد ایستاده بود
[ترجمه گوگل]یورت او در پشت معبد ایستاده بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. While yurt has become travel, horse riding has become a kind of experience.
[ترجمه ترگمان]در حالی که قرقیزها در حال سفر هستند، اسب سواری به نوعی تجربه تبدیل شده است
[ترجمه گوگل]در حالی که جوراب مسافرت شده است، اسب سواری به نوعی تجربه تبدیل شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. Mongolian children, said grid, full language for the yurt, or Mongolian Po.
[ترجمه ترگمان]به گفته شبکه، کودکان مغولی، زبان پر از زبان قرقیزی، یا Mongolian پو، است
[ترجمه گوگل]بچه های مغولستانی، شبکه ای، زبان کامل برای یورت، و یا Po مغولستان گفت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. A yurt is a portable, felt - covered, wood lattice - framed dwelling structure traditionally used by nomads.
[ترجمه ترگمان]یک خیمه یک چادر مسکونی قابل حمل و پوشیده از چوب است که به طور سنتی توسط عشایر مورد استفاده قرار می گرفته است
[ترجمه گوگل]یورت یک ساختار مسکونی قابل حمل، قابل روباری، پوشش داده شده و تحت فشار است که به طور معمول توسط عشایر مورد استفاده قرار می گیرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. Mother left the yurt with a barrel of horse milk in her hand.
[ترجمه ترگمان]مادر سطل شیر را با یک بشکه شیر اسب در دستش گذاشت
[ترجمه گوگل]مادر با یک بشکه شیر اسب در دستش را با یورت ترک کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. Wish you can benefit from our online sentence dictionary and make progress day by day!
[ترجمه ترگمان]ای کاش شما می توانید از فرهنگ لغت آنلاین ما بهره مند شوید و روز به روز پیشرفت کنید!
[ترجمه گوگل]آرزو می کنم که بتوانید از فرهنگ لغت حکم آنلاین ما بهره مند شوید و روز به روز پیشرفت کنید!
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. Yurt is a traditional Mongolian dwelling house. It is also an epitome of Mongolian culture.
[ترجمه ترگمان]Yurt یک خانه مسکونی مغولی سنتی است همچنین خلاصه ای از فرهنگ مغولستان است
[ترجمه گوگل]یورت یک خانه مسکونی مغولستانی است این یک مفهوم فرهنگ مغولی است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. Herdsmen are rigging up a Mongolian yurt as a new domicile.
[ترجمه ترگمان]herdsmen یک خیمه قرقیز را به عنوان محل اقامت جدید به راه می اندازند
[ترجمه گوگل]گاوداری ها یک مهدکودک مغولی را به عنوان یک محل سکونت جدید اداره می کنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. The Tush kyiz is hung in the yurt over the marriage bed of the couple, and symbolize their pride in their Kyrgyz tradition.
[ترجمه ترگمان]kyiz Tush بر روی تخت عروسی این زوج آویزان است و سمبل غرور آن ها در سنت their است
[ترجمه گوگل]Tush kyiz در بستر ازدواج از زن و شوهر آویزان شده است، و غرور خود را در سنت قرقیزستان نشان می دهد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. He brought us back to our yurt.
[ترجمه ترگمان] اون ما رو برگردونده به yurt
[ترجمه گوگل]او ما را به حیاط ما آورد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. We put a match to ours and it goes up with a rocket-like roar, heating the yurt in a flash.
[ترجمه ترگمان]ما یک مسابقه با خودمان قرار دادیم و با غرشی شبیه موشک، چادر را در یک فلاش گرم می کنیم
[ترجمه گوگل]ما یک بازی با خودمان داریم و با یک رعد و برق مانند موشک میچرخیم که در یک فلاش یورت را گرم می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

15. The antechamber outside Artai's apartments was hung with silks like a yurt.
[ترجمه ترگمان]اتاق انتظار بیرون آپارتمان artai با ابریشم مانند a آویخته بود
[ترجمه گوگل]اتاق پیشخدمت خارج از آپارتمان Artai آویزان شده با ابریشم مانند یورت بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

به انگلیسی

• rounded building characteristic of the mongols and the turks of central asia

پیشنهاد کاربران

چادر هایی که بعضی ها در آن زندگی میکنند
چادری که با پوست حیوانات درست میشه و صحرانشینان یا عشایر از آن استفاده میکنند
خیمه
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما