younger

/ˈjəŋɡər//ˈjʌŋɡə/

معنی: جوانتر، بچه تر
معانی دیگر: 1- کهین، کهتر، کوچکتر، خردسال تر 2- جوان تر 3- نوپاتر، نوتر، تازه تر

بررسی کلمه

صفت ( adjective )
(1) تعریف: comparative of young.

(2) تعریف: born or come into being later than another or others.
متضاد: elder, older

- my younger daughter
[ترجمه ترگمان] دختر کوچک تر من
[ترجمه گوگل] دختر جوان من
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- the younger puppy
[ترجمه ترگمان] توله سگ جوان
[ترجمه گوگل] توله سگ جوانتر
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

جمله های نمونه

1. Enjoy your youth. You'll never be younger than you are at this very moment.
[ترجمه ترگمان] از youth لذت ببر تو هرگز جوان تر از این نیستی که در این لحظه باشی
[ترجمه گوگل]از جوانانتان لذت ببرید شما هرگز جوانتر از این نیستید که در این لحظات هستید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Besides a father she has a younger brother to support.
[ترجمه ترگمان]علاوه بر پدر، او برادر کوچک تری دارد که می تواند از او حمایت کند
[ترجمه گوگل]علاوه بر یک پدر، او برادر جوانتری برای حمایت دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. She reworked her speech for a younger audience.
[ترجمه ترگمان]او سخنرانی خود را برای مخاطبان جوان مورد بازبینی قرار داد
[ترجمه گوگل]او سخنرانی خود را برای یک مخاطب جوانتر اصلاح کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. I often dreamed of my younger brother soon after I left home.
[ترجمه ترگمان]خیلی زود، بعد از اینکه خانه را ترک کردم، اغلب در خواب برادر کوچک تر خودم را می دیدم
[ترجمه گوگل]اغلب بعد از اینکه من از خانه خارج شدم، اغلب برادر کوچکترم را دیدم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. A couple of the younger teachers tittered at his smutty jokes.
[ترجمه ترگمان]دوتا از اساتید جوان به لطیفه های his می خندیدند
[ترجمه گوگل]یک زن و شوهر از معلمان جوان ترجیح می دهند جوک های خنده دار او را بشنود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. The good thing about these younger players is that they are not carrying any excess baggage from less successful times.
[ترجمه ترگمان]نکته خوب در مورد این بازیکنان جوان این است که آن ها هیچ چمدان اضافی از زمان کم تر موفق حمل نمی کنند
[ترجمه گوگل]چیز خوبی در مورد این بازیکنان جوان این است که آنها از بارهای کمتری برخوردار نیستند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. The bigger children in the neighborhood molested the younger ones.
[ترجمه ترگمان]بچه های بزرگ تر در این محله به سگ های جوان تعرض می کردند
[ترجمه گوگل]فرزندان بزرگتر در محله، جوانترها را مورد انتقاد قرار دادند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. He had terrible acne when he was younger.
[ترجمه ترگمان]وقتی جوان تر بود جوش و جوش وحشتناکی داشت
[ترجمه گوگل]او هنگامی که جوان بود آکنه وحشتناکی داشت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. Some of the younger men began to pelt one another with snowballs.
[ترجمه ترگمان]بعضی از افراد کوچک تر با هم به هم گلوله های برفی می زدند
[ترجمه گوگل]بعضی از مردان جوان شروع به انداختن یکدیگر با توپ های برفی کردند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. He was pensioned off and replaced with a younger man.
[ترجمه ترگمان]او می رفت و با یک مرد جوان تر کار می کرد
[ترجمه گوگل]او بازنشسته شد و با یک مرد جوان جایگزین شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. Oh, so you're Peter's younger brother.
[ترجمه ترگمان]اوه، پس تو برادر کوچک تر پیتر هستی
[ترجمه گوگل]آه، پس شما برادر کوچکتر پیتر است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. We find many of the younger workers wanting in skill.
[ترجمه ترگمان]ما بسیاری از کارگران جوان را پیدا می کنیم که به مهارت نیاز دارند
[ترجمه گوگل]ما بسیاری از کارگران جوان تر را که مایل به مهارت هستند پیدا می کنیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. He bowled underarm for the younger children.
[ترجمه ترگمان]او underarm را به خاطر بچه های کوچک تر درهم کوبید
[ترجمه گوگل]او برای بچه های جوانتر زیر دست قرار گرفت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. I'd like to introduce my younger son, Mark.
[ترجمه ترگمان]دوست دارم پسر کوچک تر ام رو معرفی کنم مارک
[ترجمه گوگل]من می خواهم پسر جوانم، مارک را معرفی کنم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

15. She has a sister much younger than she is.
[ترجمه ترگمان]خواهرش خیلی از او کوچک تر است
[ترجمه گوگل]او خواهر بسیار جوانتر از او دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

جوانتر (صفت)
younger

بچه تر (صفت)
younger

به انگلیسی

• junior; of an inferior in age

پیشنهاد کاربران

کوچک تر
کم سن و سال تر
دوستان معنی younger میشه کوچکتر وsisterهم میشه خواهر بنابر این معنی میشه خواهر کوچکتر مخففlitter sisterمیشه
جوانتر
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما