🔸 معادل فارسی:
• درک تو از این قضیه کاملاً غلط است
• طرز فکرت درباره این موضوع خیلی خراب / اشتباه است
• خیلی قضیه را برعکس فهمیدی
• ( عامیانه ) خیلی گند زدی بهش / خیلی قاطی کردی
مثال ها
... [مشاهده متن کامل]
• "He blames me for the failure of the project, but he has it so messed up — it was his idea that caused the problem. "
او من را برای شکست پروژه سرزنش می کند، اما درکش کاملاً غلط است — این ایده او بود که مشکل را ایجاد کرد.
• "You think I'm trying to control you? You have it so messed up. I'm just trying to help. "
فکر می کنی دارم سعی می کنم کنترل کنم؟ خیلی قضیه را برعکس فهمیدی. فقط دارم سعی می کنم کمک کنم.
• درک تو از این قضیه کاملاً غلط است
• طرز فکرت درباره این موضوع خیلی خراب / اشتباه است
• خیلی قضیه را برعکس فهمیدی
• ( عامیانه ) خیلی گند زدی بهش / خیلی قاطی کردی
مثال ها
... [مشاهده متن کامل]
او من را برای شکست پروژه سرزنش می کند، اما درکش کاملاً غلط است — این ایده او بود که مشکل را ایجاد کرد.
فکر می کنی دارم سعی می کنم کنترل کنم؟ خیلی قضیه را برعکس فهمیدی. فقط دارم سعی می کنم کمک کنم.
کلا اشتباه گرفتی.
همه چی رو قاطی کردی.
خیلی بد فهمیدی قضیه رو.
برداشتت از بیخ غلطه.
اصل ماجرا رو نگرفتی.
همه چی رو قاطی کردی.
خیلی بد فهمیدی قضیه رو.
برداشتت از بیخ غلطه.
اصل ماجرا رو نگرفتی.